سینماسینما، امین نصیری
نام: Alphaville
کارگردان: Jean Luc Godard
سال: ۱۹۶۵
آلفاویل فیلمی دیستوپیایی است که فاصله ای زیاد با واقعیت دارد و شهری تماما افسانه ای را تصویر می کند اما با واقعیتی که همگان میشناسیم و با آن سر و کار داریم نیز مرتبط است. شهری به نام آلفاویل که تماما در تسلط ماشین آلات است و مردمش در پوچی و گمگشتگی مطلق سرگردان اند. بروز احساسات عاطفی، شعر، اشک ریختن، عشق و… همگی قدغن هستند و شخصی که مرتکب این اعمال شود مجازات خواهد شد. لمی کوشن که ماموری مخفی است با نام و شغلی مستعار عازم این شهر بی هویت و عبوس می شود تا با کشتن دکتر فون براون و از بین بردن کامپیوتری به نام آلفا ۶۰ که اختراعش کرده و با آن بر مردم حکومت می کند ماموریت خود را به اتمام برساند. لمی در این راه به سراغ تنها رفیقش که در هتل درب و داغونی سکونت دارد می رود اما او را به شکلی ناامید و از دست رفته مییابد و پی می برد که به طرز فلاکت باری زندگی می کند و بعد از لحظاتی هم که جان میدهد. ناتاشا در این شهر راهنمای او می شود و ما همراه لمی و ناتاشا به محیط های آلوده آلفاویل سرک می کشیم و پی به حکومت شدیدا خودکامه و خاموشی وجدان آدمی می بریم. مردم شهر به طور کاملا نامحسوسی تحت مراقبت های شدید سیستم اند. به مرور و به کمک لمی بینش ناتاشا در مسیر تحول و اصلاح شدن قرار می گیرد و در شهری که عشق ممنوع است، عاشق می شوند، برای هم شعر می خوانند، همدیگر را نوازش می کنند و کلمات ممنوعه ای مانند وجدان و روشنایی را به زبان می آورند. در آلفاویل بازهم همچنان شاهد موقعیت های هستیم که گدار از تدوینی خطی و تداومی دوری می کند(توالی زمان را درهم می شکند) و با جامپ های تند و ناگهانی اش حالت ناامنی و تشویش را تشدید می کند و در نهایت اثرش را در قالب جهانی سرکوب گرانه عرضه می کند. قطع های ناگهانی که گدار از ساختمان های بزرگ دولتی(با مهندسی خاص شان) و همچنین شی های الکترونیکی می گیرد بار مضمونی اثرش را یعنی عدم تشخص و عقب راندن انسانیت را به مرور در ذهن تماشاگر می کارد. ناتاشا شخصیتی است که نماینده ی میل احساسات و عواطف واپس رانده شده ای است که نتیجه زیستن طولانی مدت در آلفاویل بوده (این تمهید نقبی هم دارد به تعمیم پذیر بودن شخصیت ناتاشا به دیگر مردم). کوشن قهرمانی اسطوره ای، تا حدودی خشن و نه چندان متجددی است(نمی تواند به هیچگونه همزیستی با شرایط برسد و انگار متعلق به دوره زمانی و مکانی دیگری ست، کسی که یادآور فیلم های کلاسیک و نوآر است اما در جهانی مدرن تر و پیچیده به کار گرفته می شود) که گدار وجود چنین شخصیتی را برای دگرگونی فضای کنونی ضروری می داند و در انتها هم طی یک حرکت شورشی و طغیانگرانه دست به نابودی این سیستم فاسد می زند و با به وجود آوردن یک وضعیت متشنج در آلفاویل و نجات دادن ناتاشا آنجا را به مقصد شهری دیگر(شهر خوشبختی) ترک می کند و ماجرا را به خوشی( خوشی عوام پسندی که نیاز شاکله ی وجودی اثر آن را در پایان بندی به درستی اقتضا می کند)فیصله می دهد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- درباره سرژ رضوانی هنرمند ۹۶ ساله/ انتشار مشهورترین ساختههای آهنگساز ایرانی فیلمهای تروفو و گدار
- سینماسینما/ ستایش ناتوانی/ گفتوگو با میترا فراهانی درباره آخرین فیلم(های) گدار
- چهرههایی که سال ۲۰۲۲ جهان هنر را ترک کردند
- نازپروردهی انقلابی/ دربارهی ژان لوک گدار و آثارش
- قمارباز بزرگ سینما
- سینما در سوگ اسطوره شگفتیساز/ گدار؛ یاغی سینمایی
- فوت یکی از بنیانگذاران موج نوی سینمای فرانسه/ ژان لوک گدار درگذشت
- «تا جمعه، رابینسون»؛ رودررویی مجازی دو سینماگر بزرگ از دو موج نو
- سینماسینما/ جشن تولد سینهفیلها برای گدار/ گلستان و گدار روبروی هم در «تا جمعه، روبینسون»
- یادبود کیارستمی در نشریات خارجی/ نشریه انگلیسی: کیارستمی مردم را نسبت به آینده سینما امیدوار کرد
- بزرگان درباره کیارستمی چه گفتند
- وقتی فرشتهای پیش از این به خواب رفته، چشم باز کند و در شیپور صوراسرافیل گونهاش بدمد
- گدار: به سینما بدرود خواهم گفت
- برشهای کوتاه/ دو سکانس از فیلمهای «از نفس افتاده» و «پییرو خله»
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت





