
مدتی قبل مردی جوان قدم در اداره پلیس گذاشت و گفت دختری به خانهاش دستبرد زده و اموالش را به سرقت برده است.
به گزارش سینماسینما ، او توضیح داد: شب گذشته در حال بازگشت به خانهام بودم که هنگام عبور از یکی از اتوبان های شرق تهران، چشمم به دختری جوان افتاد. او کنار اتوبان منتظر ماشین بود و من دلم به حالش سوخت. چون هوا هم سرد بود تصمیم گرفتم وی را به خانه اش برسانم. توقف کردم و دختر جوان سوار ماشینم شد. او در بین راه سر صحبت را با من باز کرد و چون در کار طراحی دکوراسیون داخلی بود، وی را به خانه ام دعوت کردم تا شرایط خانه ام را ببیند. وی ادامه داد: وقتی دختر جوان وارد خانه ام شد، من چای درست کردم اما پس از نوشیدن آن از هوش رفتم. چشمانم را که باز کردم، بیش از ۲۰ ساعت از ماجرا گذشته بود و خبری از دختر جوان نبود. خانه ام کاملا بهم ریخته و تمام اموال با ارزشی که داخل گاوصندوقم داشتم به سرقت رفته بود. وی ادامه داد: ظاهرا در فاصله ای که چای ریختم و به آشپزخانه رفتم، دختر جوان در چای مواد، داروی بیهوشی ریخته و پس از آن اموالم را که بیشتر از ۷میلیارد تومان بود، دزدیده بود.
ردپای یک آشنا
با این شکایت، ماموران پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را برای دستگیری سارق آغاز کردند. آنها در نخستین گام به بازبینی تصاویر دوربین های مداربسته ای که در اطراف خانه شاکی وجود داشت، پرداختند و معلوم شد که زن جوان در این سرقت تنها نبوده است. او ۲ همدست دیگر هم داشت که هر دو زن بودند و بیرون از خانه کشیک میدادند. یکی از آنها لباس مردانه تن کرده بود که شاکی پرونده با دیدن چهرهاش او را شناخت.
شاکی گفت: او سحر نام دارد. من چند ماه قبل با وی آشنا شدم و قرارمان ازدواج بود اما به خاطر اختلافات طبقاتی و مشکلاتی که میان ما وجود داشت، به این رابطه پایان دادم. احتمالا او نقشه این سرقت را طراحی کرده تا از من انتقام بگیرد.
رازگشایی
با این سرنخ، سحر دستگیر شد اما در بازجوییها اصرار بر بیگناهی داشت. با این حال ماموران به بازرسی خانه وی پرداختند و در آنجا مقداری طلا، دلار، یورو و سکه کشف کردند. سحر وقتی شواهد را علیه خود دید به سرقت های سریالی از مردان با همدستی دو نفر از دوستانش اعتراف کرد. با اطلاعاتی که او در اختیار پلیس قرار داد، دو همدست دیگرش هم دستگیر شدند. این ۳ متهم به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، در اختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفته اند و تحقیقات برای شناسایی سایر جرایم احتمالی از سوی این باند دختران ادامه دارد.
نفرت از مردان
سحر ۳۱ ساله است و با همدستانش به سبک فیلم سینمایی تسویه حساب، نقشه سرقت از مردان را طراحی کردهاند. میگوید او و همدستانش همگی بازی مردانی را خوردهاند که روزی به آنها قول ازدواج داده بودند و برای همین از آنها کینه به دل داشتند. گفت و گو با سحر را بخوانید.
چرا اینقدر از مردان نفرت داشتید؟
چون مردهایی که وارد زندگی من، آتوسا و شیدا شدند، فریبکار بودند و از آنها زخم خوردیم. مردی که وارد زندگی من شد، با احساساتم بازی کرد. تصور میکردم قرار است زندگیمان را کنار هم بسازیم اما بعد از ۶ ماه رابطه اش را با من بهم زد و شنیدم که قرار است با یک دختر پولدار ازدواج کند. آتوسا و شیدا هم شرایط شان مثل من بود. آنها فریب مردانی را خورده بودند که متاهل بودند و به آنها دروغ گفته بودند.
با همدستانت چطور آشنا شدی؟
در پارک. صبح می رفتیم ورزش می کردیم تا اینکه یک روز رفتیم کافه و قهوه خوردیم. در آنجا سفره دلمان را برای هم باز کردیم و وقتی متوجه شدیم هر ۳ نفرمان در عشق شکست خورده ایم، نقشه انتقام جویی کشیدیم آن هم به سبک فیلم تسویه حساب. راستش این فیلم قدیمی است اما من این اواخر بار دیگر به تماشایش نشستم. همان شب از آن فیلم ایده گرفتم تا به سبک آن از مردان سرقت کنیم. داستان فیلم اینطور بود که چند زن دور هم جمع شده بودند و از مردان پولدار سرقت می کردند.
برگردیم به سراغ پرونده تان، با چه شگردی سرقت می کردید؟
ما فقط از ۳ نفر سرقت کردیم. یکی از آنها پسر مورد علاقه من بود که فقط او از ما شکایت کرده است. نفر دوم هم مرد موردعلاقه شیدا. سومین طعمه مان غریبه بود که به صورت اتفاقی وی را به دام انداختیم. شیوه مان هم این بود که یک نفر از ما سر راه، طعمه هایمان قرار می گرفت و سوار ماشینش می شد. سپس به هر نحوی شده به خانه طرف می رفتیم. از قبل هم داروی بیهوشی خریده و آن را در فرصتی مناسب در چای یا قهوه یا آبمیوه طرف می ریختیم. وقتی بیهوش می شد به دو نفر دیگر خبر می دادیم که بیاییند داخل. سپس ۳ نفری، هرچه پول و اموال با ارزش داخل خانه بود را به سرقت می بردیم.
چرا یکی از آنها لباس مردانه به تن می کرد؟
دلیل خاصی نداشت. شاید برای رد گم کنی، چنین فکری به سرش زد.
گفتی دو شاکی دیگر از شما شکایت نکرده اند؟
نه فقط پسر موردعلاقه ام از من شکایت کرد. راستش اصلا فکرش را نمی کردم که شکایت کند چون قرار بود ازدواج کند و ممکن بود خبر اینکه دختری را به خانه اش دعوت کرده به گوش نامزدش برسد و برایش دردسر شود. اما خب دل را به دریا زد و شکایت کرد. دو شاکی دیگر هم متاهل بودند و ما با تهیه فیلم و عکس، تهدیدشان کرده بودیم که اگر پای پلیس را به ماجرا باز کنند، فیلم و عکسشان را پخش می کنیم. آن دو نفر هم از ترس آبروریزی و خانواده هایشان بی خیال شکایت شدند.
چقدر پول از این سرقت ها گیرتان آمد؟
هدف ما انتقام جویی بود. بخشی از طلاها را فروختیم و ۳ تایی دخترونه رفتیم سفر. اما مابقی وسایل داخل خانه هایمان است. وقتی این تصمیم را عملی کردیم به این قسمت ماجرا که دستگیری و زندانی شدن بود، فکر نکرده بودیم اما در نهایت گیر افتادیم.
منبع : روزنامه همشهری
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد





