ناصر ملکمطیعی بازیگر پیشکسوت درصفحه آخر ایران نوشت :
چندین دهه قبل یک تهران بود و چند آتشنشانی کوچک مثل آتشنشانی چهارراه حسن آباد. هر جای شهر اگر مغازهای آتش میگرفت خودشان را میرساندند تا زبانهاش هستی مردم را نسوزاند. چندین سال بعد تهران بزرگ شد و کلانشهر. برجها قد کشیدند، خیابانها پر از ماشین و ترافیک و به تبع آن ایستگاههای آتشنشانی هم بیشتر؛ اما تجهیزات به اندازه پیشرفت شهر کلان نشد. برای جبران تمام کمبودها، فداکاری آتشنشانها قد کشید. همه هستیشان را گذاشتند تا هست هموطنشان نیست نشود. چند وقتی است که همه ما قهرمانیشان را باور کردهایم و به دلسوزیهایشان دلمان گرم شده است. از جان گذشتگیشان را باور کرده و به مسئولیتپذیریشان ایمان پیدا کردهایم. چنین جوانانی حقشان است که هر آنچه از دست دولت و ملت بر میآید انجام دهند. چرا باید دست خالی آنها را روانه آتش کنیم. قصدم این نیست که برای حادثه ساختمان پلاسکو کسی را مقصر بدانم. همه ما شاهدیم که از روز پنجشنبه همه تلاششان را کردهاند اما مسئولان پیش از حادثه چقدر برای حفظ چنین سرمایههای انسانی فکر کردهاند؟ دنبال مقصر نیستم و حرف اصلی من با مردمی است که بیش از هر کسی قدر وجود چنین جوانان نازنینی را درک کردهاند. کاش همانقدر که وجود و فداکاری آنها را حس کردهایم نسبت به نجات جان آنها هم احساس مسئولیت میکردیم و با پرهیز از ازدحام بیمورد این بار ما نجات دهنده جان آتش نشانها میشدیم. این اتفاقات و رفتارهای مشابه آن مثل زمانی که در راه افتادن پشت آمبولانس با هم سبقت میگیریم نشان میدهد که چقدر ما مردم این شهر نیاز به آموزش و آگاهی داریم. از روز حادثه اخبار را دنبال میکنم و برای تمامی این اتفاقات حسرت میخورم. برای امثال من که سنی گذشته و کاری از دستمان بر نمیآید این حسرت مانده است که کاش حداقل توان این را داشتم که آجری از ویرانه این ساختمان از روی قهرمانان شهرم بردارم. من هم مثل دیگر مردم عزیزمان متأسفم و تسلیت میگویم. همه ما سهیم هستیم در این مصیبت و از ضررهایی که در ماههای پایانی سال به هموطنانمان وارد شده اندوهگین هستیم. لباس و انبار و مغازه و تمام خسارتهای مالی اگر چه سخت اما قابل جبران است، مهم جان آدم هاست که قابل جبران نیست. مهم زندگی آتش نشانهایی است که با جان و دل و از صمیم قلب و دست تنها به دل آتش میزنند. چقدر وجود چنین آدمهایی که برای جان هموطن و همشهری هایشان از همه چیز مایه میگذارند مایه افتخار است و چقدر نبودشان درد حسرت. همه ما سهیم هستیم در این مصیبت.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشت شیرین ملک مطیعی بر جشن روز سینما؛ دیر آمدی ای نگار سرمست
- بخشهایی از مراسم اختتامیه جشنواره که در پخش زنده تلویزیون به نمایش در نیامد + عکس
- عکسی که لاله اسکندری از ناصر ملک مطیعی و پوری بنایی منتشر کرد
- حالا ما به همه گفتیم زدیم شمام بگید زده خوبیت نداره/ درباره بهمن مفید
- تاملی بر بازیگران سنتی و مدرن در سینمای ایران/ بخش دوم
- سالهاست که مردهایم
- مستند زندگی ناصر ملک مطیعی ساخته میشود
- روایت سایت مشرق از نظر فردین، بهروز وثوقی و پوری بنایی درباره مینیژوب
- جوانمرد؛ یادی از درگذشتگان سینما در سالی که گذشت
- «تنهایی یک دونده سینما»/ زمانه بهروز وثوقی بودن
- درباره فرخ ساجدی که بیست روز است از میانمان رفته است/ دلی را که بردی به طوفان سپردی!
- به یاد عزت سینمای ایران / گزارش تصویری
- مراسم گرامیداشت ناصر ملک مطیعی / گزارش تصویری
- واکنش بهروز وثوقی و ناصر ملک مطیعی به پرداخت سود سهام عدالت به اموات/طنز
- امیرعلی ملک مطیعی با مرور خاطراتی از پدرش خبر داد:کتاب خاطرات ناصر ملک مطیعی در آستانه انتشار
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت





