سینماسینما، شیوا مهرجو
زن یا بچه؟ کدام یک؟ فیلمساز با بچه آغاز میکند و تا زمانیکه که پسربچه هست، فیلم سرپاست، اما با حذف او، آنهم با علتی مخدوش فیلم از نفس میافتد و در کلاف خرده پیرنگهایش گم میشود. نزدیک به نیمی از زمان فیلم صرف ساختن کاراکتر پسربچه میشود که اشتیاق مخاطب را برای همراهی با او برمیانگیزد و تأکید دوربین فیلمساز بر درونیات عصیانگر پسربچه (علیار)، نوید فیلمی را میدهد که در پی ویرانی وضع موجودی است که بچه، خود را محصولی از آن میبیند، اما ناگهان همه چیز تغییر میکند؛ علیار که از داستان کنار گذاشته میشود همهی انتظاراتی که فرم و مضمون فیلم، در ذهن مخاطب ایجاد کرده بود نیز به همراهش کنار میروند.
و از این نقطه بازی بیسرانجام فیلمساز با تماشاگر آغاز میشود. زن، خواهر، مادر، همسر، همهی نقشها در بازی فیلمساز، بیهویت و بدل به ابزارهای ناقص و دمدستی میشوند در دست کارگردان که قصهی از دست رفتهاش را در وجهی استعاری همانند همان دستگاههای شوک بیمارستانی بخواهد زنده کند که نهایت چیزی جز خطی ممتد و مرگ روایت نصیباش نمیشود.
شخصیتهای فیلم چه در حوزه تماتیک، که مشتمل است بر عقاید و افکار و ویژگیهای روانی افراد، و چه در حوزه ساختاری دچار مسئله هستند؛ چراکه شخصیت در دل ساختار فیلمنامه باید به گونهای مستقر شود که با دیگر ارکان در ارتباط قرار گیرد. از این رو زمانی که نقشها نمیتوانند به درستی کارکرد طبیعیشان را پیش گیرند، دیالوگها و رابطهی میان افراد، به خصوص رابطهی میان دو خواهر، سطحی از تصنع پیدا میکند و به دنبالاش بازی بازیگرها با وجود تلاش بسیار باورپذیر نمیشود. رفتهرفته شاهد جهانی هستیم، که تصویرش از مرد خوب، تصویر مردی مرده و یا کودکی تازه متولد شده است.
آشفتگی تماتیک اثر، فیلمساز را وارد حیطههایی میکند که مشخصا در آنها از پیش بازنده است. چرخش فیلم به حوزهی روانشناسی مخاطب را با مادری روبرو میکند که درگیر سوگ فرزند است، ابژهای از دست رفته و فرد سوگوار تا رسیدن به ابژهگزینی جدید باید مراحلی را طی کند که کوبلر راس، روانشناس آمریکایی، آن مراحل پنجگانه را چنین برمیشمارد؛ انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی و پذیرش.
و فیلمساز تمام پایه و اساس این روند را با تأکید بر رسیدن هر چه زودتر به مرحله پذیرش میچیند و آنچنان کاراکتر را در مراحل دیگر مخدوش شده رها میکند که در پایان این امکان را برای خود فراهم کند که فیلم را با تم ظاهرا مطلوباش تمام کند؛ بنمایه بخشش! و مخاطب را که هنوز علتهای قبلی کنشها و واکنشها را پیدا نکرده، در انتها با پرسشهای جدید دیگری مواجه کند؛ چرا بخشیدن؟ چه کسی را بخشیدن؟ خواهر؟ شوهرخواهر؟ پدرشوهر ؟ و…
این چرخشهای مضمونی، فیلم را تکهتکه و خنثی میکند و آن انتظار نخستین را که با خلق کاراکتر پسر ایجاد کرده بود که «این فیلم سر سازش ندارد» و میرود که با خلق برداشتی خاص از فضای دیالکتیک هر آنچه جایگاه اقتدار است به چالش بکشد، را از بین میبرد. آن هم گونهای متفاوت از برهم کنش رویدادها، گونهای از دیالکتیک منفی که تئودور آدورنو، فیلسوف آلمانی مطرح میکند که در بیانی کوتاه میتوان اینگونه تعریف کرد که وضعیت موجود یا همان تز در برابر وضعیتی که حال را به چالش میکشد یا همان آنتی تز، هیچگاه به رفع تضاد نمیرسند و همواره این تنش باقی میماند و تلاشی در جهت پایان بخشیدن به تفاوتها رخ نمیدهد و این برخلاف دیالکتیکی است که مدعی سنتزی آرمانی و پایان بخش به تضادهاست؛ به گونهای که میشود جهانی تصور کرد که همه چیزش در وضعیتی ایدهآل قرار گرفته است. برداشتی نظیر آنچه سعید روستایی در انتهای اثرش از موقعیتهای متضاد در فیلمش دارد و این جهان خلق شده در پایان به چنان آشتی با خود میرسد که حداقل انتظار کاتارسیس برای مخاطب هم بدل به انتظاری بیهوده میشود.
و فیلم را نه در مقایسه با دیگر آثار کارگردانش، بلکه مستقل از کارنامه او به فیلمی ضعیف و ناامیدکننده بدل میکند. امید اینکه، سعید روستایی باز هم در آن کوچه پس کوچههایی قدم بزند که آنجا «ابد و یک روز» را دیده، نوشته و ساخته بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- درباره «زن و بچه»/ زنی در میانه خشم و خروش و بخشش
- فیلم سینمایی «زن و بچه» به اکران آنلاین رسید
- جشنواره فیلم کن ۲۰۲۶؛ فهرست بخش کلاسیک اعلام شد/ یک فیلم ایرانی در میان آثار کوتاه
- آثار پناهی، مکری و روستایی در بخش غیررقابتی/ «رها» و «چشم بادومی» در مسابقه فیلمهای اول و یونیسف جشنواره هند
- یک انیمیشن در صدر فروش فیلمها/ اکران دو فیلم جدید آغاز شد
- نگاهی به فیلمسینمایی «زن و بچه»؛ بحرانزدگی
- رقابت کمدیها با یک انیمیشن در سینماها/ هزار و ۱۹۲ میلیارد سهم گیشه فروش فیلم از ابتدای سال ۱۴۰۴
- ۵ نامزد برای معرفی به اسکار اعلام شد
- سینماها در روز ملی سینما چقدر فروختند؟
- درباره «زن و بچه»؛ کدام زن؟! کدام بچه؟!
- فروش گیشه سینماها در مرداد ماه به ۹۳۰ میلیارد رسید
- کدام فیلم ایرانی برای معرفی به اسکار ۲۰۲۶ شانس بیشتری دارد؟
- «زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهرههایی خیرهشده به دوربین
- «زن و بچه»؛ خیره با چشمان باز به کابوسی که زندگیات را میبلعد
- بازنمایی جامعه مردسالار در «پیر پسر» و «زن و بچه»
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ آیا فیلمی از ایران شانس رفتن به مسابقه را دارد؟
- هجوم به یک سالن تئاتر به دلیل مطالبه مالی!
- نهمین جایزه کتاب سال سینمایی در ایستگاه پایانی
- چرا «مزرعه حیوانات» نفروخت؟
- برای آخرین بار، «مرا ببوس»
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- فینال جام جهانی رقیب روز یکشنبهی فیلم نولان
- «جزیره رنگین»؛ وقتی خسرو سینایی جنوب را به روایت خود میآفریند
- معمای اقتباس از «طوبا و معنای شب»
- برندا فریکر درگذشت
- جشنواره سارایوو به اصغر فرهادی جایزه افتخاری میدهد
- «وسواس»؛ روایتی از عشق که آرام، چهره خودرا گم کرد
- فوت هنرمند جوان تئاتر؛ ساینا منصف درگذشت
- برای هفتاد و نهمین دوره؛ جشنواره فیلم لوکارنو داورانش را معرفی کرد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «بیگانه»؛ در حال و هوای آن سکوت کمیاب ساحلی
- «شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی
- «روبیک» آماده نمایش و پخش شد
- «شیفتگی»؛ پیوند کلیشهی «آدم خوبه» با عنصر وحشت
- مقایسه سه تابلو در باب دوستی در سینما و ادبیات
- فوت ستاره «پارک ژوراسیک»/ سم نیل درگذشت
- آغاز بلیتفروشی «ویکُنتِ شقه شده» و بازگشت «باخ» به عمارت نوفللوشاتو
- اجرای نمایش هری پاتر تمدید شد/ «گردن»؛ تجربهای اکسپریمنتال با محوریت بدن و حرکت
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- درباره نمایشنامه «حسین شهید»/ نامهای سرگشاده
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- سه جایزه آمریکایی به فیلم ایرانی رسید





