سینماسینما، کیوان کثیریان
یک:
وقتی بی اخلاقی سکه رایج بازار می شود و تهمت و غیبت و بدگویی و حسادت و آدمفروشی و توهین و خبرچینی و بدخواهی و تجاوز به حریم خصوصی و ناسزا و بخل و کینه و دروغ، دیگر قبحی ندارد نباید هیچ توقعی از هیچکس داشت و از هیچ اتفاق ویرانگری در حوزه اخلاق شگفت زده شد.
آن روز که کیف می کنیم از آنکه یکی با تهمتی ناروا یکی دیگر را نواخت که ما دوستش نداشتیم و دلمان خنک میشود از این که یکی زیرآب یکی دیگر را زد که دوستش نداشتیم، باید به لحظهای نزدیک فکر کنیم که خودمان قربانی این فضای متعفن و ویران خواهیم بود.
در روزگاری که جای فضایل و رذایل جابهجا شده و معنای کلمات بهکلی تغییر کرده، عملا همانها که اخلاق و انسانیت را زیر سمهایشان گرفتهاند، میتازند و جولان میدهند.
دو:
چرا باید تعجب کنیم که فلان منتقد رفته مجلس، حرفهایی علیه سینما و داوران جشنواره فجر زده و سعی کرده یک فیلم مشخص را هم به ورطه توقیف بکشاند؟ چرا شگفت زده می شویم؟ مگر او تاکنون تصویری جز این از خود نشان داده بود؟ توقع داشتیم برود و از سینمای ایران حمایت کند؟ همو که هر هفته با تبر به جان سینما میافتد و بعضیها دلشان خنک میشود از تخریب کسانی که دوستشان ندارند!؟
چرا شگفت زده می شویم از اینکه نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس محترم فلان شخص را برای گرفتن اطلاعات درباره سینما فراخواندهاند؟ واقعا توقع داشتیم چه کسی را فرابخوانند؟ مگر آن بندگان خدا چه تصویری از خود ارائه داده بودند که حالا خلافش رفتار کرده باشند؟
همیشه یادمان می رود که هرجا بدگویی اتفاق می افتد یکی دارد میگوید و یکی با رضایت میشنود، هرجا رشوهخواری اتفاق میافتد یکی رشوه میدهد و یکی هم دارد میگیرد. هرجا برنامه تلویزیونی مخربی تولید و پخش میشود، یکی دارد تولید میکند و یکی دارد با رضایت پخش میکند. یادمان میرود هرجا آدمفروشی اتفاق میافتد، یکی دارد میفروشد و یکی دارد میخرد! اتفاقا آنکه میخرد و پخش میکند و میگیرد و میشنود سهم بیشتری در رواج بیاخلاقی دارد.
سه:
یکی دیگر از آنسوی آب برداشته برای تخریب آن منتقد هرچه از دهانش درآمده درباره او نوشته. فارغ از راست و دروغ حرفها، به حریم زندگی خصوصی او وارد شده و با استفاده از اطلاعاتی که شاید دارد، تلاش کرده منتقد را به خاک بیندازد(و چقدر این موقعیت آشناست!). اینکه توانسته یا نه به کنار. یعنی خودش نفهمیده که پیش از آن اخلاق را لگدمال کرده و باز قبل از آن خودش را؟
آنکه میگویند آدم فروخته هم نفهمیده که اول اخلاق و انسانیت را به ثمن بخس فروخته و باز پیش از آن خودش را.
او که فلان فیلم را در طراز نظام جمهوری اسلامی نمیداند و بهخیال خودش فیلم و فیلمساز را به دردسر می اندازد، آیا لحظهای به طراز انسانیت خودش فکر کرده است؟
چهار:
خدا نیامرزد کسی را که تمام تلاشش را کرد تا دروغ و تهمت و توهین و تجاوز به حریم شخصی و سایر رذایل را نهادینه کند و قبحش را بریزد. حالا نه تنها این رذایل دیگر قبیح نیست که فضیلت به حساب میآید.
پنج:
تا جایی که فهم من قد میدهد، وظیفه کمیسیون فرهنگی مجلس رسیدگی به اوضاع کلان فرهنگ است و حمایت از فرهنگ به پشتوانه قانون. توقع میرود وقتی فرهنگ مورد هجوم قرار میگیرد، کمیسیون فرهنگی وارد میدان شود و جلوی اقدامات غیرقانونی را بگیرد. وقتی کنسرتهایی که از دولت جمهوری اسلامی مجوز دارند بهطور غیرقانونی تعطیل میشوند، کمیسیون فرهنگی به پشتوانه مرّ قانون اساسی باید به نفع فرهنگ وارد میدان شود. وقتی فیلمهای مجوزدار از پرده پائین میآیند یا به بهانههای واهی اساسا رنگ پرده را نمیبینند، کمیسیون فرهنگی در دفاع از حقوق ملت باید به میدان بیاید. وقتی فلان نهاد از اکران فیلمهایی که مجوز رسمی و قانونی دارند، سرباز میزند، کمیسیون فرهنگی باید از قدرت قانونیاش به نفع سینما استفاده کند. وقتی بودجه کوچک فرهنگ، هرسال کوچکتر و کوچکتر میشود، کمیسیون فرهنگی باید فریادش دربیاید. نه اینکه خودش هم دربرابر فرهنگ بایستد و در این زمانه مظلومیت هنر و فرهنگ، خودش هم ضربهای نثار پیکر آن کند. نه اینکه بخواهد با ادعای عجیب نظارت مستقیم بر فیلمها- که طبعا جزو شرح وظایفش نیست- بر زخم عمیق سینما و فرهنگ نمک بپاشد.
البته اینها توقع زیادی است از این بزرگواران که هرگز برآورده نمیشود ولی یادآوری اش بد نیست. بهتر است خودمان هم یادمان نرود برای چه رای میدهیم و به چه کسانی. که البته همیشه یادمان میرود. همیشه به کسانی رای میدهیم که تبلیغاتشان را با حضور در جمع اهل هنر و عکس گرفتن کنار آنها سامان میدهند و وارد مجلس که شدند، سر از کمیسیونهای اقتصادی و سیاسی درمیآورند. ما هم که فراموشکاریم، هربار یادمان میرود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- «آرش» در «بیضاییخوانی»
- فیلم کوتاه «شامیر» نامزد بهترین فیلمبرداری جشنواره امریکایی شد
- آقای فراستی! نقد کردن آداب دارد
- جایزهای فراتر از پناهی و فیلمش
- طبقه فرودست، اخلاق و مسالهی انتخاب
- یک یادداشت در هفت پرده
- برخی نهادهای حاکمیتی و ارزشی ، از برند سازی برای مسعود فراستی چه هدفی را دنبال می کنند ؟
- ادب مرد به ز دولت اوست
- آنها که «علت مرگ: نامعلوم» را توقیف کردند باید پاسخگو باشند!
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت





