سینماسینما، زهرا مشتاق
نتفلیکس لعنتی، خیلی خیلی لعنتی با تمام نویسندگان و کارگردانهایش که فقط درجه یکها را میسازند و شوکهات میکنند از نهایت کمال در سریالهایش.
«قانون به روایت لیدیا پوئت» گرچه محصول سال ۲۰۲۳ است، اما در عمل به چند قرن قبل برمیگردد. قصهای که ریل اصلیاش، بر پایه، یا بهتر است بگوییم، برگرفته آزاد و رهایی است از زندگی نخستین وکیل زن در ایتالیا. در دورهای تاریک که زنان باید از جنسیت خویش دچار هراس میشدند، چون زن بودن، به تنهایی برای آوار شدن قلدری مرد سالاران کفایت میکرده است. لیدیا پوئت، خود قربانی چنین اجتماعی است. او در حالی، به اجبار قانونی که وجود خارجی ندارد و هیچ کجا چیزی در آن باره نوشته نشده است، ناچار میشود ردای وکالت از تن درآورد؛ در حالی که یکی از شاخصترین و برجستهترین وکلا در ایتالیای آن روز بوده است.
او فریاد می کشد؟ پا به زمین می کوبد؟ لج می کند؟ گریه می کند؟ افسرده می شود؟ هیچکدام. مبارزه می کند. در سکوت. لیدیا یک عملگرای شگفت انگیز است، که از قدرت حیرت آور سکوت عملگرایانه آگاه است. عقب نشینی در فلسفه زندگی او بی معناست. بی محابا و در سکوت حمله می کند و هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز نیست که بخواهد و به دست نیاورد.
وقتی عضویت او، مدتی کوتاه بعد از آن که تنها زن وکیل در کانون وکلا بوده است، لغو می شود، به جای پا پس کشیدن، از حقارتی که مردان می خواستند او را به آن دچار کنند، روحش را در پیکر برادرش که او نیز وکیل است، چنان می دمد که هر کجا برادرش حضور می یابد، در حقیقت لیدیا است که حضور دارد. اوست که رهبری و کنترل پرونده ها و نوشتن دفاعیات درخشان را به عهده دارد. برادرش مقاومت می کند. نمی خواهد موقعیت برتر و جایگاه اجتماعی اش، تحت الشعاع یک زن قرار بگیرد. اما لیدیا نابغه باهوشی است که خوب بلد است چطور خواسته هایش را پیش ببرد و همه را با خود همسو کند. در برابر لیدیا، برادرش واقعا به چشم نمی آید. در برابر هوش سرشار او و توجه به جزئیات غافلگیر کننده پرونده ها، نه تنها وکلا، دیگران هم به پای او نمی رسند. اما قرن نوزدهم است و زنان در مسیر قدم های اول حتا برای داشتن حق رای و خیلی چیزهای دیگر. فمینیسم هنوز گام های اول را بر می دارد.

اما معجزه سینما، لیدیا را در چارچوب زندگی واقعی اش ثبت نمی کند. او را میان آسمان ذهن نویسنده اش گیدو یوکونالو پرواز می دهد تا از بارش تخیل او، دختر جوان و زیبایی خلق شود که وکیلی قابل و پناهگاه زنان و متهمانی است که شاید هیچکس حاضر به پذیرفتن وکالت آنان نیست. در عالم واقعیت نیز، لیدیا و برادرش انریکو، وکیل هستند. در این سریال که در سه فصل ساخته شده است، لیدیا گرچه به ظاهر، هنگام حضور در مراجع قانونی، به عنوان دستیار او معرفی می شود، اما همه می دانند که این لیدیا است که دارد پرونده های جنایی را حل می کند. آدم اصلی اوست، گرچه صدایش از حنجره برادرش شنیده می شود؛ تنها به یک دلیل متحجرانه: او مرد است و او زن. گرچه در هیچ کجای قانون، زنان از وکالت منع نشده اند و هیچ ماده و تبصره ای در این خصوص وجود ندارد، اما دنیای مردان، چنین است که می تواند بی قانون محروم سازد!
لیدیا مدرن است. از جامعه خود بسیار پیشروتر است. تجربه گراست، حتا اهل خوشگذرانی. گاهی تریاک می کشد، می نوشد و البته دو عاشق دلخسته دارد، که در عین حال، پاهای کمکی او در این مسیر پر سنگلاخ هستند. جاکوپو باربریس با بازی ادواردو اسکارپتا و دادستان فورنو با بازیگری جانمارکو سارینو.
جاکوپو که یک روزنامه نگار خلاق است، با نوشتن درباره اندیشه های لیدیا پوئت و نیز انعکاس پرونده های جنجالی او و موفقیت هایش، در معرفی او به جامعه نقشی اساسی ایفا می کند. فورنوی دادستان نیز از هوش سرشار و استقامت این زن متفاوت و خاص لذت می برد، او را تحسین می کند و عاشقانه نگاهش می کند. لیدیا هر دوی این مردان را در مقاطعی دوست می دارد. اما لیدیا، گویا مبارزه را به هر چیز دیگری ترجیح می دهد. شاید زیباترین اتفاقی که در طول روایت سه فصل داستان رخ می دهد، همگام شدن و رشد نزدیکان اوست، به مثابه گرته برداری از جامعه ای بزرگتر. اگر زمانی، برادرش، به اجبار حاضر به پذیرش او به عنوان دستیار می شود و نگاهی از بالا به پایین به او داشت، رفته رفته، به او اعتمادی تام پیدا می کند، او را تحسین و به وجودش افتخار می کند، تا جایی که بخشی از وجود هم می شوند. لیدیا در این مسیر، حتا همسر انریکو را نیز با خود همسو می کند. زنی سخت گیر، سنتی، مبادی آداب و به شدت پایبند چارچوب های اجتماعی. او در ابتدا فهمی از روح سرکش و عقاید پیشروانه لیدیا ندارد. اما لیدیا بوی معطری است که می تواند اذهان بسته را شکوفا سازد. او قوی است. سرسخت است. پا پس نمی کشد. پشتکار دارد و هدفمند پیش می رود و همین عملکرد است که برادرزاده اش را وامی دارد، به جای ازدواج کورکورانه در نوجوانی، چنان که در اجتماع آن اجتماع آن روزها باب بوده است، خود را به سمت اندیشیدن و ارتقا دادن سوق دهد.
در سریال «قانون به روایت لیدیا پوئت»، چند المان فنی بسیار درخشان نیز وجود دارد. موسیقی، چهره پردازی و طراحی لباس.
گریم طراحی شده برای شخصیت لیدیا، به شدت بر چهره و رفتار و اکت او نشسته و بازیگری اش را قدرت بخشیده. صورتی که روی بینی اش کک مک های ظریف دارد. در آرایش چشم ها، دو نقطه سیاه وجود دارد که به صورت و چشم ها، حالتی فکور می بخشد. طراحی لباس، انتخاب پارچه و دوخت آن نیز بسیار با دقت و همراه با ظرافتی قابل تامل است و البته موسیقی خوش ساخت و خوش ریتم ماسیمیلیانو مچلی برای یک مجموعه درجه یک. لیدیا پوئت را اگر تا به حال ندیده اید، همین حالا، درست همین حالا ببینید و از قدرت بازیگر خیلی جوان آن ماتیلده د آنجلیس به نقش لیدیا پوئت لذت ببرید.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- نتفلیکس رکورددار بفتای ۲۰۲۶/ «رمز سکوت» بهترین مجموعه درام شد
- معرفی برندگان جوایز سالانه انیمیشن آنی ۲۰۲۶
- یک چرخش استراتژیک بزرگ؛ نتفلیکس برای خرید برادران وارنر، وارد مذاکرات انحصاری شد
- یادداشتی بر نمایش «رابین هود»؛ بشارت پیروزی
- اظهار نظر تند جیمز کامرون؛ فیلمهای نتفلیکس نباید به جوایز اسکار راه یابند
- نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست
- «تابستانی که برف آمد» در سینما اندیشه بررسی میشود
- «تابستانی که برف آمد»؛ قصهای خانوادگی و عاشقانه با نشانههای هنری
- یادداشتی بر «صبحانه با زرافهها»/ باز تعریف دگرگونهی یک داستان اجتماعی محض
- «مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
آخرین ها
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد





