سینماسینما، امیرابراهیم جلالیان
اصولاً سروش صحت به حالوهوا و آمبیانسِ فیلمهایش اهمیت بسیاری میدهد. یعنی فضای فیلم، گفتوگوها، سکوت و روابط، مهمتر از پیچشهای داستان هستند.
هسته مرکزی فیلم با چنین ایدهای درباره مواجهه انسان با تنهایی، گذر زمان و ناتوانی در فرار از خود به تصویر کشیده شده. شخصیتها، هرکدام زخمی از گذشته، حسرتی یا ترسی در وجود دارند و دور هم جمعشدنشان بیش از آنکه برای حل مسئله باشد، فرصتی برای آشکار شدن این زخمهاست.
در آثار او، کاراکترها قهرمان یا ضدقهرمان نیستند بلکه انسانهایی معمولیاند که ضعفها، ترسها و تناقضهایشان بیشتر از موفقیتهایشان دیده میشود. قصهی «استخر» با دیالوگهای روان و روزمره با زیر متنی فلسفی رقم خورده. مرگ، عشق، طبیعت، گذر عمر، دوستی و تنهایی، توأم با چاشنی کمدی دارک محوریت این فیلم و اساساً دو اثر قبلی («جهان با من برقص» ـ «صبحانه با زرافهها») سروش صحت را تشکیل میدهد.
نمادِ «استخر» تنها یک لوکیشن نیست. استخر، برخلاف دریا و رودخانه، آبی محصور و راکد دارد. درست مانند زندگی شخصیتها که در چرخهای تکرار گیر افتادهاند . ورود یا نزدیک شدن به آب را میتوان استعارهای از روبهرو شدن با حقیقت درونی دانست. حقیقتی که دو شخصیت اصلی فیلم امیر و بهار در آن غوطهور شدهاند.
استخر، فیلمی نیست که بخواهد پاسخ بدهد بیشتر سؤال مطرح میکند. درباره اینکه آیا میتوان از گذشته عبور کرد؟ آیا دوستی و عشق میتوانند انسان را از تنهایی نجات دهند؟ و آیا برای آشتی با خود، باید ابتدا به عمیقترین بخش وجودمان نگاه کنیم؟ کارگردان در خلق فضایی میان کمدی و درام. همچنین، قاببندیهای آرام و حساب شده و لزوماً موسیقی کمحجم موفق عمل کرده. اگرچه میانههای فیلم با ریتم کُند و کسلکننده همراه هستیم اما فیلم از شوخیهای پُرسروصدا فاصله میگیرد و بیشتر بر روابط انسانی و سکوتها تکیه دارد. و در واقع مضمون مهم فیلم، از دست دادن ثانیهها و لحظات آن است.
استخر، مرثیهای برای فرصتهای از دست رفته است، فرصتهایی که بیصدا از کنارمان عبور میکنند و گمان میکردیم همیشه زمانی برای بازگشتشان هست. بعضی فرصتها نامشان عشق است، همانطور که در فیلم آمده بود، عشق و سرفه را نمیشود پنهان کرد، به واقع آنچه را که امروز به تعویق میاندازیم، شاید فردا دیگر وجود نداشته باشد. در فیلم «استخر»، با همان کلیشه یا بهتر بگوییم، امضای شخصیِ سروش صحت روبرو هستیم. روایتی دراماتیک از تنهایی و پشیمانی با درونمایهای فلسفهگرایانه.
آدمهای جا مانده از زندگی، کسانی که در گذشته گیر کردهاند، و حسرت فرصتهای از دسترفته را میخورند و اساساً مرگ را درکنار خود حس نمیکنند و با نوعی اندوهِ پنهان زندگی میکنند. آنها که از بیرون عادی به نظر میرسند، اما از درون، سرشار از حسرت، نوستالژی و ضعفِ شخصیتی هستند. کسانی که با طنزی تلخ و آرام، بارِ زندگی را به دوش میکشند. این مهمترین ویژگی شخصیتهای آثار صحت است نمونه با ارزش در فیلم، با بازی قابلتوجه امین حیایی و سحر دولتشاهی نمایان است. که البته از نقاط قوت اثر محسوب میشود. حیایی، تلاش کرده از تصویر همیشگی خود فاصله بگیرد. بازی او برونگرا و نمایشی نیست بیشتر با مکث، نگاه و تغییرات ظریف و کنترل احساسات و پرهیز از هرگونه اغراق و شرایط مینیمالیستی فضا پیش میرود، در مقابل سحر دولتشاهی با کاراکتری آرام، با کیفیت و بیانِ دقیقِ احساسات از طریق نگاه و سکوت، توانست بازی درخشانی را ارائه دهد. او شخصیتش را بدون احساسیکردن بیش از حد و با فیگور معنادار، باورپذیر و طبیعی نشان داد. گرچه سناریو فرصت چندانی برای نمایش طیف گستردهای از احساسات به او نداد. در نتیجه بازی او بیشتر بر ظرافت استوار بود تا نمایشهای پرقدرت همیشگی.
و دیگر شخصیت فیلم، همانند اثر قبلی «صبحانه با زرافهها» نقشِ پزشک، با حضور مهران مدیری است، که در فیلم نمادی از یک آدم سرخوش و به نوعی عیاش و غیرمتعارفیست که با وجود ضعف شخصیتی، دوای درمان دیگران میشود. بهواقع نمونهی مشخص و قابلتأمل قصههای صحت است. و بهطور کلی نقشهای حاشیهای فیلم، همچون بازی سورنا صحت، اگرچه خشک و یکنواخت بود، اما بهعنوان اولین تجربه سینمایی تا حدی تأثیرگذار به حساب میآید.
همچنین مهران مدیری و کاظم سیاحی نیز در خلق لحظات طنز موفق عمل کردند. اما مهمترین نکته در آثار سینمایی صحت، استفاده از حیوانات، خصوصاً گاو است که اغلب بخشی از فضای شاعرانه و فلسفی فیلم را دربَرمیگیرد. حضوری که به مکث، تأمل و ایجاد حس زندگی در دل طبیعت کمک میکند، نه صرفاً یک عنصر داستانی باشد. نمادی از همزیستی انسان با طبیعت و بازگشت به ساده زیستی است به گمانم این نگاه نشانهای از تفاوت جهانبینی او با دیگران است و سروش صحت از این تصویر برای بیان لایهای نمادین استفاده میکند.
در انتها میتوان گفت، فیلم «استخر»، در پوستهای سورئال با تِم طنزآلود و تا حدی تکرار همان روایتها و نگاهِ صحت به زندگی و مرگ است و ریسک روایی بزرگی انجام نداده و تجربهای تازه و جدیدی در قیاس با دو اثر قبلی او نیست و بیشتر از ستارهها و بازیگران اسمی بهره برده است. به طور کلی اگر به سینمای شخصیتمحور با ریتمی کند و پایانی باز علاقه داشته باشیم احتمالاً فیلم مورد توجه خواهد بود، اما اگر انتظار تعلیق، اتفاقات پیدرپی یا پایانبندی روشن و واضح داشته باشیم، فیلم آنچنان رضایتبخش و متقاعدکننده نیست.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- «تاکسی»؛ ۱۲ مسیر کوتاه، ۱۲ قصه ماندگار
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- «غریزه»؛ عشق پرشور نوجوانی، عبور از ممنوعهها
- پیوند نوستالژی و نقد اجتماعی در «سینما شهر قصه»
- سروش صحت و علی مصفا «بیآتشی» را روایت کردند
- نگاهی به تازهترین قسمت برنامه «اکنون»؛ سیر و سلوک بازیگری
- «آقای زالو»؛ روایتی کمیک با طعم تلخ و گزنده
- «غریزه»؛ شکوهِ سینمای ناب
- زنانگی و قدرت در نقشهای کلودیا کاردیناله/ ستارهای فراتر از زیبایی
- برای هفتمین سالمرگ سعید کنگرانی؛ قهرمان رمانتیکِ نسل سوخته
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- درباره شیدا ساخته کمال تبریزی به بهانه نمایش آن از تلویزیون
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
آخرین ها
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی





