تاریخ انتشار:1404/10/14 - 09:39 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 214762

سینماسینما، دامون ترابی

معمولا مخاطبان کارهای آروند دشت آرای به دو طیف کاملا طرفدار و کاملا مخالف تقسیم می‌شوند و البته نگارنده این یادداشت از قدیم در طیف طرفداران دشت آرای بوده که بعضا این طرفداری بی‌توان هم نبوده است! باید گفت این فضای دو قطبی متاثر از اتمسفر خاص و تا حدودی پست مدرن آثار اوست… شاید هم گاهی در این مورد نیز حواشی مرتبط با کارگردان غلبه بر متن شده و تاثیر بر قضاوت روی کیفیت آثارش گذاشته است. اما آن چیزی که مسلم است جایگاه پیشرو، مهم و موثر آروند دشت آرای در تئاتر معاصر و مدرن ایران است.

در همین راستا «ماهی بلژیکی» هم مانند دیگر آثار او امضای دشت آرای را با خود همراه دارد. با وجود این که نمایشنامه اورجینال و مربوط به او نیست ولی همان فضاسازی خاص و مرموز و میزانسن متفاوت همیشگی در اینجا نیز حاکم است… طبق معمول در اینجا نیز صحنه آرایی و چیدمان آن در عین مینی مال بودن و سادگی اما درخشان و باشکوه جلوه می‌نماید. در اینجا چرخش صحنه ابدا ادایی نیست، کاملا هویت دارد و بار معنایی را با خود حمل می‌کند. استفاده صحیح از آکسسوآر و خلاقیت و نوآوری در استفاده از ابزار صحنه‌ای همچون کتاب‌های رمان کمیک مُصور است و اساساً سوال اصلی اینجاست که آیا به راستی قرار بوده تئاتر غیر از این چیزی که در اینجا می‌بنیم باشد ؟!

باید اذعان کنم هر بار که به دیدن آثار آروند می‌نشینم حقیقت تئاتر به معنای واقعی کلمه برایم تداعی می‌شود. اگر به قول مخالفان در برخی از آثار او صرفا تکیه و خودنمایی در فرم بوده و محتوا فراموش شده حالا در «ماهی بلژیکی» کانسپت اصلی به وضوح نمایان است که با زبان گاهی تمثیل و گاهی هم با ابزار انتزاعی به مخاطب به درستی منتقل شده… در اینجا ابدا مشکل مفهوم و محتوا نداریم. بحران هویت هم از بُعد هویت شخصی و هم از منظر هویت اجتماعی حلقه اصلی درام را شکل می‌دهد. کانپلکس‌ها و عقده‌های فروخفته دوران نوجوانی کارکترها با زبانی انتزاعی و روایتی تمثیلی در بستر نمایش تکیه می‌زند و حال و روز دو شخصیت اصلی را روایت می‌کند… راوی در اینجا ابدا قضاوت نمی‌کند و نگاه او از بیرون صرفا نمایش برشی از مقطع فعلی زندگی کاراکترهاست.

بازی کاظم سیاحی در این کار درخشان است و طاهره هزاوه که در نمایش «برادران کارامازوف» نیز نقش‌آفرینی درخشانی داشت در اینجا هم نمره نسبتاً قابل قبول می‌گیرد.

«ماهی بلژیکی» با آن اسم استعاری‌اش نشانه‌ای از میل به رهایی و  زیست در وضعیتی معلق است. در واقع نام نمایش هم بیانگر فضای کلی متن است و هم بیانگر کاراکترهای اصلی که همچون ماهی در دستان یکدیگر سر می‌خورند و میل به آزادی و رهایی دارند. و در نهایت سُر خوردن در فضایی انتزاعی که احساس و مفهوم ارجح می‌شود. کارگردان حس تعلیق ، بیقراری و گسست را به خوبی انتقال داده… نمایش بسیار تامل‌برانگیز است که بیش از پاسخگویی به نیاز مخاطب، برایش پرسش می‌سازد و پرسشگری می‌کند، او را تشنه نگه می‌دارد و در فضایی سراسر تفکر و تخیل او را غرق می‌کند.

لینک کوتاه

 

آخرین ها