سینماسینما، فریبا اشوئی
کاظم دانشی را از پیشتر با سابقه کارگردانی تئاتر و ساخت فیلم کوتاه می شناسیم. اما او این بار با کارگردانی اولین فیلم بلندش، علفزار پا به عرصه فیلمسازی حرفه ای گذاشته است. علفزار یک تراژدی اجتماعی چند وجهی است که در دل خود راوی چند داستانک مختلف از حوادث و اتفاقات روی داده در حریم خانواده، همراه با آسیب شناسی اجتماعی و روند داد خواهی و دادرسی این پرونده ها در سیستم قضایی کشور است. روایتی چند وجهی که نقطه اتصالشان دادگاه و بازپرس پرونده است. دعوای خانوادگی، نزاع و جنایت همواره از سوژه های جذاب و مورد اقبال مخاطب است. شاهد این ادعا نیز صفحات پرمخاطب حوادث در سایت ها و روزنامه ها هستند. بنابراین گام اول فیلمساز در انتخاب سوژه پرمخاطب برای تضمین اقبال فیلم، گامی بجا و درست بوده و فیلم از این منظر توانسته است مخاطب را باخود همراه سازد. پیرنگ اصلی فیلم علفزار، پی گیری حقوق زنان در دل داستانک های روایت شده در متن است که از چند منظر از جمله عُرف، سنت و مذهب مورد بررسی قرار می گیرد. دو روایت اصلی فیلم، در یک بستر دادخواهی به محکمه کشانیده می شوند و هر دو آنها نیز به نحوی پایانی تلخ را به همراه دارند. اولی مادری است که به جرم اعتیاد تاوان می دهد و روایت دوم زنانی که عُرف و آبرو دست و پایشان را بسته است. اولی را با شرع و قوانینش توجیه و صورت مساله را پاک می کند و دومی را با بندهای دست و پاگیر عُرف و آبرو به وجدان بازپرس گره می زنند. هر دو پیرنگ اصلی ضمن پیشبرد موازی، مبین پیامی بزرگ به نام مظلومیت زنان در جامعه افسار گسیخته و مردسالار هستند. اولی قربانی جهل و خطای والدین است و دومی قربانی تعصب کور عُرفیاتی است که تماما ساخته ذهن جامعهاند. در این میان پیرنگ های فرعی دیگری نیز در حاشیه متن مطرح می شوند. از جمله فشارهای اقتصادی و مالی طبقه ضعیف و در تعقیب آن اقدامات غیرقانونی به خاطر ضعف اقتصادی و اجتماعی و نادیده انگاشته شدن و خودسری آشکار در ورود به زندگی خصوصی افراد به واسطه جرات و قدرتی که از بخشی از حاکمیت می گیرند. اعتیاد و بررسی عواقب و تبعات آن در ایجاد ناهنجاری های خانوادگی و اجتماعی نیز از دیگر پیرنگهای فرعی متن هستند که فیلمساز با تبحری خاص همه را در کنار هم، در دل روایتش گنجانیده است.
مهم ترین نقطه ضعف علفزار، دیالوگ محوری و ماضی مدار بودن آن است. همه چیز فیلم، حول محور جریانات و حوادثی می چرخد که تماما در ماضی اتفاق افتاده و حال در محضر دادگاه پیرامون آن دیالوگ و کنکاش میان طرفین دعوی و عدالت برقرار است. اطلاعاتی از گذشته همراه با مرور و فلاشبک در اختیار مخاطب نیست تا خودش با سوژه همگام شود و اتفاقات را ارزیابی یا قضاوت کند. همه چیز یک طرفه به قاضی ارجاع شده و راضی بازگردانده می شود. به همین دلیل است که فیلمنامه با واسطه یا بدون واسطه متهم به ارعاب و بزرگ نمایی است. اگرچه پیام های ارائه شده در متن برای مخاطب فیلم غریب نیستند اما شیوه پرداخت یک سویه درام، بدون فراهم سازی موقعیت های دراماتیک و صرفا بر پایه گفتار و رفتار شخصیت ها(همه هم از قضا تیپ هستند) و بدون پرداخت شخصیتی، سبب شائبه برانگیز شدن پیام ها شده و حقیقت پیام که همانا مظلومیت زنان است، نیز قربانی این بی تدبیری می شود. همان طور که پیشتر اشاره شد شخصیت ها، بخصوص در خانواده مذهبی تماما تیپیکال و نمادین هستند. این خانواده نماینده یک گروه مذهبی اند که با موقعیت کاذب مالی و نفوذ اجتماعی و قدرتی معرفی می شوند و به هیچ نحوی هم حاضر به نابودی آن نیستند. همین شکل پرداخت، اصل ماجرا را شعاری و گل درشت کرده است. شاید اگر خانواده کم ادعاتری با رجوع به اصل حوادث(سکانس های ملموستر در قالب فلاشبک) مد نظر نویسنده بود، کار موفق تر از این از آب درمی آمد.
به هر حال با عبور از بحث محتوا، علفزار علیرغم تعدد موضوع، فیلم یکدستی از کار درآمده است و فیلمساز توانسته با ایجاد هماهنگی موثر میان لایه های درام از طریق تدوین خلاقه (حمید نجفی راد) و کد گذاری صحیح اطلاعات در میان سه پرده، فیلمی پرکشش برای مخاطبش بسازد. فیلمی که به دلیل تعدد شخصیت و ماجرا، همواره عناصر دراماتیزه لازم برای حفظ ریتم و ضرباهنگ را در خود دارد و بر پایه یک الگوی تکرار شونده سینوسی، مخاطب را در اوج و فراز های پی در پی تا پایان فیلم، با خود همراه نگاه می دارد.
در ادامه باید گفت فیلم علفزار اگر چه در بخش محتوا و پرداخت متن، با کاستی های جدی روبرو است اما این موضوع، مانع موفقیت و اقبال فیلمساز در امر کارگردانی اثرش نشده است. سخن پایانی این که پژمان جمشیدی در نقش بازپرس پرونده علفزار، یکی از تاثیر گذارترین و ماندگارترین نقش هایش را خلق کرده است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- «دکتر خوب»؛ از نقص تا نبوغ، جراحی که قواعد انسان بودن را دوباره مینویسد
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- اعلام اسامی فیلمهای راهیافته به جشنواره فجر
- درنگی بر جشنواره فیلم فجر/ قاب شکسته سینما
- اگر میدانستم مخالفت میکردم/ واکنش علی نصیریان به پوستر جشنواره فیلم فجر
- رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴ با تصویری از «شیر سنگی»
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- «کفایت مذاکرات» و خندههایی که از دل موقعیت میآیند
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال





