سینماسینما، حمیدرضا گرشاسبی
یواخیم تریه، فیلمسازی که با «بدترین آدم دنیا» به شهرت رسید، در تازهترین اثر خود «ارزش عاطفی» سراغ رابطهای رفته که زیر سایهی گذشتهای حلنشده نفس میکشد. گوستاو، کارگردان کهنهکاری است که سالها پیش خانوادهاش را ترک کرده و حالا پس از مدتها دوری، به دخترانش نورا و اگنس نزدیک میشود. اما این بازگشت از سرِ پدری مهربان نیست. او فیلمنامهای نوشته؛ فیلمنامهای دربارهی زندگی خودش، و از نورا میخواهد در آن بازی کند. اینجا نخستین گره پیچیدهی فیلم شکل میگیرد. پدری که سالها نبوده، حالا نه برای جبران، که برای کار کردن سراغ دخترش میآید. او فیلم را به نورا پیشنهاد میکند، انگار که این یک نقش سینمایی است، نه تکهای از زندگی مشترکشان. نورا اما نمیپذیرد. این «نه» گفتن را نمیتوان ساده گرفت. او از پدرش متنفر نیست، اما نمیخواهد وارد بازی شود که قوانینش را او تعیین نکرده. میدانیم که رابطهی آنها پر از خاطرات تلخ است، پر از روزهایی که پدر نبوده. نورا نه از سر لجبازی، که از سرِ نوعی هوشیاری عاطفی این پیشنهاد را رد میکند. او میداند که بازی در فیلم پدر یعنی وارد شدن به روایتی که او نوشته، یعنی پذیرفتن تعبیر او از گذشته، یعنی تبدیل شدن به ابزاری برای هنرِ مردی که هرگز برایش پدر نبوده است. پس «نه» میگوید و این «نه» شاید اولین «نه» محکم او در تمام این سالها باشد.
اما پدر تسلیم نمیشود. خیلی زود نورا میفهمد که نقش به ریچل رسیده؛ بازیگر جوان و مشتاق هالیوودی که هیچ نسبتی با این خانواده ندارد. این ضربهی دوم است. پدر نه تنها به «نه» او احترام نگذاشته که جای او را با یک غریبه پر کرده. گویی نورا در خانوادهی خودش هم غریبه است. حالا او باید با این واقعیت کنار بیاید که پدرش دارد زندگیشان را برای کسی تعریف میکند که هیچچیز از دردهایشان نمیفهمد.
تریّه فیلمش را از قبرستان شروع میکند و به خانه میرسد. این نخستین نشانهست: «ارزش عاطفی» جایی میان زندگی و مرگ معلق است. دوربین وارد خانهای میشود با اتاقی که انگار به جهانی دیگر تعلق دارد. اتاقی که ساکنان خانه مدام به آن خیره میشوند چون میدانند آن اتاق برای همیشه به کسی تعلق داشته که حالا نیست. مادر. همان زنی که جای خالیاش در تمام لحظههای فیلم احساس میشود.اینجا یکی از ظریفترین لایههای فیلم شکل میگیرد. مادر مرده، اما انگار هنوز در خانه زندگی میکند. اتاقش همان طور مانده، وسایلش سر جایش است، سکوتش سنگینتر از هر صدایی حرف میزند. برای نورا و اگنس، این اتاق یادآور روزهایی است که مادر بود و پدر نبود. برای گوستاو، این اتاق یادآور زنی است که ترکش کرد یا شاید او بود که ترکش کرد. هیچکس مستقیماً از مادر حرف نمیزند، اما همه چیز در فیلم به او برمیگردد. پدر فیلمش را برای او ساخته؛ دخترها هنوز در اتاقش نفس میکشند.
در طول فیلم، میبینیم که نورا مدام در حال نگاه کردن به پدرش است. نگاههایی که پر از سوال است. اما سوالها هرگز مستقیماً پرسیده نمیشوند. تریه بلد است سکوت را هم بخشی از دیالوگ کند. رابطهی پدر و دختر پر از حرفهای نگفته است، پر از لحظههایی که میتوانستند چیزی بگویند اما نگفتند.
ریچل، بازیگر آمریکایی، آمده تا نقش مادرشان را بازی کند. این انتخاب پدر را نمیشود تصادفی دانست. او دارد زندگیشان را بازنمایی میکند، اما کسی را انتخاب کرده که هیچ چیز از آنها نمیداند. نورا به این زن نگاه میکند و زنی را میبیند که دارد جای مادرش را در فیلم میگیرد؛ همان طور که شاید روزی زنی دیگر جای مادرش را در زندگی پدر گرفته بود. این تکرار تلخی است که نورا را آزار میدهد. اما نقطهی عطف رابطه جایی رخ میدهد که نورا سرانجام میپذیرد در فیلم بازی کند. این پذیرش را نباید ساده گرفت. او تسلیم نشده، قرار نیست نقش دختر خوب را بازی کند. او دارد آگاهانه وارد پروژهای میشود که میداند چه دردهایی برایش دارد. شاید حتی میخواهد از درون همین درد، چیزی را بفهمد که تا حالا نفهمیده. شاید میخواهد پدر را از نزدیک ببیند، پشت دوربین، در حال ساختن، در حالی که دارد زندگیشان را بازآفرینی میکند. نورا وقتی مقابل دوربین پدر میایستد، دیگر فقط دختر او نیست. بازیگر است، کسی که نقشی را بازی میکند که خودش زمانی در واقعیت زندگیاش کرده. این مرز باریک میان بازی و واقعیت، همان چیزی است که فیلم را عمیق میکند. او با بازی کردن نقش خودش، شاید بتواند فاصلهای با رنجش بگیرد. شاید بتواند از بیرون به خودش نگاه کند. شاید این تنها راهی است که برای بخشیدن یا نبخشیدن پدر در اختیار دارد.
پایان فیلم، رابطه را به سرانجامی مبهم میرساند. نه پدر واقعاً پدر میشود، نه دختر واقعاً میبخشد. اما چیزی تغییر کرده. آنها حالا در یک پروژهی مشترک کنار هم ایستادهاند. پشت دوربین و جلوی دوربین. شاید همین برای شروع کافی باشد. شاید رابطهی پدر و دختری که سالها گسسته بوده، قرار نیست یک شبه ترمیم شود. شاید فیلم ساختن با هم، اولین قدم باشد برای یاد گرفتن دوبارهی هم.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «زن و بچه»؛ فروپاشیدن
- «راه دیگهای نیست»؛ خشونت مرهم زخم
- به مناسبت جایزه نوبل ادبیات برای لسلو کراسناهورکایی/ «تانگوی شیطان»؛ باران، باد، زباله
- فرشتگان آلوده صورت
- فرشته سقوط کرده/ نگاهی به فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» با بررسی عناصر مشترک درامهای دادگاهی
- نگاهی به سریال «شوگر»/ محله چینیها
- «تفریق»؛ به علاوه باران
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»





