سینماسینما، حمیدرضا گرشاسبی
کارِ اساسی را رجینالد رز انجام داد که یک درامِ دادگاهی درخشان را در قالب نمایشنامه ای تلویزیونی نوشت و به منبعی عظیم تبدیل شد که بارها و بارها از آن در سینما استفاده شده است. «دوازده مرد خشمگین» اثر منحصر بفرد رجینالد رز نوشتاری جاه طلبانه بود که تمام مدت در یک اتاق می گذشت، اما وام گیرندگان از این کار، در مواقع مختلف بستری متفاوت برای آن ساخته اند. از آن جمله جاناتان ای آبرامز که فقط بخشی از آن نمایشنامه را به کار گرفته و همین باعث شده تا به کلی با دو تمِ متفاوت از یکدیگر روبرو باشیم.
گناه امری وابسته به روز است. قتل و جنایت از اولین روزهای زیست پسرانِ آدم بر زمین صورت گرفته و همچنان نیز در همین ایام رخ می دهند. زمان همیشه بستر وقوع پرونده هایی تازه در دادگاه ها ست. برای همین است که درام های دادگاهی همواره بخشی مهم از سینما هستند که در بازه هایی به اوج رسیده اند و در زمانی دیگر، کم فروغ شده اند. اگرچه این شکل از درام ها، الگوهایی ثابت و نه سلب داشته اند اما همواره انعطاف پذیر نیز بوده اند؛ همان گونه فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» این طور است. اما ببینیم این عناصر مشترک در فیلمنامه «هیات منصفانه شماره ۲» چگونه جاگذاری شده و کار می کنند.
مضمون اصلی: تمامی درام های دادگاهی یک نکته اصلی دارند و آن این که همه چیز گرد عدالت می چرخد. در واقع حرف بر سر این است که سیستم قضایی چه طور از پسِ برقراری عدالت برمی آید. در فیلم «هیات منصفه شماره ۲» فیلمنامه طوری پیش می رود که ثابت می کند سیستم قضایی این کشور و نماینده آن(دادستان) کاری می کنند که حقیقت همان عدالت شود. این موضع اخلاق گرایانه را در پایان فیلمنامه شاهد هستیم؛ زمانی که دادستان به این باور رسیده که مسیری اشتباه رفته و متهم/قاتل کسی دیگر است. بنابراین زنگ خانه جاستین را می زند و به او می فهماند آمده تا او را به دادگاه بکشاند. چیزی که هیات منصفه شماره ۲ را از نمونه های مشابه جدا می کند، پرده پایانی آن است. دادستان علی رغم این که در مبارزه اش فاتح شده، اما خوشحال نیست و به سمت عدالت واقعی گام برمی دارد. در واقع مضمونی که در اکثر فیلم های دادگاهی به کار گرفته می شود، نقد سیستم معیوب قضایی است و اینجا نیز با انتخاب سهل انگارانه هیات منصفه و عدم دقت در روند تحقیق های پیشادادگاهی بر آن صحه گذاشته می شود.
شخصیت ها: متهم، وکیل، دادستان، قاضی، شاهدان و اعضا هیات منصفه شخصیت های اصلی درام های دادگاهی هستند که هر کدام نقشی متفاوت از دیگری دارند اما با گرفتن سهمی از درام، پیش برنده داستان اند و گاه در تقابل با دیگری قرار می گیرند. تنوع شخصیت ها در درام های دادگاهی باعث می شود تا نقاط داستانی را از زاویه های مختلف ببینیم و به تصویری جامع از وضعیت موجود برسیم. با این تنوع شخصیتی، علاوه بر این که خودِ دادگاه برای گناه کار بودن یا بی گناهی متهم تصمیم می گیرد، ما نیز به عنوان مخاطب قضاوت شخصی خودمان را خواهیم داشت. در «هیات منصفه شماره ۲» ممکن است تصمیم ما مبتنی بر تصمیم دادستان نباشد و فکر کنیم که بهتر است یک مرد خوبِ اهل خانواده به زندان نرود.
از طرفی شکل دیگری از دسته بندی شخصیت ها در درام های دادگاهی بر مبنای ارزش دادن به حقیقت و اخلاق و عدم آن صورت می گیرد. دسته ای را که به کشف حقیقت می پردازند و قصدشان تحقق عدالت است، شخصیت های درست می نامیم و آنها که از عدالت دوری می کنند، در دسته شخصیت های غلط قرار می گیرند. روایت و گره ها و افشاگری ها در فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» طوری پیش می روند که جای شخصیت ها و دسته بندی آنها عوض می شود. ما جاستین را در آغاز داستان جزو دسته آدم های درست می پنداریم اما گره ای به داستان می افتد و او تغییر جایگاه می دهد و به سمت دسته شخصیت های غلط می رود چرا که به راحتی چشم خود را بر خطایش می بندد. در عوض دادستان با وجود این که در دسته شخصیت های غلط بوده و از آن دادگاه به نفع کمپین انتخاباتی خود سود برده (انتخاب استراتژی مبارزه با خشونت خانگی و قتل یک زن به عنوان مصداقی از خشونت خانگی)، اما در پایان راهش را عوض می کند.
مردودیت اخلاقی: این نیز عنصری مشابه در بیشتر درام های دادگاهی است و به مجموعه ای از پرسش هایی گفته می شود که شخصیت ها را با چالشی درونی روبرو می کنند. آدم ها به واسطه پاسخی که به این سوال ها می دهند، معیار اخلاقی خود را عیان می سازند؛ چه با واکنش های بیرونی و چه با واکنش های درونی. بیرونی ها زندگی دیگران را تحت شعاع قرار می دهند و درونی ها شخصیت خودِ فرد را می سازند. جاستین و دادستان پرسش هایی از این دست را از سر می گذرانند و در یک سکانس فوق العاده در برابر هم قرار می گیرند تا هر کدام ندای درونی خود را به گوش آن دیگری برساند. اگر جاستین در دادگاهِ درونِ خود مردود می شود و زندگی یک بی گناه را به تباهی می کشاند، دادستان حاضر می شود در رسانه ها اشتباه و عیب خود را جار بزند، اما پیروزِ اخلاقیات باشد.
تصمیم گیرنده و حکم: تصمیم گیرنده و حکم، ابتدایی ترین و بنیادی ترین عناصر این شکل از درام های سینمایی هستند. تصمیم گیرنده معمولا خودِ شخصیت دادگاه است که در آن برای سرنوشت یک نفر تصمیم گرفته می شود. تصمیم گیرندگان اصلی، قاضی، هیات منصفه و گاه رسانه ها هستند که هر کدام بنا به این که یک فیلم در کدام یک از زیرشاخه ها درام های دادگاهی قرار می گیرد، قدرت بیشتری می گیرند. در فیلم هیات منصفه شماره ۲ آن چنان که از اسمش پیداست، درام اصلی روی شانه های اعضای هیات منصفه است. در هیات منصفه شماره ۲، کارِ هیات منصفه از زمانی آغاز می شود که تقریبا نیمی از فیلم جلو رفته و مخاطب با اطلاعات و داده های زیادی آشنا شده و می توان تصور کرد که خود مخاطب گره ها را باز کرده و حکمش را صادر کرده است. آنچه در این فیلم نقطه تفاوت با دیگران است، آگاهی پیشینی یکی از اعضای هیات منصفه است. در درام های دادگاهیِ هیات منصفه محور، هیات منصفه است که برای سرنوشت یک انسان تصمیم می گیرد اما در اینجا، نه جمع که یک فرد چنین تصمیمی را می گیرد. کافی است که جاستین به گناه خود اعتراف کند تا همه چیز پایان بگیرد اما او ترجیح می دهد که سکوت کند و مسیر دادگاه را به سمتی دیگر ببرد.
دیگر عنصر جدایی ناپذیر فیلم های این چنینی، حکم است. حکم مهم ترین لحظه فیلم های دادگاهی است؛ زمانی که معما پایان گرفته و می توان این لحظه را پایان داستان تلقی کنیم. به شرط آن که پس از صدور حکم با چرخشی روبرو نشویم. اصولا تمامی عناصر فیلم به این دلیل کنار هم قرار گرفته اند که به این لحظه برسیم. حکم در برخی از فیلم های دادگاهی نشان از موضع فیلم نسبت به سیستم قضایی دارد و عادلانه بودن آن یا ناعادلانه بودنش، بازتابی از نقطه قوت ها و ضعف های سیستم قضایی آن کشور است. با توجه به موضع جانبدارانه فیلم نسبت به سیستم قضایی، اگرچه حکم اولیه ناقص و ناعادلانه جلوه می کند اما دادستان به عنوان نماینده ای از سیستم، حرکتی را آغاز می کند تا حکم عادلانه شود.
چرخش داستانی: فیلم دادگاهی در بیشتر مواقع یک فیلم معمایی است. حل این معما گاه پیچیده و گاه راحت است. فیلم «هیات منصفه شماره ۲» به سرعت خود را خالی از معما می کند؛از همان آغازِ «هیات منصفه شماره ۲» می فهمیم که مسبب مرگ دختر چه کسی است. ما به تماشای فیلم ادامه می دهیم برای آن که ببینیم جاستین چگونه از پس چالش خود بر می آید. فیلم شخصیت او را طوری می سازد که گمان می کنیم سرانجام راهِ درست را در پیش می گیرد. در این فیلم با دو چرخش داستانی روبرو می شویم که هر کدام از آنها شوکی کامل به ما منتقل می کنند. اولین چرخش در زمان حکم اتفاق می افتد. بنا بر شخصیتی که از جاستین می شناسیم، احساس می کنیم که او در لحظه ارائه حکم چرخشی انجام می دهد و درست عمل کند اما در واقع کاری می کند که داستان دچار چرخش می شود چرا که هرگز فکر نمی کرده ایم که جاستین بخواهد بی گناهی را روانه زندان کند. دومین چرخش زنگ خانه جاستین است. درست در زمانی که احساس می کنیم جاستین قسر در رفته و به آرامش اولیه اش برگشته، دادستان تلنگری به داستان می زند و باعث چرخش آن می شود. به این سبب دو جابجایی صورت می گیرد و ما از این چرخش دوباره شوکه می شویم. قاتل از زندان بیرون می آید و جایش را جاستین می گیرد.
فلاش بک: تمامی درام های دادگاهی همراه با فلاش بک اند. این نوع درام ها نیاز دارند که اطلاعات زیادی را به بیننده منتقل کنند. این اطلاعات را به عنوان شواهد و مدارک می شناسیم. مبدا حرکتی داستان های دادگاهی زمان حال است اما همواره به گذشته می روند چرا که اتفاق اصلی (مثلا مرگ یک زن) در گذشته صورت گرفته. برای همین است که فلاش بک به عنصری تفکیک ناپذیر تبدیل می شود تا راوی حادثه باشد. در «هیات منصفه شماره ۲» فلاش بک ها دو کارکرد اساسی دارند. هم گره می اندازند و هم گره می شکافند. در فلاش بکِ اول این گمان در ما رخنه می کند که جاستین با متوفی تصادف کرده و گره اصلی داستان تولید می شود. در فلاش بک های آخر متوجه می شویم که آن شب جاستین الکل نخورده، بنابراین کاملا هوشیار بوده و دیده که ماشین متهم در خلاف جهت ماشین او حرکت کرده و به جایی دیگر رفته است. پس گره ی ذهنی ما مبنی بر این که ممکن است جاستین دچار توهم بوده، باز می شود و کاملا می دانیم که او قاتل است.
ترغیب کننده: کسی است که بیشتر از دیگران تعهد به درستیِ پیشبرد دادگاه دارد. او انگیزه و اطلاعاتی دارد که دیگران ندارند. در عمل او آغازگر داستان است و کاری می کند تا داستان به جریان بیفتد. در «هیات منصفه شماره ۲» چند شخصیت در فواصل مختلف نقش ترغیب کننده را دارند. نخست جاستین این کار را انجام می دهد؛ زمانی که دیگران را ترغیب می کند در مورد متهم با دقت بیشتری نظر دهند. بعدا این کار توسط گلفروش صورت می گیرد. او دست به اقدام می زند و به جمع آوری اطلاعات می پردازد و اطلاعاتش را در اختیار دادستان می گذارد. در مرحله بعد نیز دادستان خودش را ترغیب می کند که به مسیر درست وارد شود.
«هیات منصفه شماره ۲» مثالی درست برای رفتن به سمت داستانی تازه و با طراوت در زمره درام های دادگاهی است که از عناصر مشترک این درام ها به شکلی غیرکلیشه ای استفاده می کند و به خوبی نشان می دهد که اگرچه پیدا کردن حقیقت، دشواری های فراوانی دارد، اما پیچیدگی اصلی آنجاست که می خواهیم به عدالت واقعی برسیم.

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به سریال «شوگر»/ محله چینیها
- با یک کمپین کوچک برای فیلم ایستوود؛ کمپانی برادران وارنر «هیئت منصفه شماره۲» را وارد اسکار میکند
- با اکرانی محدود؛ وداع نه چندان شکوهمند ایستوود با سینما
- اکران فیلم کلینت ایستوود و احتمال وداع با دنیای فیلمسازی
- «تفریق»؛ به علاوه باران
- تیم برتون از جشنواره لومیر جایزه گرفت/ عشق به هیولاها و آفرینش
- جشنواره توکیو با نمایش «گریه کن ماچو» ایستوود آغاز به کار کرد
- نگاهی به کارنامه و جایگاه کلینت ایستوود
- انتقاد تند و تیز پل شریدر از فیلم ایستوود/ «ماچوی گریان» یک «هری کثیف» کوچک شده است
- «ماچوی گریان» از نگاه کلینت ایستوود/ چرا در نود و چند سالگی هنوز کار میکنم؟
- بدل «کلینت ایستوود» درگذشت
- کلینت ایستوود «گریه کن ماچو» را میسازد
- سکانس طلایی/ بچه اشتباهی
- درج غیرقانونی نام کلینت ایستوود روی یک محصول تجاری/ شکایت ایستوود به مراجع قضایی
- خود غلط بود آنچه میپنداشتیم!/ نگاهی به فیلم «قاچاقچی» اثر کلینت ایستوود
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به «عروج» به بهانه زادروز لاریسا شپیتکو/ لحظه روبرو شدن با «خود»
- چهره تلخ عشق یک سویه/ نگاهی به فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟»
- نگاهی به سریال «جانسخت»؛ منتظر غافلگیری بمانیم یا نه؟
- «ذهن زیبا»؛ اتفاقی زیبا در تلویزیون
آخرین ها
- فوت بازیگر آمریکایی؛ ریچارد چمبرلین درگذشت
- بزرگداشت رخشان بنیاعتماد برگزار شد
- نگاهی به فیلم عزیز؛ فیلمی قابل احترام
- عیدی ویژه همراه اول بهمناسبت عید فطر
- پرفروشهای سینما در هفته اول نوروز/ هیچ کدام از فیلمهای نوروزی، یک میلیون تماشاگر نداشتند
- آکادمی اسکار عذرخواهی کرد
- «میراث» در جشنواره هاتداکس رقابت میکند
- تازهترین ساخته هادی محقق به چین میرود/ اولین حضور جهانی «دِرنو» در جشنواره پکن
- یک جایزه برای آیدا پناهنده؛ جشنواره فرانسوی به «در انتهای شب» جایزه داد
- یک واکنش دیرهنگام؛ بیانیه آکادمی داوری در پی خشونت علیه برنده اسکار
- پس از ۴ دهه برگزاری در یوتا؛ جشنواره ساندنس به کلرادو میرود
- فرشته سقوط کرده/ نگاهی به فیلمنامه «هیات منصفه شماره ۲» با بررسی عناصر مشترک درامهای دادگاهی
- «داستان سلیمان»؛ یک داستان واقعی از هزاران پناهجوی جهان
- «یک نبرد پس از دیگریِ» دیکاپریو کوتاهتر شد!
- یک عشق بی رحم،مجازات اعدام را در بریتانیا لغو کرد
- اکران آنلاین «زودپز» در شبکه نمایش خانگی
- نتفلیکس با «صد سال تنهایی» به یک رمان کلاسیک «غیرقابلاقتباس» جان میبخشد
- «ذهن زیبا»؛ اتفاقی زیبا در تلویزیون
- اسرائیل، کارگردان برنده اسکار را بازداشت کرد
- یک جایزه برای مجری اسکار؛ کونان اوبراین، جایزه مارک تواین را گرفت
- برای دستاوردهای یک دهه فعالیت حرفهای؛ بالاترین تجلیل سینمایی بریتانیا از تام کروز
- داوری فیلمساز ایرانی در جشنواره مورد تایید اسکار
- نگاهی به «اکنون»/ هنرِ شنیدن
- «بیگانه» کامو مقابل دوربین کارگردان فرانسوی میرود
- «روایت ناتمام سیما» قاچاق شد/ علیرضا صمدی: خواهش میکنم نسخه غیرقانونی را نبینید
- نقدچیست؟ منتقدکیست؟
- نوروز موسیقایی با فیدیبو؛ برنامه فستیوال موسیقی «گوشه» اعلام شد
- دارن آرونوفسکی میسازد؛ اقتباس سینمایی از رمان «کوجو»
- «بیصدا حلزون»؛ تلخی میان تصمیم و تسلیم
- «سلب مسئولیت»؛ کابوسی پنهانشده پشت نور