سینماسینما، منوچهر دین پرست
فیلم «ناتور دشت» تازهترین اثر سیدمحمدرضا خردمندان، یکی از فیلمهای شاخص و بحثبرانگیز سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ است؛ اثری در ژانر درام اجتماعی با بُعدی معمایی که بر اساس واقعهای واقعی ساخته شده و در بخش مسابقهٔ جشنوارهٔ فیلم فجر به نمایش درآمد. خردمندان که پیشتر با فیلمهای انسانی و اخلاقمحورش شناخته میشد، در این اثر نیز سراغ روایتی ریشهدار در واقعیت و جامعه رفته است؛ داستانی که در ظاهر از گمشدن یک کودک آغاز میشود، اما در عمق خود از گمشدنِ آرامش، اعتماد و هویت در یک زیستبوم روستایی سخن میگوید.
داستان از گمشدن دختربچهای به نام یسنا در مزرعهای روستایی آغاز میشود؛ حادثهای ساده اما سرشار از التهاب که مثل جرقهای، فضای ساکت و آرام روستا را در هم میریزد. خانواده، همسایهها و نیروهای محلی در جستوجوی کودک برمیآیند، اما هرچه زمان میگذرد، اضطراب و شکاف در روابط میان مردم بیشتر میشود. در ظاهر، همه دنبال دخترند، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که هر کس چیزی را در این جستوجو گم کرده است: ایمان، اعتماد، عشق، یا آرامش خویش را. همین لایههای چندگانه است که «ناتور دشت» را از یک روایت صرفاً حادثهای به اثری اجتماعی و فلسفی تبدیل میکند.
زیباییشناسی فیلم بر سادگی، واقعگرایی و پیوند با طبیعت استوار است. خردمندان با انتخاب لوکیشن روستایی و استفاده از نور طبیعی، جهانی خلق کرده که در آن طبیعت نه پسزمینه، بلکه شخصیت زندهای است. مزرعه، زمین و آفتاب در هر قاب حضور دارند؛ همانگونه که خاک و عرق و باد بخشی از روح آدمهای فیلماند. قاببندیهای باز، چشماندازهای گسترده و استفاده از سکوتهای طولانی، حس گمشدگی و خلأ را تشدید میکنند. سکوت در «ناتور دشت» معنا دارد؛ گاهی صدای نسیم، جای گفتوگو را میگیرد و دوربین به جای کلام، اضطراب را در چهرهها ثبت میکند. این زیباییشناسی مینیمال و در عین حال شاعرانه، یادآور رویکردی است که سینمای ایران از دههٔ هفتاد در آثار نئورئالیستیاش تجربه کرده بود.
از منظر اجتماعی، فیلم به شکلی هوشمندانه به لایههای گوناگون جامعهٔ روستایی میپردازد. گم شدن یک کودک، بهانهای است برای آشکار شدن روابط میان مردم؛ روابطی که ترکیبی از همدلی، سوءظن، خرافه و ناتوانی نهادی است. در این جامعهٔ کوچک، بحران باعث میشود که ارزشهای اخلاقی در معرض آزمایش قرار گیرند. فیلم نشان میدهد که چگونه در شرایط بحرانی، ساختارهای رسمی (پلیس، شورا، نهادهای محلی) کارایی لازم را ندارند و در عوض، حس انسانی و جمعیِ همدلی میتواند نیروی نجاتبخش باشد. در دل همین تضادها، «ناتور دشت» تصویری از ایرانِ امروز ارائه میدهد: جامعهای میان مدرن شدن و ماندن در گذشته، میان اعتماد و تردید، میان فردگرایی و جمعگرایی.
خردمندان در کارگردانی این اثر، نشان داده که به ریتم درونی روایت وفادار است. او شتابزده نیست و از ملودرامهای پرهیاهو پرهیز میکند. ریتم فیلم آرام اما پیوسته است؛ گویی زمان در آن همچون رودخانهای میگذرد و هر موجش، اضطراب تازهای میآورد. تدوینِ دقیق و نگاهِ دوربینِ صبور، موجب میشود تماشاگر همراه با خانوادهٔ یسنا، اضطراب و امید را توأمان تجربه کند. در عین حال، استفاده از پلانهای بلند و نگاههای ممتد به چهرهها، بیننده را درگیر جهان درونی شخصیتها میسازد.
از نظر اجرا، «ناتور دشت» فیلمی است با بازیهای یکدست و کنترلشده. هادی حجازیفر در نقشی متفاوت از آثار پیشینش، حضوری آرام و درونی دارد؛ بازیای که بر احساس پدرانه، خستگی و ناامیدی استوار است و از اغراق بهدور مانده. میرسعید مولویان، با چهرهای پر از تردید و تأثر، نقش شخصیتی را ایفا میکند که در مرز میان عقل و احساس گرفتار است. علی صالحی نیز با حضور کوتاه اما تأثیرگذار خود، حس انسان ساده و صادقی را منتقل میکند که با درد جمعی همدرد است. نکتهٔ قابل توجه در بازیگری فیلم این است که هیچکدام از نقشها «بازی نمیکنند»؛ همه طبیعیاند و در فضای بومی خود تنفس میکنند.
یکی از نقاط برجستهٔ فیلم، طراحی لوکیشن آن است. لوکیشن روستایی نهتنها به واقعگرایی اثر میافزاید، بلکه از نظر تماتیک نیز با مضمون فیلم پیوند دارد. مزرعه، بهمثابه نمادی از زندگی، کار و زمین، در اینجا بدل به محلِ بحران و گمشدگی میشود. کودکی که در مزرعه گم میشود، در واقع نمادی است از ازدسترفتنِ ریشهها و پاکی در جهان پرآشوبِ امروز. لوکیشن طبیعی، با رنگهای خاکی و آفتابخوردهاش، بسترِ بصریِ زیبایی فراهم کرده که هم احساس آرامش دارد و هم حس ناامنی.
از حیث ریتم درونی و تنش دراماتیک، فیلم در سراسر مسیر خود، تعلیق را حفظ میکند. تماشاگر همواره در انتظار یافتن کودک است، اما در مسیر جستوجو، با پرسشهای اخلاقی عمیقتری روبهرو میشود: مسئولیت ما در برابر دیگری چیست؟ جامعه چگونه در بحران معنا پیدا میکند؟ و چه چیزی در ما زنده میماند وقتی امید در حال فروریختن است؟ این پرسشهاست که «ناتور دشت» را از یک فیلم حادثهای به اثری تفکرانگیز و انسانی تبدیل میکند.
در بعد زیباییشناسی، فیلم به تعادلی میان واقعگرایی و شاعرانگی دست یافته است. استفاده از نور طبیعی، موسیقی حداقلی و تأکید بر سکوت، فضایی میسازد که به بیننده اجازه میدهد حس کند در بطن رویداد حضور دارد. موسیقی یا صدای محیط در خدمت حس است نه هیجان؛ و در همین سادگی است که اثر عاطفی فیلم شکل میگیرد.
منبع: روزنامه اطلاعات
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- درنگی بر جشنواره فیلم فجر/ قاب شکسته سینما
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- تأملی بر حضور نوری بیلگه جیلان در جشنواره جهانی فیلم فجر؛ داور غایب
- نگاهی به فیلم «پارتنوپه»؛ زیبایی از دست رفته
- «ناتوردشت» به باکو میرود
- جشنواره جهانیِ فیلم فجر در شیراز؛ جشنواره ثبات میخواهد
- برای همایون ارشادی که به تازگی به ابدیت پیوست؛ بازیگر سکوت و تأمل
- با این همه جشنواره چه کنیم؟
- درباره فیلم «پیر پسر»؛ پدر خانه را ویران کرد
- نگاهی به سریال «سووشون» اقتباسی از رمان سیمین دانشور/ قابهای زیبای شیراز
- «ناتوردشت»؛ روایت انسان در لحظههای بحرانی
- «ناتور دشت»؛ فریاد خاموش
- یک انیمیشن در صدر فروش فیلمها/ اکران دو فیلم جدید آغاز شد
- «ناتور دشت»؛ یک فیلم با داستانی سرشار از تعلیق
- «ناتوردشت»؛ قصهای از وجدان، آبرو و جمعیت
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- «کارگردانی تئاتر عروسکی در عصر چندرسانهای» منتشر شد
- خانه سینما برگزار میکند؛ «۷ سال سینمای ایران»
- نمایش «راشومون»؛ وقتی حقیقت عریان میشود
- بهترین سریالهای ایران بر مبنای مفهوم ابرکاراکتر
- انتشار فراخوان نخستین جشنواره سراسری تئاتر «دارا رُخ»
- معرفی نامزدهای شانزدهمین جوایز ایسفا
- روایت «نفرین توقیف» از مالیخولیای توقیف در سینمای ایران
- مراسم تجلیل از ستارگان لابراتوارها / گزارش تصویری
- کمدین معروف بازیگر تئاتر تارانتینو شد
- نگاهی به نمایش «بستور؛ سپهسالار کوچک»؛ برای ساختن هویت ملی به اساطیرمان نیاز داریم
- «ریورس»؛ روایتی از جبر و اختیار در جهان امروز
- نمایش اپرای «عشق»؛ گذشتن از پیمان، دل بستن به پیمانه
- یک فیلم ایرانی نماینده انگلیس در اسکار ۲۰۲۷
- اجرای نمایش همایون غنیزاده متوقف شد
- رونمایی از اولین پوستر «بیدار» سه روز مانده تا اکران
- بهزاد عبدی روایتی از سرنوشت امیرکبیر را روی صحنه میبرد
- فیلم کنسرت اینتراستلار / گزارش تصویری
- برگزیدگان دومین فستیوال واک معرفی شدند
- اکران مستند «کابوک» در پردیس سینمایی چارسو
- «شبهای پرتره» با عکاسی از علیرضا مشایخی آغاز میشود
- بهار قاسمی با «دُخشید» ۲ جایزه جهانی گرفت
- «به نوبت» در راه آمریکا و کلمبیا/ «آمرغ» به مسکو میرود
- تجلیل از هنرمندان لابراتوارها در خانه سینما





