سینماسینما، همایون امامی
گاه خبرها خبرند. می خوانیشان، یا می شنوی یا می بینشان. به راحتی و می فهمی که پیغامی، پسغامی، درخواستی، نقدی، اعتراضی. ناسزایی، ابراز علاقه ای یا هر چیزی دیگرند. ولی برخی نه، خبرند، فقط یک خبر. ظاهراً فقط یک خبر خشک و خالی. حالا یا شنیداری یا نوشتاری، یا تصویری، اگر چه از جنس صدا، یا کلمه یا تصویرند، ولی بیش از هر چیز به پتک شبیهند. پتکی که فرود می آید و مغز تو را پریشان می کند. به همات می ریزد. و مدتی گیج و ویج دور خودت می گردی تا خودت را پیدا کنی. اول باور نمی کنی، نمی خواهی باور کنی:
حالا …. شاید …. از کجا معلوم ….
ولی قاطعیت کلام پیغام گذار یا صراحت متن خبر، راه بر هر مفری می بندد. تو می مانی و ذهن پریشان پتک خورده ات و خودی که گم شده است. گمش کرده ای و …. خبر اسعد نقشبندی از این جنس خبر بود.
صبحها که از خواب بلند می شوم بنا به رفتاری که عادت شده است، گشتی می زنم در تلگرام و واتسپ. خبری پیغامی، درخواستی و بعد صرف صبحانه است و پس از آن گشتی در فیس بوک و بعد شروع فعالیت ها و گرفتاری های روزانه. در واتسپ اولین نام اسعد نقشبندی بود که پبامی فرستاده بود. دوست نازنین دیرینم. عکاس نام آشنای مستندهای تلویزیونی و دوست مهربان ام. بی خیال ضربه ای روی نامش زدم. صفحه اش باز شد و پیامش مقابل چشمانم قرار گرفت و درست در همین لحظه بود که پتک فرود آمد و من فرو ریختم. اسعد نوشته بود:
«همایون جان طیاب پر کشید و رفت و ما را گذاشت و رفت»
پتک کار خودش را کرده بود. اگر چه از بیماری صعب العلاجش خبر داشتم.اگر چه نگرانی مدتی بود بر جانمان چنگ انداخته بود، ولی پتک، پتک است و کاری به این حرف و حدیث ها ندارد.
به آخرین دیدارمان فکر کردم. شب بزرگداشتش در جشنواره سینما حقیقت پارسال و صحبت های کوتاهی که آن شب به اسم معرفی ولی قلباً با حس و به نیت ادای دین به او ایراد کرده بودم. بعد هم که در پایان مراسم، هادی آفریده بود که به عنوان مسؤل برگزاری آیین بزرگداشت پیش آمده بود و به هر کداممان چند بروشور از مراسم آن شب داده بود و تشکری و خداحافظی.
که آقای طیاب درآمده بود:
شنبه دارم می رم وین. پنجشنبه می تونی بیایی ببینمت؟
با اشتیاق پاسخ دادم حتماً، حتماً با اسعد می آییم.
و بعد رفت.راننده اسنپ پایین منتظرش بود.
چهارشنبه تماس گرفت و قرار پنجشنبه را لغو کرد گویا از خرم آباد برایش مهمان رسیده بود. همان ها که قرار بود موضوع فیلم در دست ساختش باشند. و … رفت. با این امید که این بار اقامتش در وین طول نمی کشد و برای سر و سامان دادن به فیلم جدیدش زود برخواهد گشت. کسی چه می دانست «زود» یک معنای پنهان هم دارد: دیدار به قیامت!
به خبرنگاری که تماس گرفته بود گفتم اسم این روزها را باید گذاشت روزهای خسران. هنوز یک ماه نشده است که خسرو سینایی رفته. حالا هم منوچهر طیاب. چه خسرانی از این بیشتر؟ دو تن از بنیانگذاران سینمای مستند ما رفتند. با خود فکر می کنم حالا تا پاییز وقت بود. ابن برگریزان زودهنگام در این تابستان شوم چه معنایی داشت؟ آه لعنتی. تابستان لعنتی، چه شوم، چه وحشت انگیز!
عکس خاطره آن شب را در خود قاب کرده. آخرین دیدار با بزرگان سینمای مستندمان که جای خالیشان پریشانت می کند.

منبع: صفحه فیس بوک همایون امامی
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- سرنوشت مبهم تیم ملی فوتبال بانوان در یک مستند
- نکوداشت خسرو سینایی برگزار شد؛ سینماگری که فردگرا و خودنما نبود
- مستندساز مشهور مدال گرفت؛ تجلیل از دیوید آتنبرو برای حمایت از طبیعت
- نمایش ساخته منوچهر طیاب در موزه سینما
- «شقایق سوزان»؛ شصت سال از کوچ گذشت
- نمایش مستند «شقایق سوزان» با حضور همایون امامی
- بزرگداشت محمدرضا اصلانی و رونمایی از کتاب «اصلانی به روایت اصلانی»/ محمدرضا اصلانی: آنچه حاصل این سالهاست نه حاصل یک رنج بلکه حاصل یک جنگ عظیم اس
- از سیل سالهای تنهایی/ نقد همایون امامی بر فیلم «آب ما را خواهد برد» ساختهی محمد احسانی
- در نکوداشت زنده یاد «خسرو سینایی» مطرح شد: سینایی در سینما شرافتمندانه زیست/ سینایی بنیانگذار مستند پرتره بود
- در چهارمین شب از رویداد «سیستان؛ مشقت زیستن» مطرح شد: باید به حال مردم این زمان و سرزمین گریست
- نکوداشت زنده یاد خسرو سینایی در موزه سینما
- مژگان ایلانلو آزاد شد
- به یاد خسرو سینایی؛ پخش «مرثیه گمشده» از شبکه مستند
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ گزارشی از آرای منتقدان فیپرشی/ «مراقب» در صدر جدول افقها
- گذری در جشنواره فیلم ونیز / گزارش تصویری
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- رونمایی از ۶ کتاب درباره فیلمهای شاخص سینمای ایران در موزه سینما
- دو جایزه جشنواره «جامو و کشمیر» به «زیبا صدایم کن» رسید





