مجله نیویورکتایمز در مطلبی با عنوان «انجام کار درست، با دلیلی اشتباه» به بررسی فیلمسینمایی «قهرمان» ساخته اصغر فرهادی پرداخته است.
به گزارش سینماسینما، ای.او.اسکات در مطلیی که در نیویورکتایمز منتشر شد، نوشته است:
آخرین فیلم اصغر فرهادی، «قهرمان»، این جمله را از نمایشنامه «قتل در کلیسای جامع» نوشته تی. اس. الیوت برایمان پررنگ میکند. در مرکز داستانِ «قهرمان»، یک عمل شایسته بدون ابهام رخ میدهد. مردی (به نام رحیم سلطانی با بازی امیر جدیدی) هفده سکه طلا را به صاحب واقعی آنها، پس میدهد. این کار، چه عیبی دارد؟ و چه پیامدهای ناخوشایندی ممکن است داشته باشد؟ همانطور که در فیلم میبینیم: پیامدهای بسیار زیادی! هیچ چیز در این داستان پر استرس و پیچیده امروزی، به سادگی آنچه که ما یا شخصیتها آرزو میکنیم، نیست.
رحیم که به دلیل بدهی در زندان است، میخواهد قرض خود را پرداخت و زندگی جدیدی را شروع کند. ما رحیم را در آغاز یک مرخصی دو روزه پر التهاب میبینیم؛ او به امید توافق با طلبکارش که صاحب یک مغازه فتوکپی و باجناق سابقش است، از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود.
درهمتنیدگی روابط خانوادگی و کارهای آنها، به روایت فرهادی، یک واقعیت مرکزی در زندگی شخصیتهاست. بنابراین وقتی عشق، شرافت و وفاداری موضوعات مورد بحث ما هستند، پول هم در همان نزدیکیست. همانطور که هومر سیمسون درباره الکل میگوید: الکل علت و در عین حال راه حل بسیاری از مشکلات زندگی است.
رحیم تصمیم میگیرد صاحب اصلی سکهها را پیدا کند و اینکه آیا این تصمیم، یک تصمیم انسانی برخاسته از وجدان است یا یک تصمیم حسابشده، منشا تعلیق و پیچیدگیهای زیادی در داستان میشود. در اواسط فیلم، چیزی شبیه یک پایان خوش از راه میرسد؛ زمانیکه رحیم بابت عمل انسانیاش، مورد تشویق و تمجید قرار میگیرد.
بازگرداندن سکهها به یک داستان جذاب رسانهای تبدیل میشود که شبکههای اجتماعی طاقت مقاومت در برابر آن را ندارند. مسئولان زندان خوشحال هستند و از رحیم به منظور رسیدن به اهداف خود سواستفاده میکنند، همانطور که یک بنیاد خیریه به او لوح تقدیر و وعده پیدا کردن کار میدهد. کمکها از هر سویی از راه میرسند و فشار بر روی بهرام برای گذشت از طلبش افزایش مییابد.
واقعا چرا بهرام از طلبش نمیگذرد؟ رحیم خوش قد و بالا و خوشتیپ است؛ با لبخندی پرشور و رویی گشاده. اما بهرام در چشم بستن بر این جذابیت، تنها نیست. یکی از همبندان رحیم با نیشخند از توانایی او در فریب دادن دیگران حرف میزند. برادر بدخلق فرخنده معتقد است که رحیم یک شکستخورده است و کارفرمایی که میخواهد به رحیم شغلی بدهد، بر نقاط تیره روایت او اصرار میکند و برای روشن شدن موضوع که معتقد است میتواند یک تقلب بزرگ باشد، طلب مدرک میکند. آیا این واقعا یک تقلب بزرگ است؟ هرچه زمان بیشتری را با رحیم میگذرانیم بیشتر به این فکر میکنیم که شاید مخالفان رحیم (که در شروع داستان، خشک، کینهجو و زیادی خونسرد به نظر میرسند)، بیراه هم نمیگویند. آیا از کوره در رفتنهای گاه و بیگاه رحیم ناشی از خلق و خوی خشن اوست؟ آیا او با رفتار همراه با شرمزدگیاش، سعی در پوشاندن یک عدم صداقت بزرگ دارد؟ یا همانگونه که ادعا میکند یک انسان خوب است که به نظر بدشانس میرسد؟
به یک تعبیر، این سوال که «شما باید طرف چه کسی باشید» در این فیلم بیراهه است. فرهادی بیش از علاقه به جوهره وجود شخصیتها، به علتها و نتایج کارهایی که انجام میدهند، علاقهمند است. او که برنده دو جایزه اسکار برای فیلمهای «جدایی» (۲۰۱۲) و «فروشنده» (۲۰۱۷) است با نظم و بینش یک رماننویس، فیلم میسازد. «قهرمان» به اندازه یک فیلم در ژانر تریلر اضطرابآور و پرسرعت است. حتی شخصیتهای فرعی فیلم، به یاد ماندنی و پیچیده هستند و در هر لوکیشینی، چه در خانه، چه دفتر و چه مغازه، شما از وجود قصههای ناگفته، آگاهید (چرا که در مقابل یک گروه درجه یک بازیگری حضور دارید). در اواخر فیلم، ما زنی را میبینیم که با بچهاش در موسسه خیریهای که رحیم را به اوج برده و پایین میآورد حضور پیدا میکند و به رییس خیریه التماس میکند که برای جلوگیری از اعدام همسرش به او کمک کنند. در چند صحنه دیگر هم میبینیم که چه تعداد فیلم و داستان دیگر در این فیلم وجود دارد؛ داستان فرخنده، داستان نازنین، دختر بهرام که بیشترین میزان کینه را از رحیم در دل دارد، داستان خود رحیم به عنوان پدر و همسر. سوالات همینطور ادامه دارند و زمانی که روایت به نتیجهی نسبتا شیرین و رضایتبخش انتهایی ختم میشود احتمالا تصمیم میگیرید که هدف، واقعا خود روایت نبوده است.
در ابتدای فیلم میبینیم که رحیم به دیدار حسین در محل کارش که یک بنای تاریخی در کنار صخرهای بزرگ است، میرود. این بنا با داربست پوشانده شده (که چیزی شبیه به استعاره در این فیلم نبوغآمیز است)؛ پوششی که مجموعهای از نردبانها و پلههاییست که هم رازهای مرگ و زندگی را میپوشانند و هم به آنها دسترسی میدهند.
عکس: امیرحسین شجاعی
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- ستارههای جشنوارههای سینمایی در سال ۲۰۲۶ کداماند؟/ شانسی برای فیلمهای مجیدی و فرهادی
- در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی
- اولین اخبار غیر رسمی درباره فیلم اصغر فرهادی
- «فروشنده» در آینه مکتب نقد عمیقگرا / فیلمی که مخاطبانی فراگیر دارد
- «ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران
- یادداشت محمد حقیقت/ رکوردشکنی «یک تصادف ساده» در فرانسه/ نگاهی به فروش فیلمهای سه فیلمساز مهم
- آغاز فیلمبرداری «داستانهای موازی» در پاریس
- نمایش «جدایی نادر از سیمین» در ایتالیا
- نمایش آثار مهرجویی، بیضایی و فرهادی در جشنواره مطرح ایتالیایی
- کلاس پیشرفتهی اصغر فرهادی در دبی
- پایان فیلمبرداری «اسکورت» با حضور امیر جدیدی و هدی زینالعابدین
- طرح یک دادخواست جدید؛ زخم «قهرمان» دوباره برای فرهادی باز شد
- «داستانهای موازی» به خریداران عرضه میشود/ پروژه جدید فرهادی در بازار کن
- تایید خبر سینماسینما؛ نام فیلم، بودجه و اسامی بازیگران فیلم اصغر فرهادی اعلام شد
- معرفی بازیگران فیلم تازه اصغر فرهادی
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





