سینماسینما، محسن جعفریراد:
سهراب شهید ثالث از آغازگران موج نوی سینمای ایران است. تجربه گرایی های ابراهیم گلستان و فرخ غفاری در ساخت فیلمهای ضد قصه و آوانگارد،با فیلمهای شهید ثالث به ثمر نشست و جزو اولین سینماگرانی بود که از ایران در سطح جهان مطرح شد. هر چند که موج نو را اغلب با ساخته های مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی می شناسند اما فیلمهای شهید ثالث از این جهت متمایزند که به هیچ وجه قهرمان پردازی های کیمیایی و شخصیت پردازی های مهرجویی در آنها قابل مشاهده نیست بلکه شهید ثالث با علاقه وافرش به ادبیات و به خصوص آثار چخوف به سینمای شخصی دست پیدا کرد که ترکیب منسجمی از فضای ناتورالیستی و واقع گرایانه را برای اولین بار در سینمای ایران ارایه کرد.
او کارش را از سال ۴۸ با ساخت فیلم کوتاه قفس آغاز کرد.بعد مستندهایی درباره مرمت و بازسازی تخت جمشید،رقص محلی بجنورد و … ساخت اما با دو فیلم سینمایی یک اتفاق ساده و طبیعت بی جان، استعدادش را به رخ کشید.
طبیعت بی جان سال ۱۳۵۳ برنده جایزه خرس نقره ای و جایزه فیپرشی جشنواره برلین شد که جزو اولین جوایز معتبر سینمای ایران بود. بعد از ساخت این دو فیلم به آلمان رفت که یکی از دلایلش عدم استقبال مدیران حکومتی و فرهنگی وقت از مستندهای جسورانه اش درباره طبقه کارگر بود که تصمیم گرفت سینمایش را خارج از وطن دنبال کند. از جمله مهمترین فیلمهایش می توان به این موارد اشاره کرد: در غربت،اتوپیا،آنتوان چخوف؛یک زندگی، وقت بلوغ،خاطرات یک عاشق و آخرین فیلمش با عنوان گلهای سرخ برای آفریقا که سال ۱۹۹۱ ساخت.
فیلمهای او همواره به عنوان فیلمهای آوانگارد و پیشرو شناخته شده اند. تاکید بر فضای ملال آور و پر رخوت زندگی روزمره، استفاده از بازیگران کمتر شناخته شده و ریتم و ضرباهنگ کند به عنوان سه ویژگی مهم فیلمهایش قابل ارزیابی است.
فیلمهایی که با گذشت زمان هرگز کهنه نشده اند چرا که با چشم انداز وسیعی ساخته شده اند،جهان شمول هستند و تاریخ مصرف ندارند و به خاطر همین بعد از گذشت بیش از بیست سال از ساخته شدن آنها همچنان جذاب و تاویلپذیر هستند. کارهای هنرمندی خلاق که همیشه جلوتر از زمان خودش حرکت می کرد.اما به شکل شایسته ای در کشور خودش مورد حمایت و توجه قرار نگرفت تا در غربت ادامه زندگی دهد و همان جا زندگی را ترک کند.
در میان این فیلمها سه فیلم در غربت،اتوپیا و زندگی چخوف نسبت به بقیه فیلمها جذاب ترند و باز هم ترکیب منسجم ریالیسم و ناتورالیسم در آنها دیده می شود. در غربت به زندگی کارگران ترک در آلمان می پردازد که به نوعی می تواند حدیث نفس فیلمساز هم باشد. در زندگی چخوف او که همیشه مستقیم و غیر مستقیم علاقه اش را به چخوف نشان می داد با استفاده از عکسها و نامه ها و … مستندی از زندگی چخوف ساخت. او درباره علاقه اش به چخوف گفته است:فرهنگ من،چخوف است و قصد ندارم خودم را از او جدا کنم چون خیلی واقعی است. و بالاخره در اتوپیا به واکاوی زندگی پنج زن روسپی پرداخت با این تفاوت که این بار سیاه ترین و گزنده ترین فیلمش را ساخت. این سه فیلم در جشنواره های جهانی هم درخشیدند.به خصوص در غربت که چند جایزه مهم از جشنواره برلین گرفت. لابه لای این سه فیلم ، شهید ثالث برای چند شبکه تلویزیون آلمان فیلم ساخت که اغلب به آثاری بدل شدند که با وجود سفارش کار،سبک و امضای شخصی شهید ثالث در آنها قابل شناسایی بود.
اما افسوس که سیر تکاملی هنر شهید ثالث به سرانجامی درخور نرسید و خیلی زود حیات را بدرود گفت.او بعد از ترک آلمان به چکسلواکی رفت و سپس سالهای آخر عمرش را در شیکاگو آمریکا سپری کرد و به دلیل بیماری در تیرماه ۷۷ و در پنجاه و پنج سالگی درگذشت.
با توجه به انواع و اقسام تجربه های موفق او انتظار می رفت که در سال های کهنسالی بتواند لحظات نبوغ آمیز فیلمهایش را به تجربه هایی باشکوه تبدیل کند اما بیماری سل و بعد از آن سرطان کبد امانش را برید. با وجود این مرگ زودرس، فیلمهایی که از او باقی مانده نمونه گنجینه ای از نبوغ و خلاقیت فیلمسازی به شمار می رود که هیچ گاه تحت تاثیر مد و جریانی نبود بلکه خودش جریان ساز شد و خیلی ها ساخته های عالی عباس کیارستمی و نسل بعد از کیارستمی را وامدار و مدیون مسیری می دانند که او با گام های استوارش هموار کرده بود.
فیلمهایی که در آلمان ساخته به نسبت دو فیلم مشهورش کمتر دیده شده که این روزها موزه هنرهای معاصر در اقدامی تحسین برانگیز به نمایش نسخه های با کیفیت و با زیرنویس فارسی آنها پرداخته است که برای علاقه مندان سینمای هنری و تجربی، تماشای این فیلمها قابل توصیه است. چند سالی بود که موزه هنرهای معاصر در پی پیدا کردن و نمایش این فیلمها بود که به خاطر حق کپی رایت و مشکلات تلویزیون آلمان تا امسال طول کشید اما بالاخره با نمایش این فیلمها،تلاش مدیران موزه به ثمر نشست و میتوان یه عنوان یک پیشنهاد لذت بخش برای آخرین ماه سال آن را مطرح کرد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اسامی فیلمهای بخش پانورامای برلین اعلام شد/ پیمان معادی در نقش یک کشتیگیر پناهنده
- فیلم سهراب شهیدثالث در جشنواره برلین
- اختصاصی سینماسینما/ گفتگوی تصویری محمد حقیقت با مرتضی فرشباف درباره فیلم سینمایی «سهراب شهیدثالث»
- «یک اتفاق ساده»؛ روایتی از دوران کودکی پرملال
- سینما و بازنمایی آسیبهای اجتماعی؛ کودکان کار
- مرگ در میزند
- گفتوگوی اختصاصی سینماسینما با بهمن مقصودلو/ سهراب شهیدثالث فرزند خلف برسون است
- سهراب شهیدثالث؛ فیلمسازی که در برابر سینمای مبتذل سازشناپذیر بود
- سازشناپذیر/ نگاهی به سهراب شهیدثالث و سینمای او
- گفتگو با مجید برزگر/ فیلمسازی بهمثابه کنش سیاسی
- روایت و نقد «بیتا» در بیستمین قسمت پادکست «سینما، خاطره» + تیزر
- «سینما و ادبیات» آمد، مدیرمسئولش رفت
- نگاهی به سینمای سهراب شهیدثالث
- نظر آیدین آغداشلو درباره سهراب شهیدثالث: او اپوزیسیون تمام وقت بود
- تهیهکنندگان فیلمفارسی از کدام کار گردانها میترسیدند
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





