تاریخ انتشار:1405/04/28 - 18:19 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 216411

سینماسینما، یاسمن خلیلی‌فرد

«استخر» سومین ساخته‌ی سینمایی سروش صحت پس از دو فیلم موفق «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافه‌ها»ست.

نام فیلم خود انتخابی استعاری‌ست از آن‌چه در دل درام می‌گذرد؛ نشانی از عمق و ژرفا که در پایان سرانجام شخصیت اصلی فیلم با گذر از بحران‌ها به آن دست می‌یابد.

اگر سه فیلم صحت را سه‌گانه‌ای با مضامین مرتبط و فضاسازی پیوسته در نظر بگیریم می‌توان «استخر» را موخره‌ی آن‌ها دانست. فیلمی با ساختاری درست و فیلمنامه‌ای قابل‌قبول که مولفه‌های آثار پیشین کارگردان در آن بارزند.

فیلم شروع خوبی دارد و ترکیب دلنشینی از طنز، تنش، صمیمیت و جدایی را در یک داستان کاملاً شخصیت‌محور ارائه می‌دهد.

در «استخر» نیز سروش صحت همچون دو فیلم قبلی‌اش خصوصاً «جهان با من برقص» به دنیای درونی مردی میانسال وارد می‌شود و یک بحران انسانی را در رابطه‌ی او با همسرش، دنیای اطرافش و آدم‌های دور و برش به تصویر می‌کشد و باز هم با همان نگاه سوررئالیستی و استعاری، حضور عنصری نمادین (این بار یک گاو) هم‌پوشانی طنازانه‌ای را با موقعیتِ پراستیصال کاراکتر اصلی ایجاد می‌کند. این فضای فراواقع‌گرایانه در بسیاری از جزئیات فیلم نیز متبلور می‌شود: مثلاً بلند شدن دود از سیگار فرضی، فرورفتن گوجه فرنگی در بطری آب و موقعیت‌های مشابه دیگری که درام را از لایه‌های سطحی به لایه‌های زیرین می‌برند و مخاطب را نیز به تفکر درباره‌اش وامی‌دارند.

این وام گرفتن از مولفه‌های سبکیِ سینمای پست مدرن جدا از ایجاد بعدی عمیق در دل متن، به نحوی نیز شوخی کارگردان است با مخاطب؛ نوعی جدی نگرفتن و شوخی انگاشتن همه چیز، حتی جدی‌ترین مفاهیم انسانی چون مرگ یا جدایی!

سروش صحت قصه‌ی زوج اصلی فیلم را به موازات زندگی پدرِ زن (علیرضا خمسه) پیش می‌برد و نقاط عطف زندگی پیرمرد که واپسین روزهای عمرش را سپری می‌کند موتور محرکی‌ست برای زندگی مشترک رو به زوال زوج نیمه‌افسرده‌ی میانسال (امین حیایی و سحر دولتشاهی) که زبان مشترک خود را گم کرده‌اند، حرف هم را نمی‌فهمند و زن عشقش به مرد را از دست رفته می‌بیند؛ گره خوردن این بخش از داستان به رابطه‌ی عاشقانه‌ی پیرمرد با مستخدمه‌ی میانسال خانه‌اش (پانته‌آ پناهی‌ها) که در عین طنازانه بودنش تغییری شگرف را در بینش زن و مرد اصلی داستان به زندگی و عشق ایجاد می‌کند.

البته آن‌چه ممکن است برخی از مخاطبان را با فیلم همراه نکند نپرداختن فیلمساز به کاراکتر زن داستان است.صحت  همان اندازه که دقیق، موشکافانه و باظرافت به جهانِ مرد داستانش ورود می‌کند، از دنیای زنِ فیلم دور می‌ماند. زن به نحوی در سطح می‌ماند. خواسته‌هایش، نیازهایش، افکارش و حتی حرف‌هایی که به زبان می‌آورد از سمت مخاطب آن‌چنان که باید لمس نمی‌شوند و حتی از سوی خود فیلمساز نیز تشریح نمی‌شوند بنابراین دردهای زن که بی‌تردید بزرگ و عمیق‌اند (چرا که او را به مرحله‌ی جدایی رسانده‌اند) زیر سایه‌ی مرد و دغدغه‌های درونی اوگم می‌شود و انگیزه‌هایش برای تصمیمی که گرفته است کافی و متقاعدکننده نیستند.

همچنین کاراکتر پسر زوج، سهیل (با بازی سورنا صحت) نیز بیش‌تر نقش یک کاتالیزور را در بهبود وضعیت رابطه‌ی پدر و مادرش ایفا می‌کند؛ کاتالیزوری که البته در اکثر موارد تیرش به سنگ خورده و شرایط را بدتر می‌کند.

فیلم کاراکترهای فرعی دیگری نیز دارد که آن‌ها نیز بیش‌تر در سطح مانده‌اند از جمله روانپزشک مرد (مهران مدیری)، دوست‌پسر جدید بهار (کاظم سیاحی) و مستخدمه‌ی پدر بهار (پانته‌آ پناهی‌ها) که برای هیچ کدام از آن‌ها هویت و پیشینه‌ای تعریف نمی‌شود و فیلمساز با شتاب از آن‌ها عبور می‌کند.

ریتم «استخر» در عین کم‌ملات بودن قصه‌اش نسبتاً خوب است که با بازی‌های غالباً خوبی هم همراه شده است. با این‌که قصه حول محور شخصیت مرد (امین حیایی) می‌گذرد، اما دیگر بازیگران نیز بازی‌های روان و به‌اندازه‌ای دارند.

با این‌که فیلمنامه‌ی اثر گاه افت و خیزهایی دارد و از جایی به بعد کمی کند پیش می‌رود فیلم سرپاست و چفت و بست درستی دارد. دیالوگ‌نویسی‌ها بسیار هوشمندانه‌اند و چاشنی طنز بکار رفته در آن‌ها بر جان فیلم نشسته است.

سروش صحت کارگردانی‌ست که چه فیلم‌هایش را دوست داشته باشید و چه خیر نشان داده است که می‌توان سطح طنز را در آشفته‌بازار سینمای کمدی‌زده‌ی ایران بسیار بالاتر از آن‌چه که همواره بوده است برد؛ الگوی طنز آثار سوررئالیستی او هرگز از کمدی‌هایی که با طنازی‌های شفاهی و دلقک‌بازی‌های از مدافتاده تعریف می‌شوند پیروی نمی‌کند و دیدگاه ژرف او آثارش را به حوزه‌هایی چون فلسفه و روانشناسی نزدیک می‌کند.

لینک کوتاه

 

آخرین ها