تاریخ انتشار:1405/06/08 - 18:08 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 217130

سینماسینما، فرنوش رضائی دُرجی

هنر تئاتر از دیرباز درخدمت اعتلای هنر و فرهنگ بوده وهنرمندانی که در این هنر ارزشمند مشغول هستند، با سختی‌های فراوان دست به گریبان بوده و یک نمایش را آماده ساخته و به اجرا می‌برند تا ذره‌ای بر فرهنگ و اندیشه جهان بیفزایند.

این روزها نمایش «ویکنت شقه شده» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی شهروز دل افکار در تماشاخانه عمارت نوفلوشاتو به روی صحنه است.

نمایش برداشتی از رمانی به همین نام نوشته‌ نویسنده شهیر ایتالیایی ایتالو کالوینو است.

سروش در نمایشنامه خود سعی بر آن داشته که با نگاهی متفاوت به رمان نگریسته و تلاش کرده است  با تمرکز روی مسئله جنگ  و خشونت موجود در آن رویکردی ضد جنگ را در نگارش اثر خود اتخاذ کند.

البته این تنها نکته‌ای نیست سروش و دل افکار در جایگاه نویسنده و کارگردان اثر بدان توجه دارند،  بلکه نگاه ابزاری ویکنت به اجساد و بهره برداری‌اش از اجساد مردگان در راستای روشنایی بخشی و تامین سوخت، مفهومی واژگونه را برسازی می‌کند.

آنها با طرح این نکته که شر تنها دست زدن به جنایت نیست بلکه گاه امر شر می‌تواند به مثابه سقوط ارزش‌هایی باشد که ساختار جامعه انسانی را شکل می‌دهد مخاطب را در این باب به تفکر وا می‌دارند که شر می‌تواند رنگ باختن ارزش‌های انسانی باشد، بدانسان که از اجساد مردگان و سربازان به مثابه منبعی برای تامین سوخت استفاده شود، زیرا  جامعه‌ای که ارزش‌های انسانی‌‌اش رنگ ببازد وقوع امر شر در آن دیگر امری خارج از امور روزمره زندگی بشمار نمی‌آید.‌

از سوی دیگر نگاه به تکنولوژی نیز در این اثر نگاهی منفی است چرا که تکنولوژی با ماشینی ساختن همه چیز، ارزش‌های موجود در جهان را وقعی نمی‌نهد و همه چیز را تنها به مثابه یک ابزار می‌نگرد.‌

در واقع علم بدون اخلاق  تنها به فن آوری و تولید تکنولوژی می‌اندیشد، و تکنولوژی نیز همه چیز را اعم از انسان و حیوان و طبیعت تنها به نسبت سود و فایده ای که تولید می کنند ارزش می نهد.‌

در چنین جهانی  دیگر اخلاق و ارزش های اخلاقی رنگ می بازند.

سروش و دل افکار در نمایش خود از طنزی تلخ نیز بهره می گیرند که گاه تا مرز گروتسک پیش می‌رود و فضایی می‌سازد که مخاطب خود را میان کمدی و وحشت معلق می‌یابد.

از منظر فُرم بصری نیز شهروز دل افکار در جایگاه کارگردان نمایش به خوبی عمل می‌کند و با بهره‌برداری درست از میزانسن، موفق می‌شود فضای مورد نیاز خود را بسازد و با توجه به پر بازیگر بودن نمایش و سختی اجرای اینگونه آثار کم و بیش در این کار موفق عمل کرده است و مخاطب را با خود همراه می سازد.

در طراحی لباس شخصیت‌ها نیز استفاده از رنگ سرخ و سیاه  در لباس ویکنت برای نمایاندن عنصر شر و تضادش با رنگ سفید در لباس پرستار تضاد مورد نیاز میان خیر و شر را به مخاطب منتقل می‌کند.

همچنین نورپردازی صحنه نیز بسیار هوشمندانه است و به عنوان مثال در صحنه‌ای که هدف القای حس خشونت است با پاشیده شدن نور سرخ بر صحنه این حس و حال را به درستی به مخاطب خود منتقل می‌کند.

باقر سروش و شهروز دل افکار در برداشت خود از رمان کالوینو بر نقش کلیسا در اعمال قدرت بر مردم تاکید می‌کنند.

در طول تاریخ مسیحیت، نهاد کلیسا به عنوان یک نهاد قدرت پیوسته با نظارت بر اعمال مردمان چگونگی آنها را تعیین می‌کرد، هرچند دل افکار و سروش با رویکرد طنزی که در پرداخت شخصیت کشیش داشته‌اند گاه او را تا مرز دلقک پیش می‌برند، اما هیچگاه اثر به ورطه ابتذال و سطحی‌نگری فرو نمی‌غلتد.

مسئله دیگری که در نمایش طرح می‌شود، این نکته است که خیر مطلق نیز گاه می‌تواند تولید شرور کند، زیرا جامعه‌ای که درک خیریت مطلق را ندارد، آن را بر نتافته و در برابرش دست به شورش می زند.‌

در واقع تعریف اجتماع از خیر  بسیار وابسته به الگوواره‌هایی است که در ذهن افراد جامعه  بر جای مانده است. از سوی دیگر اثر به طرح مسئله خاطره می‌پردازد و این نکته را مطرح می‌کند که آیا ما می‌توانیم با تغییر خود تاثیر خاطره‌ای را که از اعمال گذشته‌مان در ذهن دیگران بر جای مانده است پاک کنیم؟ از اساس تا چه میزان خاطراتی که دیگران از ما در ذهن خود حمل می‌کنند، در بازتولید هویت ما نقش دارد؟ و ما تا چه میزان هویت خود را در بازتاب رفتار  دیگران نسبت به خودمان  در می‌یابیم؟

باقر سروش و شهروز دل افکار در نمایش خود زنان را تنها راه رهایی از جنگ و خون‌ریزی و تنها روزنه امید می‌دانند و بارها به این نکته اشاره می کنند.‌

ویکنت :  بغل زن یعنی فراموش کردن خاطره جنگ. یعنی آرامش.

از آنجا که بدن زنان توانایی باروری و نگهداری موجودی زنده و تغذیه او را داراست، می‌توان قایل به این نکته بود که بدن زنان از اساس بر رانه زندگی استوار و نگاهبان حیات است.

در این دیالوگ نیز سروش به مبحث خاطره و جایگاه آن پرداخته است.‌

نمی شود از نمایش «ویکنت شقه شده» گفت و به بازی خوب بازیگران اثر اشاره نکرد، بازی بازیگران نمایش  بسیار قابل توجه و تاثیرگذار و در خدمت خلق  درام اثر بود.‌

نمایش «ویکنت شقه شده» مخاطب خویش را به اندیشه فرا می‌خواهند، به تفکر در باب مفاهیمی چون جنگ، خیر و شر، تکنو لوژی، خاطره و نقش آن در بازتولید انسان‌ها و…

به امید آنکه هرچه بیشتر شاهد چنین آثاری باشیم، آثاری سازندگانش می‌کوشند بر فرهنگ و اندیشه مخاطب خویش بیفزایند.

 

لینک کوتاه

 

آخرین ها