سینماسینما، الناز راسخ
زمانی که از آن جاده سرد و تاریک عبور می کردیم، مدام شعری از فروغ با طنین صدای خودش در ذهنم مرور می شد. «آن کلاغی که پرید/از فراز سر ما/و فرو رفت در اندیشهٔ آشفتهٔ ابری ولگرد/و صدایش همچون نیزهٔ کوتاهی، پهنای افق را پیمود/خبر ما را با خود خواهد برد به شهر/همه میدانند/همه میدانند/که من و تو از آن روزنهٔ سرد عبوس/باغ را دیدیم/و از آن شاخهٔ بازیگر دور از دست/سیب را چیدیم/همه میترسند/همه میترسند، اما من و تو/به چراغ و آب و آینه پیوستیم/و نترسیدیم…»
تاریکی و سرما! تاریخ از آغازش تا واپسین لحظاتی که مصادف با حضور ما در آن می شود، برای زنان در این دو کلمه و حرف ربط میانی اش خلاصه می شود. او از همیشه تا همیشه زنان را محبوس در حصار جسمشان به خود دیده است. تفاوتی نمی کند زن قصه ما کجای این دنیا ایستاده باشد، هرجا که باشد با مسئله پیچیده جسمانیتش رویروست. اگر جسمش از فقر و جنگ جان سالم به در برد، دستخوش حملات دیگری خواهد شد. همانند آنچه که بر مینوی حکمت یا تمام مینوهای این شهر گذشته و می گذرد.
فیلم با تاریکی و سرما آغاز می شود. سرمایی که به گرمای جمعی خانوادگی کات می خورد. منبع این گرمایش حضور مداوم زنیست که با همراهی او صعب ترین راه ها هموار می شود. نیازی نیست خیلی منتظر بمانیم تا ذره ذره کم فروغی اش را به نظاره بنشینیم چون تندبادی خواهد وزید و تن پوش های او را به یغما خواهد برد. پس از آن لحظه شوم، او دیگر شمع روشن گذشته نیست. به دور خود دیواری می کشد به بلندای بی اعتمادی و همه آنانی را که زمانی دوست می داشت در پشت دیوارها می نشاند. دیوارها بلند و بلندتر می شوند. ترس ها همچون اشباحی هر شب بر او هجوم می آورند. هرچه به او نزدیک تر می شوی او خود را بیشتر در درون خویش پنهان می کند. از پشت دیوارها پچ پچه ها به گوش می رسد. کسی از آبرو می گوید. دیگری در اندیشه هایش تصویری از آن شب عروسی وعده داده شده را نقش می زند. یکی آمده تا بگوید از او می ترسد. اما یک نفر مانده. یک نفر که نگران است. یک نفر که می خواهد او را در آغوش بگیرد. یک نفر که… اما هیچ کدام نمی تواند مانع آن فرو پاشی درونی شود. خود اوست که باید به پای خودش بایستد و دست خودش را بگیرد و از این طوفان عبور کند. او باید نترسد تا بتواند به چراغ و آب و آیینه بپیوندد. همانند همه آنچه که تمام زنان در طول تاریخ انجام داده اند.
مسئله تجاوز بارها به شیوه های گوناگون بررسی شده است. منیژه حکمت این بار از منظر متفاوتی به این مسئله می پردازد. گرچه با آنچه در گذشته دیده و شنیده ایم اشتراکاتی دارد اما فروپاشی درونی زن در مواجهه با چنین رویداد سهمگینی اگر به درستی به یادآورم نخستین بار است که موضوع اصلی فیلمی در سینمای ایران می شود. او نوک پیکانش را به سمت درستی نشانه گرفته است. چرا که مسئله اصلی در چنین وقایعی خود زن و روان از دست رفته اوست که همچون گره کوری به جسمش چسبیده است. دلیل انکار مینو آنست که او برای نخستین بار خودش را و تمام آن رنجی که بر وی رفته است را از بیرون به نظاره نشسته و هر چه تلاش می کند نمی تواند به آن شب برگردد تا جسم پاک و شکننده اش را از زیر چنگال های لاشخوران انسان نما بیرون بکشد. باید از نگاه او دید و در افکار او غوطه ور شد و به جای قلب او تپید و موریانه های حرف ها را بر گوشت و پوست او حس کرد تا بدانیم به راستی بر وی چه می گذرد.
معتقدم نیازی به روایت قصه های فرعی برای پیشبرد داستان نبود و فروپاشی درونی زن به عنوان پیرنگ اصلی می توانست تمام بار فیلم را به دوش بکشد. این فیلم می توانست بیشتر به درون مینو بپردازد و شخصیت های اضافی را از خود جدا کند. از این منظر جاده قدیم موضوع بکر و دست نخورده ای که جای پرداخت بسیار داشت را به راحتی می سوزاند. البته ممکن است سازنده برای تعدیل فضا و تزریق کمتر تلخی به چنین شیوه ای رضایت داده باشد.
گرچه اکثر بازی ها در مقایسه با آنچه حکمت در زندان زنان از بازیگرانش گرفته بود، با روح شخصیت ها بسیار فاصله دارند اما نمی شود منکر بازی مهتاب کرامتی و پرویز پورحسینی و ترلان پروانه شد.
حکمت و ذهن دغدغه مندش همیشه به سراغ مسائل متفاوتی رفته و با نگاه متفاوت تری نسبت به همجنسان فمنیستش به آن مسائل نگریسته است. سه زن هم فیلم متفاوتی بود. هر چند که زندان زنان هنوز با فاصله از فیلم های بعدی اش بهترین فیلم او محسوب می شود. اما جاده قدیم هم فیلم بدی از کار درنیامده است. گرچه نمی توان گفت که با یک شاهکار روبروییم و همه عناصر آن در جای درستی به کار گرفته شده است. ولی حتماً این سوال را در ذهن مخاطبش خواهد نشاند که «خودِ زن، خودِ خودِ زن پس از این رویداد فارغ از همه قضاوت ها چه می شود؟»
سوالی که نه تنها مردان بلکه زنان هم باید به آن پاسخ دهند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- کن و «تمرینهایی برای یک انقلاب»
- منیژه حکمت از جشنواره داکا جایزه گرفت
- حضور «ملخ» در بخش رقابتی جشنواره ونکوور
- سینماگران هشدار دادند: بیکاری؛ بحران سینما در سال ۱۴۰۱/ آیا مدیران جدید میخواهند سینما را از ابتدا اختراع کنند؟!
- بلوغ بازیگری برآمده از یک خانواده سینمایی/ درباره بازی پگاه آهنگرانی
- در بند اما سبز/ نگاهی به فیلم «بندربند»
- اولین حضور بینالمللی «ملخ» در یک جشنواره آمریکایی
- گفتوگوی اختصاصی سینماسینما با منیژه حکمت کارگردان فیلم «بندربند»/ یاور من مردم هستند
- با طرحی از فرهاد فزونی؛ پوستر رسمی «بندربند» منتشر شد
- در یک اکران خصوصی؛ چهرههای فرهنگی به تماشای «بندربند» نشستند/ حکمت: از تمام اندیشمندان میخواهم صدای ما باشند
- آغاز پیشفروش بلیت فیلم «بندربند» از هفتم آذر ماه
- آغاز اکران «بندر بند» منیژه حکمت از ۱۰ آذر در سینماهای سراسر ایران/ اولین تیزر فیلم منتشر شد
- رونمایی از لوگوی رسمی «بندر بند»/ فیلم منیژه حکمت آذرماه به سینماها میآید
- مصطفی خرقهپوش در ایتالیا جایزه گرفت
- بیانیه منیژه حکمت در پی حذف ۴۰ دقیقه از فیلم «۱۹»/ سازمان سینمایی به دلیل امضای بیانیه حمایت از هموطنانمان مجوز فیلمم را نمیدهد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی





