سینماسینما، منوچهر دینپرست
از پوستر چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شدهاست و این یعنی تا کمتر از یک ماه دیگر، دوباره چراغ جشنواره روشن میشود. جشنوارهای که همیشه از آن بهعنوان «ویترین سینمای ایران» یاد شده؛ جایی که قرار است سینماگران آخرین آثارشان را نمایش بدهند و مخاطب هم تصویری نسبتاً کامل از حالوهوای سینمای کشور ببیند. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا جشنواره فیلم فجر هنوز واقعاً ویترین سینمای ایران است؟
قبل از هر چیز بگویم که من شخصاً با اصل برگزاری جشنواره، حتی در بدترین شرایطش هم مخالف نیستم. بهنظرم روشنبودن یک چراغ کمنور، بهتر از تاریکی مطلق است. همین که جشنواره برگزار میشود، یعنی هنوز روزنهای از امید باقی مانده. اما این موافقت، بههیچوجه به معنای ندیدن ایرادها و بستن چشم روی مشکلات نیست. اتفاقاً هر نقدی که به جشنواره فیلم فجر میشود، بهویژه وقتی از طرف اهالی قلم و روزنامهنگاران است، معمولاً از سر دلسوزی است، نه تخریب.
واقعیت این است که جشنواره فیلم فجر سالهاست دچار بحران هویت شدهاست. انگار خودش هم دقیق نمیداند قرار است چه باشد و چه نقشی بازی کند. تصمیمهای مدیریتی و ملاحظات سیاسی آنقدر پررنگ شدهاند که نفس جشنواره را گرفته و آن را از بدنه هنریاش دور کردهاند. نتیجهاش هم مشخص است: سینماگران با تردید به جشنواره نگاه میکنند. خیلیها از همان لحظهای که فیلمشان را برای جشنواره میفرستند، تا روز داوری، مدام با خودشان کلنجار میروند که اصلاً کار درستی کردهاند یا نه.
این تردید فقط یک احساس شخصی نیست؛ در عمل هم دیده میشود. بعضی از فیلمسازان طی این سالها قید جشنواره را زده و عطایش را به لقایش بخشیدهاند. نه به این دلیل که با مخاطب داخلی قهر کردهاند، بلکه چون اعتمادشان به روندها از بین رفته. این فیلمسازان ترجیح میدهند آثارشان را در جشنوارههای خارجی نمایش بدهند؛ جایی که حداقل میدانند اگر فیلم پذیرفته شود، بدون حذف و دردسر اکران میشود.
بهنظر من، این انتخاب لزوماً بیاحترامی به مخاطب داخلی نیست. مسأله اینجاست که نوع نگاه داخل به سینما، میزان سانسورها، محدودیتها و عوامل ریز و درشت دیگر، آنقدر فضا را غیرقابل پیشبینی کرده که طبیعی است سینماگر دل و دماغ حضور در جشنواره داخلی را نداشته باشد. وقتی فیلمسازی نداند نسخه نهایی فیلمش همان چیزی است که روی پرده میرود، چرا باید ریسک کند؟
البته این حرفها چیز تازهای نیست. تقریباً همه مدیران فرهنگی از وضعیت فعلی سینما بهخوبی خبر دارند. همه میدانند مشکل کجاست، اما مسأله این است که اراده جدی برای اصلاح وجود ندارد یا اگر هست، آنقدر ضعیف است که در برخورد با مقاومتها از بین میرود. نمونهاش اتفاقات سال گذشته. فیلم «پیر پسر» که مدتها توقیف بود، بالاخره اکران شد، اما در بدترین ساعت ممکن؛ ساعت ده شب، زمانی که عملاً بخش زیادی از مخاطبان امکان دیدنش را ندارند.
در همان سال، فیلم «قاتل وحشی» حتی اجازه اکران هم پیدا نکرد. این تناقضها نشان میدهد که تصمیمگیریها یکدست نیست. انگار چند اراده مختلف در حال کشمکش با هم هستند و در این دعواها، کسی که بیشترین آسیب را میبیند، خود سینماگر است. فیلمسازی که سالها وقت و انرژی گذاشته، ناگهان با یک تصمیم، کنار گذاشته میشود؛ بدون توضیح قانعکننده، بدون شفافیت.
همین وضعیت باعث شده جشنواره فیلم فجر دیگر نتواند تصویر کاملی از سینمای ایران ارائه بدهد. ویترینی که نصف اجناسش پشت انبار ماندهاند یا اجازه نمایش ندارند، چطور میتواند ویترین واقعی باشد؟ مخاطب هم کمکم این را فهمیده و دیگر مثل گذشته هیجان ندارد. جشنوارهای که قرار بود محل گفتوگو، نقد و تنوع نگاهها باشد، حالا بیشتر شبیه مراسمی رسمی و قابل پیشبینی شدهاست.
اگر قرار است جشنواره فیلم فجر دوباره جدی گرفته شود، قبل از هر چیز باید تکلیفش را با خودش روشن کند. باید مشخص شود اولویت با سینماست یا با ملاحظات بیرونی. بدون اعتمادسازی، بدون شفافیت و بدون احترام به تنوع نگاهها، هیچ پوستر خوشرنگ و لعابی نمیتواند حال جشنواره را خوب کند. جشنوارهای که سینماگرانش به آن شک دارند، هرچقدر هم پرزرقوبرق باشد، در نهایت فقط یک قاب شکسته خواهد بود، نه ویترین سینمای ایران. سینما هنوز هم برای مردم جذاب است و باید آنها را هدف خود بدانیم.
منبع: روزنامه اطلاعات
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- اعلام اسامی فیلمهای راهیافته به جشنواره فجر
- اگر میدانستم مخالفت میکردم/ واکنش علی نصیریان به پوستر جشنواره فیلم فجر
- رونمایی از پوستر جشنواره فیلم فجر ۴۴ با تصویری از «شیر سنگی»
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- با این همه جشنواره چه کنیم؟
- نگاهی به فیلم «ناتور دشت»؛ یسنا گم شده!
- فراخوان جشنواره فیلم فجر ۴۴ منتشر شد
- نگاهی به سریال «سووشون» اقتباسی از رمان سیمین دانشور/ قابهای زیبای شیراز
- با صدور احکامی از سوی رائد فریدزاده؛ دبیران جشنوارههای ملی و جهانی فیلم فجر معرفی شدند
- مهدی مسعودشاهی درگذشت
- انتقاد سازندگی از گفتوگوی کمال تبریزی با ایسنا/ داوران بر اساس مصلحت رای دادند نه کیفیت
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- استقبال از فیلمهای سینماگران ایرانی در فرانسه چطور است؟
- جنابخان؛ لبخندی بر روزهای پرالتهاب
- جشنواره آمریکایی به فیلم مهران رنجبر جایزه داد
- انتشار کتاب صوتی «ستارهی لیلا» با صدای گلچهره سجادیه
- با اهدای جوایز هفتاد و نهمین دوره؛ «مرگ فروشنده» موفقترین بازسازی یک نمایش در تاریخ جوایز تونی شد
- در شصتمین دوره برگزاری؛ کارلووی واری از مگی جیلنهال و جسی آیزنبرگ تجلیل میکند
- «تهران کنارت»؛ همچون طنینی که در خود میپیچد
- چهار جایزه بینالمللی برای فیلم «این صداها واقعیست»
- موافقت شورای صنفی نمایش با پخش بازیهای فوتبال ایران در سینما
- وکیل مدافع خبر داد: تایید حکم غیابی جعفر پناهی به حبس و ممنوعیت خروج از کشور
- «مجلس ضربت زدن»؛ جدال جهل و خرد
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- فیلمبرداری «جزیره من» آغاز شد/ حضور برد پیت در صحنهی بزرگترین رقابتهای موتورسواری جهان
- «خون بس» برنده جایزه بزرگ بهترین فیلمنامه کوتاه رودآیلند شد
- مرجان ساتراپی درگذشت
- مرجان ساتراپی؛ کارگردانی استاندارد و نویسندهای مولف
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- «پلان آخر بازی»؛ همچون پرندهی مهاجری، که پرواز برایش شکل غایی سفر است
- فخری خوروش؛ بازیگر مولف و ستاره موج نوی سینمای ایران
- «تهران کنارت»؛ زخمهای کاری، از نمایی دیگر
- فرهاد ارجمندی درگذشت
- به حرمت پیدا نشدن ماکان/نامه ای به پرویز پرستویی
- «روز افشاگری» و موضع اسپیلبرگ در استفاده از هوش مصنوعی
- خبرهایی از سریالهای لطیفی، جعفریجوزانی و رضا میرکریمی
- کنسرت «بازی تاج و تخت» روی صحنه میرود
- «استودیو صدای بِربِریَن»؛ فریادها و نجواها
- خوانشی فرویدی از فیلمتئاتر «نیوجرسی»/ تراژدی بیوالایش: از ترومای اولیه تا سیطرهی سائق مرگ
- تدوینگر اسکاری درگذشت
- دلیله و یک نقش مکمل تأثیرگذار
- «کودکشو» و یک اجرای چندوجهی؛ وقتی الیکا عبدالرزاقی فاصلهها را کم میکند





