جایی زندگی میکنیم که در آن ما را به سمت فهم واژگونهی معنای مفاهیم و کلمات هل میدهند. به سمت جابهجایی اولویتها و شرمگین بودن از مطالبهی آنچه جزو حقوق طبیعی انسانهاست. حقوق بدیهی را جرمانگاری میکنند و از کنار جرایم بسیار سنگین، آرام میگذرند.
چرا اولویتهای قانونی، شرعی، عرفی و اخلاقی تا این حد جابهجا شده؟ چرا بزرگترین جرایم که در همهی دنیا مجازاتهای سنگین دارد، قبحشان در این سرزمین تا این حد ریخته؟ چرا برای جرایم بسیار کوچک، بهسرعت تصمیم گیری میشود و حکم صادر میشود ولی برای دادرسی ابَر جنایتها سالها زمان لازم است و آخرش هم معلوم نیست چه میشود؟
چرا دوربینهای تیزبین، موهای خانمها را از پشت شیشهی اتومبیل مثل عقاب میبیند ولی هزاران دزدی و کیف قاپی و جنایت فاحش و علنی را نمیبیند؟
چگونه است که اگر فیلمی مثل «کیک محبوب من» ساخته شود که -فارغ از ارزشهای هنری و سینمایی- بخشی از حقیقتِ زندگی آدمهای اینجایی را نمایش دهد مبتذل دانسته میشود و سازندگانش فراخوانده میشوند؟ اگر زندگی روزمرهی مردم معمولی، سالهاست دوگانه شده و درون و بیرون زندگیشان متفاوت است، به فیلمساز چه مربوط؟
آقایان زعمای قوم! برای کشف ریشههای این پدیده و سایر پدیدههای آسیبزای موجود در مملکت، به عملکرد خودتان نگاهی کنید. اگر میزان مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی در این کشور به حداکثر رسیده و دسترسی به آنها آسان شده، مشکل مردم است؟ اگر مشکلات اقتصادی و جنسی و روانی مردم اوج گرفته، تقصیر مردم است؟ اگر سطح امنیت روانی مردم به حداقل رسیده، تقصیر خودشان است؟ پس شما که بر مسند نشستهاید چه میکنید؟ وظیفهی شما چیست؟ مگر همهتان وزیر و وکیل و رییس جمهور و اینها نیستید؟ پس چرا هیچ چیز سرجای خودش نیست؟ پس چرا همه از همه چیز ناراضیاند، حتی خودتان؟ چرا اوضاع همهچیز، اینقدر ویران و مبتذل شده است؟
اصلا از کی معنای ابتذال عوض شده؟ اگر فیلمی خالی از اندیشه باشد، قبح عمل خیانت را بریزد و انواع شوخیهای جنسی را که در تمام دنیا محدودیت سنی دارد، آزادانه به خوردِ بچههای مردم دهد، نه تنها کاری به کارش نداریم، حمایتش هم میکنیم و سازندگانش را بر صدر مینشانیم ولی تا کسی فیلمی بسازد که حقیقت زندگی مردم را نشان بدهد، از عشق بگوید، از تنهایی آدمها، از عواطف و احساسات انسانی، اگر شما خوشتان نیاید، پروندهسازی و اتهام و احضار و دادگاه؟ چرا آنها که با همین سینما و تلویزیون دارند انواع زباله را در ذهن آدمها و جوانان و کودکان میریزند هرگز مورد سوال قرار نمیگیرند؟ چرا یک سری فیلمساز مستقل و صاحب فکر، دائم باید با هول و هراس و نگرانی و با درنظر گرفتن احتمال احضار و گرفتاری کار کنند؟
آقایان مسئول! فیلمی ساخته شده که در خلال داستانش، علاوه بر خلق شخصیتهایی آشنا و واقعی و نزدیک شدن به حقیقتِ زندگیِ بخشی از یک طبقه اجتماعی، به آسیبهایی هم اشاره میکند که توجه به آنها از سوی کسانی که مصدر امورند، ضروری است، آن وقت بیتوجه به باطن اثر، به سازندگانش، اتهام ترویج فساد میزنید؟ کدام ترویجِ فساد؟ ترویجِ کدام فساد؟ اگر برایتان مهم است، فساد و فحشا را در جاهای دیگر، جاهای نزدیکِ دیگر میتوانید بسیار آشکار و با جلوهگری علنی پیدا کنید. خودتان هم میدانید.
راستی! آیا سریالهایی مثل ۲۴ و خانه پوشالی و بلک لیست را دیدهاید؟ میدانید اینها را چه کسی با دخترش میدید و دوست داشت و دنبال میکرد؟ شماها نمیخواهید استانداردهای دوگانه و چندگانهتان را رها کنید؟ نمیخواهید ببینید دنیای امروز چطوری است؟ نمیخواهید باور کنید دنیای جدید چه مقتضیاتی دارد؟ نمیخواهید درک کنید که در دنیای جدید نمیشود چیزی را توقیف کرد، محدود کرد، ممنوع کرد، فیلتر کرد؟ بالاخره درک میکنید. حتی اگر دیر. مگر نه؟
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- فیلم کوتاه «شامیر» نامزد بهترین فیلمبرداری جشنواره امریکایی شد
- پانزدهمین جشن بزرگ منتقدان و نویسندگان سینما؛ تجلیل از صدرعرفایی، پورشیرازی و طوسی/ «علت مرگ نامعلوم» بهترین فیلم شد
- جایزهای فراتر از پناهی و فیلمش
- طبقه فرودست، اخلاق و مسالهی انتخاب
- نگرانی انجمن تهیهکنندگان مستقل از حکم قضایی فیلم «کیک محبوب من»
- مخالفت صریح کانون کارگردانان با حکمِ محکومیت سازندگان «کیک محبوب من»
- با حکم دادگاه انقلاب تهران؛ سازندگان «کیک محبوب من» به حبس محکوم شدند
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
آخرین ها
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال






