فیلم سینمایی «دیوار صوتی» ساخته امیرنادری در نخستین برنامه از سلسله برنامههای «سینما توگراف اهواز» به نمایش درآمد.
به گزارش سینماسینما، در این نشست که شامگاه جمعه (۹ مردادماه سال ۱۴۰۵) در کتابخانه تخصصی خوزستان شناسی علوم ایران در اهواز برگزار شد، منتقدان و سینماگران به نقد و بررسی این فیلم نشستند.
امیر نادری در پیام ویدئویی اختصاصی گفت: «اولأ من درحال حاضر دلم برای ایران در شرایط جنگ تنگ است و نگران هستم. دومأ باعث خوشحالی من است که بچه های خوزستان، اهواز، آبادان، خرمشهر و خطهای که من در آن بزرگ شدم، به سینما علاقمند هستند، خیلی خوب است که در یک جا جمع شوند و بتوانند مستندی از این خطه ارائه بدهند.
در خصوص فیلم «دیوار صوتی» که شما میخواهید نشان بدهید، یکی از فیلمهای مورد علاقه من است. ساخت این فیلم بسیار سخت بود. از آن بدتر خیلی سخت است دیدن این فیلم. نمیدانم میتوانند طاقت بیاورند این فیلم را ببینند یا نه. سعی کردم حالا که بچه فیلم کر و لال است، با مدیوم فیلم، یعنی مونتاژ، صدا، حرکت و سکوت بتوانم قصه را بگویم. منظورم از قصه، همان قصه کمی که دارم، و من همیشه با داستان کم شروع میکنم، تا بتوانم طوری آن ارائه کنم که تماشاگر بتواند ببیند.
این فیلم خیلی فیلم عجیبی است. بازیگر پسربچه را در خیابان پیدا کردم. سه سال صبر کردم تا بزرگتر شود. ۶ ساله بود دیدمش و وقتی فیلم را شروع کردیم ۹ ساله شده بود. اسم عجیبی هم داشت؛ «چارلز اسپارتاکوس گریم فیلد نلسون» اسمش بسیار عجیب بود. وقتی بزرگ شد، شماره تلفن بهش دادم و گفتم بگذار بابات به من تلفن کند. پدرش وقتی فهمید موضوع چیست ومن که هستم، قبول کرد. گفت مدرسهاش چه میشود. گفتم معلم خصوصی میگیریم. کم کم به همه عوامل گفتم هیچ کسی حق ندارد با این پسربچه حرف بزند. دوماه پسربچه حرف نمیزد. هر کاری داشت را باید مینوشت. کم کم وقتی همان شد که میخواستم، شروع کردیم به فیلم برداری. اما خود پسربچه نبوغ عجیبی داشت. من البته همیشه شانس آوردم که بچههای درست پیدا کنم. به هرحال این فیلم برای من سمفونی از حرکت، مونتاژ عجیب، صدای خیلی عجیب، سکوت خیلی عجیب است، و یک نوع کلاس درس میتواند باشد درباره فیلم برداری در یک لوکیشن محدود. فیلم در دو لوکیشن فیلم برداری شده، یکی همان استودیو است و یکی دیگر بدترین جایی که یک پسربچه کرولال میتواند باشد، یعنی پل و تردد بی وقفه ماشین و سروصدا.
به هرحال خیلی خوشحالم که فیلم را نشان میدهید. اما امیدوارم بتوانند این فیلم عجیب را تحمل کنند. یکی فیلم «دیوار صوتی» و یکی هم فیلم «ماراتن» (که هردو سیاه وسفید هستند و من فیلم سیاه وسفید را خیلی دوست دارم و هروقت، وقت کنم یک فیلم سیاه و سفید میسازم) فیلمهای عجیبی هستند. این را هم بگویم همه باید کمک کنند بچههای خوزستان فیلم بسازند. بچههای خوزستان باید آن فرهنگ، نفت، عشق، علاقه، یعنی این کوتاه نیامدن را توی فیلمهایشان بیاورند. چهرهای واقعی خانواده، پدر، مادر، فامیل، رنگ پوست، آفتاب، اینها مولفههای فیلمهایشان باشد. قربان شما. موفق باشید. کات.»
در ادامه علی اصغر شادِروان، کارگردان شناخته شده سینما درباره فیلم سینمایی«دیوار صوتی» گفت: امیر نادری فیلم دیوار صوتی را با قطار شروع میکند. حرکت قطار میتواند هم شکل فیزیکی داشته باشد و هم معنای سفری باشد که پسر بچه (جسی) تا پایان فیلم آغاز می کند. بعد ما با آرشیو سیاه ودیواری از کاست های صوت روبرو می شویم که تداعی مرگ است انگار. آرام آرام دست پسربچه رو به بالا دراز می شود و کندو کاو می کند. گویی که پسربچه می خواهد خواسته اش را از بالا به دست بیاورد. خواسته ای که در روند پایانی فیلم او را به نوعی از بلوغ می رساند.
کارگردان فیلم سینمایی «تیرباران» اضافه کرد: در این فیلم امیرنادری به تدوین و صدا اهمیت زیاد داده است. در واقع تدوین و صدا همان زبان و ذاتِ سینماست که امیر نادری پیش از این هم در چند فیلم، از جمله دونده وآب، باد، خاک چنین تلاشی کرده بود. در فیلم دیوار صوتی امیرنادری از صدا به خوبی استفاده کرده است. از جمله تیک تاک ساعت وصدای وحشتناک ماشین ها و بوق های کشدارشان.
کارگردان فیلم سینمایی «بحران» افزود: امیرنادری اطلاعات زندگی جسی را آرام آرام به مخاطب می دهد. مخاطب در پایان متوجه جست وجو وتلاش پسربچه برای کشف گذشتهاش میشود.
عبدالله سلامی دیگر منتقدان و فیلم سازان پیشکسوت نیز گفت: امیرنادری یکی از بارزترین فیلم سازان خود آموز سینماست. او با فیلم های جنوبی اش توانست زندگی خودش را روایت کند. در فیلم «دیوار صوتی»، امیرنادری در کنار استفاده از صدا وتدوین، دست به نماد پردازی هم می زند. از جمله قفل وکلید که مدام روی آن ها مکث می شود. یا نگاتیو کاست ها که به صورت کلاف سردرگم در آسمان رها می شوند و انگار یک جور رهایی پسربچه فیلم را نشان می دهد.
حبیب باوی ساجد، کارگردان و نویسنده نیز گفت: نمی توانیم به فیلم «دیوار صوتی» بپردازیم، بی آن که رجعت به گذشته امیرنادری داشته باشیم. دو جور رجعت باید به امیرنادری کرد. نخست رجعت سینمایی و دوم رجعت به کودکی و جهان شخصی اش. رجعت به گذشته سینمایی امیرنادری ما را با نخستین فیلم هایی سینمایی امیرنادری، یعنی خداحافظ رفیق و تنگنا روبرو می کند که فیلم های اجتماعی وخیابانی به شمار می آیند. رجعت به کودکی، ما را با کودکی امیرنادری آشنا می کند که در بدو تولد مادر وپدرش را از دست داد. ما می بینیم که امیرنادری بعد از دو فیلم اجتماعی اش، می رود سراغ جنوب وکودکی اش. این جغرافیا ومضامین، چند فیلم ماندگار از امیرنادری را به ارمغان می آورند.
وی افزود: بارزترین خاطره کودکی امیرنادری، برمی گردد به ۱۰ یا ۱۲ سالگی اش که از تهران برمی گردد آبادان تا بلکه عکسی از پدرش را ببیند تا بفهمد شبیه پدرش است یا نه، وبه طور کلی تصویری از پدرش را برای نخستین بار ببیند. امیرنادری مفصل جست و جو برای یافتن عکسی از پدرش را چهل سال پیش در گفت وگو با پرویز دوایی شرح می دهد که چطور از تهران به آبادان و بعد از آبادان به مشهد واز مشهد به روستایی در مشهد فقط دنبال عکس پدرش می گشت.
باوی ساجد ادامه داد: حالا من مایلم این سئوال را مطرح کنم: آیا جست وجوی پسربچه فیلم دیوار صوتی برای یافتن صدای مادرش، نمی تواند همان جستجوی امیرنادری در کودکی برای یافتن عکس پدرش باشد؟ پرسش دیگرم این است: چگونه این خاطره بیش از چند دهه بعد سراز فیلمی از امیرنادری در می آورد؟ چرا همان چند دهه پیش آن را نساخت؟ این ها نشان می دهد که امیرنادری یکی از بارزترین فیلم سازانی است که همواره زندگی خودش را بدل به فیلم می کند، اما با موضوع برخورد عجولانه نمی کند، و بعد هم می داند که خاطره صرفا نمی تواند بدل به اثر هنری شود. بلکه باید هنرمندانه روایت اش کرد. درست مثل کاری که امیرنادری با فیلم های اتوبیوگرافی اش کرد.
کارگردان فیلم سینمایی سامی ادامه داد: اما درخصوص تکنیک یا زبان سینما در فیلم سینمایی دیوار صوتی، باید گفت که امیرنادری جنون آمیزمخاطب را در جهت جهان فیلم و بازتاب شخصیت پسربچه با صدا و کات های پیاپی آزار می دهد. این آزار شاید ذره ای از آزاری است که پسربچه فیلم با آن روبروست. انتقال چنین جنون وآزار به مخاطب، به گمانم بشدت هنرمندانه، آگاهانه ودر خدمت فیلم است.
عکسها: عرفان ریاحی فر، حسین سیاحی، آراد فلاحی، عباس ریاحی فر
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «سامی» به ایتالیا میرود
- جشنواره عراقی از حبیب باویساجد تجلیل کرد
- کدام زندگی، کدام سینما؟
- جایزه بهترین کارگردانی جشنواره ایتالیایی به «سامی» رسید
- در ستایش سینمای بیچیز؛ همه چیز داشتن در عین بی چیزی
- «سامی»؛ روایتی انسانی از جنگ بیپایان
- مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق میکند
- «جستوجو در تنگنا»؛ انگار این همه چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث بردهایم
- میراثِ کودکی
- نگاهی به فیلم سینمایی «سامی»؛ دوربین به مثابه سمفونی برای سفری طولانی
- یادداشتی بر فیلم سینمایی «سامی»؛ مکان به مثابه شخصیت
- واقعگرایی در فیلم «سامی» مثل «تفنگ چخوف»
- «سامی»؛ بقای عشق واقعی پس از فقدان
- راهیابی فیلم کوتاه «البنات» به جشنواره مصری
- بررسی فیلم «سامی» از منظر نویسنده عرب/ وفاداری به انسان
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- امیر نادری و ذات و زبان سینما
- رمان «رخشان»؛ گُذار از خامیِ عاطفی تا رسیدن به بلوغ فکری
- فستیوال فیلم ونیز ۲۰۲۶؛ توضیحات مدیر جشنواره درباره غیبت فیلمهای هالیوودی
- نگاهی به بازی محسن قصابیان در سریال «کلاغ»/ استراتژی مکث و سکوت
- فوت یکی از برندگان اسکار؛ گلن هانسارد درگذشت
- کاوه کاویان درگذشت
- «روسری آبی»؛ فرا رفتن از چارچوب بسته
- «جای دندان پلنگ»؛ جای دندان پلنگ بر تن زخمی گربه
- ۲۰ سریال غیرانگلیسیزبان برگزیده سالهای اخیر
- اکبر عبدی؛ پدیده کمنظیر بازیگری در سینمای ایران
- «سامی» به ایتالیا میرود
- «غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید
- تغییرات در سازمان سینمایی با انتشار سه حکم جدید
- درباره چهار فیلم موفق در باکس آفیس ۲۰۲۶/ نابودگران کلیشه
- مرضیه برومند دبیر جشنواره سی و یکم تئاتر کودک و نوجوان شد
- «پیکا» و ضرورت شکستن سکوت پیرامون تاثیر طلاق بر کودکان
- آیا مدیر جشنواره مقصر است؟/ سهم فیلمسازان زن در ونیز ۲۰۲۶: یک از بیست
- «خون بس»؛ زخمهایی که التیام نمییابند
- درباره اکبر عبدی/ آقای خنده و خاطره
- در سی و دومین دوره برگزاری جشنواره؛ فیلمساز ایرانی با «۳۲ متر» به سارایوو میرود
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر زنده یاد «اکبر عبدی»
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- پاتوق مستند و نمایش «دختران باد» و «بوم ایرانی»
- اکبر عبدی به خانه ابدی بدرقه شد
- در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- اکبر عبدی؛ از بازیگریِ بدن تا آفرینش شخصیت
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- اکبر عبدی درگذشت










