سینماسینما، امیرعباس مهندس؛
امیر خان! قبول بفرما بعضی کارها سختتر از بیان کردنش است. بعضی حرفها را نمیشود به کلمه گفت. یعنی سخت، خیلی کوچک و سخیف است برای سختی جان کندن، برای تحمل رنج زندگی کردن آنهم در دورهای که دور و اطراف پر شده از آرزوی جوانمرگی. از در و دیوار فلاکت بندگی و خفت میبارد.
امیرخان! دست دراز کردن برای رهایی از هر مشکلی، خیلی سختتر از کلمه سخت است.
امیرخان! من بارها سختی کشیدهام که تا مرز جنون رفته و همانجا خیمه زده و ماندهام. اما دوبار تمام پول جیبم را خالی کردم برای چیزی که خواسته دلم بود. و بعد سخت شد. مرتبه اول میدان نقش جهان، هر چه پول داشتم دادم برای آزاد کردن بیست، سی گنجشکی که فروشنده در قفس داشت. سراپا شدم یک سائل، بگذریم که چند مغازه دار همان حوالی به قول حضرت صادق هدایت با چه لبخند شکاک و تمسخرآمیزی نگاه میکردند. بگذریم که یکیشان با لهجه غلیظ اصفهانی چیزی پراند و کیف کرد به جوانی غریبه متلکی گفته و…. بگذریم که تمام چهارباغ را پیاده برگشتم و هر گنجشکی که جیکی میکرد و نزدیکم میآمد فکر میکردم همانی است که آزادش کردم، و بگذریم که با گنجشکها رسیدم ترمینال کاوه. آنجا سراپا چشم شده بودم به دنبال آشنایی تا پولی قرض بگیرم برای کرایه برگشت به کاشان. نبود یا پیدا نمیشد و برایم سختتر از سخت بود که دستم را جلو مردم دراز کنم. مسافرها میآمدند سوار میشدند اتوبوس حرکت میکرد و دریغ از یک آشنا. تصمیم گرفته بودم پیاده به راه بزنم تا سرویس آخر دل را به دریا زدم و به شاگرد راننده گفتم میشه مرا تا کاشان ببرید و آنجا کرایهتان را بدهم. ابتدا نگاهی عاقل اندر خر به من کرد، که یعنی چه؟ و بعد نمیدانم چه چیزی در چهرهام دید که گفت قربانت، میبرمت و پول هم نمیخواهم. ماندم چگونه میشود یکباره از بلندای اخلاق و خلق پایین بیایید و همتراز شویم. خلاصه آمدم در ماشین مدام چایی و شیرینی تعارف میکرد که باعث تعجب خودم و دیگران شده بود. فردا که پول را برایش بردم، نه پرسیدم و نه متوجه شدم کجا و کی با هم زلف مان گره خورده.
امیرخان! نوبت دیگر همین چند روز پیش بود که ساز دهنی شما جیبم را خالی کرد. جوانی که لباس حاجی فیروز پوشیده و صورت سیاه کرده بود به جای دایره زنگی ساز دهنی میزد که نوروز به راه است. نگاهم که به ساز دهنی افتاد راهم را گرفتم بروم صدا زد اول صبح، برکتی باش برای دشت و دخل ما، این کاسه نیاز است روشن کن. و شروع کرد به زدن آهنگ یه دلم میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم طاقت نداره دلم، بی تو چکنم… زود همه پول جیبم را در کاسه اش ریختم تا زودتر فرار کنم. نشد. صدا زد چی بزنم که بمانی؟ نگفتم تو فقط ساز دهنی نزن. نمیدانست حساسیت من به این ساز بعد از دیدن فیلم سازدهنی شماست امیرخان!
آن زمان فکر نمیکردم هر باری که تعلق بیاورد، و هر چیز که بندگی در پی داشته باشد ساز دهنی است.
امیر خان نمیدانی این حساسیت تا کجا در من ریشه دوانده یا نهادینه شده که بعدها دیدم نه، بار بار است ممکن است صبح تا ظهر پشت میز نشسته باشی، دستور بدهی و امر و نهی کنی و کارت خفت و خواری برایت داشته باشد. ممکن در خیابان کت و شلوار مارک پوشیده باشی و کفش ایتالیایی به پا داشته باشی قدم بزنی و فلان ماشین هم دنبالت باشد اما بار حمالی به دوش داشته و خفت از سراپایت بریزد. ممکن است مثل حالا که مینویسم و نمیتوانم از مشکلات و گرانی و اختلاس بنویسم همان امیروی ساز دهنی هستم که به امید نمیدانم چه، خودم را سانسور میکنم. وقتی نمیتوانم بگویم ها زیادتر از توان و ذهن مصلحت اندیش من باشد یعنی امیرویی هستم با کمر گوشتالو و چاق که برای بار دهی فربه و مهیا شده. وقتی نمیتوانم برابر ظلمی که رفته و میرود بایستم و هنوز مثلن میخواهم حیا و حجب را رعایت کنم، امیروی فیلم شما هستم که عبداللههایی را روی دوشم جابجا میکنم. امیرخان نادری! قربانتانم ما که مثل شما نیستیم توانمان باشد این بارها را به زمین بزنم و دل بگسلانیم و برون کشیم از این ورطه رخت خویش.
امیرخان خوش بحال تو، آزادی به حرف نیست. حریت به فریاد نیست تو راه نشان دادی و ساز دهنی یک نشانه بود. سالهاست حس میکنم پایم به گل است و چیزی به پایانم نمانده است.
امیر خان بهار باشد یا تابستان، پاییز آواز باشد یا زمستان آرزو، صولت و حاکمیت مطلق دلتنگی است، چقدر حسرت نفس کشیدن و آخیشی از ته دل دارم که میسر نمیشود. امیرخان ما به هر سازی رقصیدیم، غیر از ساز دل خویش.
امیرخان! ناتوانی و بزدلی چوبه داری شده که هر لحظه بالا میکشاندم و جان نگرفته پایینم میآورد. امیر خان! دلم میخواهد بروم هزار ساز زن را پیدا کنم بیایند بنشینند برایم آنقدر ساز دهنی بزنند تا جانم در بیاید. امیرخان تنگنا تنگناست اگرچه دریایی باشد به نام شهر یا دنیا. امیرخان!…
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق میکند
- «جستوجو در تنگنا»؛ انگار این همه چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث بردهایم
- یادداشت امیر نادری درباره «سامی»/ روح جنوب در فیلم موج میزند
- جشنواره فیلم ارمنستان به پایان رسید؛ اهدای زردآلوی طلایی و نقرهای به دو سینماگر ایرانی/ تقدیر از امیر نادری
- اعطای جایزه به «تهران، یک تاریخ ناتمام» در جشنواره زردآلوی طلایی
- امیر نادری رئیس هیئت داوران جشنواره ارمنستان شد
- سینماگران ایرانی برای اسکار ۲۰۲۵ چقدر شانس دارند؟
- نمایش و تحلیل فیلم «ساز دهنی» امیر نادری در بنیاد حریری
- پیام تصویری امیرنادری برای مراسم هفتمین شب قتل مهرجویی و محمدیفر
- «ساز دهنی» در بخش «ونیز کلاسیک» جشنواره ونیز به نمایش در میآید
- اکران «دونده» در جشنواره فیلم ویسکانسین آمریکا
- آثار کیارستمی، شیردل، گلستان، نادری، بنیاعتماد و… در ایتالیا اکران میشوند
- بالن نقرهای جشنواره سه قاره برای «درب»
- سینما در ذات خود معترض است/ بررسی تاریخچه «سینمای اعتراضی» در ایران در گفتوگو با احمد طالبینژاد
- در قالب نسخه ترمیمشده؛ «دونده» پس از ۳۸ سال روی پرده میرود/ اکران ویژه در آمریکا
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- از آقااسفندیار مُرده شورِ فیلم سینمایی «خواب تلخ» به آقای رئیسجمهور پزشکیان
- تجربهای تقدیرگونه از موج نو و بازآفرینی روح گدار
- آغاز به کار هشتادوسومین جشنواره ونیز برای پذیرش فیلمها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند





