سینماسینما، حسین سلطان محمدی
اکران در سالن های سینما در ایران، سال هاست گرفتار مادیت محض و آنی شده و قرار نیست در آن، بجز ساخت و ساز فیزیکی، اندیشه های قدیمی هم تخریب و نوسازی شود. و در این چرخش به دور خود که محتوم و البته محکوم به شکست است، فعالان آن بیشتر سهم دارند تا مخاطبان!
فیلم ساخته می شود، آماده اکران می شود، اما تعدادی با عناوین دفتر پخش و تهیه فیلم و نیز سالن داران سینما، در تعاملات درونی خود، به بعضی آثار امکان دیده شدن در سطح گسترده می دهند و به تعدادی دیگر نه، که در حالت دوم دیده ایم که ساختار حاکمیتی به برقراری گروه «هنر و تجربه» رسیده تا برای تعدادی دیگر از فیلم ها، امکان نمایش در سالن رسمی سینما داده شود. و البته که، تعدادی نه در تعاملات درونی اولویت می یابند و نه در ساختار هنری و تجربه اندوزی. و در هر سه حالت، نگاه و خواست مخاطب که بخشی از آن براساس داده های قبلی قابل شناسایی است و بخشی براساس تغییرات روزمره زندگی باید دریافت شود، کمترین اولویت را برای چینش فیلم در سالن های سینما دارد. در سال های اخیر هم بسیاری از سالن های قدیمی به شکلی متناسب با تحولات روز نوسازی شده و در کنار آنها، ساختارهایی نو پدید آمده که ماهیت اصلی آنها تجاری است ولی واجد فضاهایی فرهنگی یا هنری هم هست و البته گاهی هم این قاعده وارونه است و اولویت نخست به ساختار فرهنگی و هنری داده شده و سپس فضاهای تجاری. این نوع همزیستی و مجاورت دو فضای مادی و معنوی، انتظار تعامل و مشارکت هر دو ساختار و اندیشه جاری در آن را بیشتر می کند، در حالی که واقعیت موجود خلاف این را رسانده است.
نخستین دلیل وضعیت فعلی اکران را چینش نامناسب فیلم در سه ماهه تابستان برشمرده اند. خب، این چینش از کجا ناشی شده، غیر از شورای اکران و توافق و تعامل دفاتر پخش با سالن داران؟ این تصمیم که چنین فیلم هایی مناسب این فصل است، برآمده از فقدان شناخت این ساختار از واقعیات جامعه امروز است. واقعیاتی همچون گران بودن هزینه سینما رفتن (شامل بلیت سینما و هزینه رفت و آمد و تنقلات و خوراکی های عرضه شده در سالن های فعلی و عوامل جنبی دیگر که برخواهم شمرد) اما نه برای همه اقشار، گزینه بسیار فعال سفر در همه تعطیلات تابستانی و غیرتابستانی نزد مردم جامعه، فقدان فیلم های متناسب با اقشار دانش آموزی و دانشجویی واجد زمان فراغت بیشتر در تابستان و … . دراین زمینه، سینماروهای همیشگی که به بهای بلیت و هزینه و دیگر بخش های پولی تماشای فیلم در سالن ها کاری ندارند و این گزینه را باید نزد اقشاری جستجو کرد که کمتر به سینما می روند و معمولا تاثیر تنگنای اقتصادی بر آنها بیشتر نمایان است و همانها هم بهانه ای هستند برای کسانی که تصمیمات خود را بر آنها فرافکنی می کنند. اما در این بخش هم بیشتر بر قیمت بلیت معترضیم تا دیگر عواملی که هزینه سینما رفتن را گران می نماید. اکنون خبر رسیده که فشار سینماداران جواب داده و قرار است فیلمی از رضا عطاران به اکران برسد و گیشه پر پول شود. فشار بر کی؟ سازمان سینمایی. سایر عوامل تشخیص دهنده اکران ناموفق تابستانی کجا رفته اند؟ چرا این فشار در تابستان اعمال نشد؟ اینها هم بهانه های واژگانی است تا مسئولیت را بر کسی دیگر فرافکنی نمایند. فرافکنی هایی آشنا که باز هم داریم.
از سوی دیگر، به عنوان مخاطب به سایت سینما تیکت مراجعه می کنیم تا اطلاعات ابتدایی درباره فیلم را ببینیم؛ اطلاع نخست، خلاصه داستان فیلم است. به اینهایی که اکنون بر روی این سایت ثبت شده، توجه کنید: «گوزنِ قرمز از پشتِ صخرهٔ یخزده، نگاهی به مردِ شکارچی که سیگاری دود میکند میاندازد. گرگ، مچاله از سرما سرفهای میکند. گوزنِ قرمز: میخواد چی کار کنه؟ گرگ: نمیدونه میخواد چی کار کنه. گوزنِ قرمز: اینا که نمیدونن میخوان چی کار کنن خطرناکترن… من برمیگردم!» (فیلمی انیمیشن درباره حیات وحش نیست ها!)/ «ماهان کوشیار درگیر ساخت فیلمی درباره قتلهای زنجیره ای است که زندگی خود را تحت تاثیر قرار می دهد.» (بگذریم از این که قتل زنجیره ای، واژه آشنای کدام گروه از جامعه است، در حالی که اصل روایت چیز دیگری است)/ «صدابردار حرفه ای سینما ناگهان خود را گرفتار عشقی میابد که او را مجبور به انتخاب میکند، انتخاب عشق یا وجدان» (عشق دربرابروجدان؟! منطق دارد؟ عشق عنصری منفی است؟)/ «… یک فیلم عاشقانه است که به تراژدی ختم می شود.» (عجب خلاصه داستانی!)/ «… روایت عشق و وفاداری است. عشقی ناب از گذشتههای دور و تلاقی این عاشقانه با داستان عشق دختر و پسری از نسل امروز …». اینکه جامعه ایران بیشتر شفاهی است و تبلیغات شفاهی برد بیشتری دارد و این موضوع هم سالها پیش در یکی از پژوهش های معاونت سینمایی قدیم ثابت شده بود که هر فیلمی که خلاصه داستانش را بتوان راحت تعریف کرد، نزد تماشاگر ایرانی بیشتر نفوذ دارد، را همگان می دانند؛ پس این نوع ثبت هویت داستانی فیلم چیست؟ برای تماشاگر معما طرح می کنید؟ قرار است جذب شود یا در مسابقه هوش برتر شرکت کند؟ مگر این نوع خلاصه داستان نویسی چه اشکالی دارد: «این فیلم فضایی حادثه ای دارد و درباره چند جوان است که می خواهند از مسیری سریع اما پر خطر، همه چیز را یک شبه بدست بیاورند، اما…» / «ایران و اسپانیا برای راه اندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیده اند، شرکت ها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کرده اند…».
وقتی خلاصه داستان ها در موارد قابل توجهی، مفهوم نیست، طبیعی است که باید به نام هنرپیشه ها توجه کنیم. اما رقابت فعلی علی مصفا در «مردی بدون سایه» با علی مصفا در «چاقی»، رقابت مهناز افشار در «قسم» با مهناز افشار در «شاه کش»، برای نمونه درجدول اکران فعلی، غیر از این است که مفهوم ستاره در سینما را از بین برده ایم؟ آن گاه در این بی معنایی ستاره برای نظام پخش و سالن دار، هیاهو در این باره که هانیه توسلی از تیزر ایده اصلی حذف شده یا مهناز افشار در تبلیغ شاه کش نیست، اصلا معنا ندارد و این موضوع فقط دستاویز بی خاصیتی بیش نیست. چون اصلا ستاره برای خودتان جدی نیست، می خواهید برای مخاطب، مهم باشد؟
اما نکته آخر؛ نخستین موج جدید گیشه کم فروغ فعلی را صاحبان سالن هایی راه انداختند که ساختار اصلی آنها بر تجاری بودن است تا سینما. باغ کتاب یا ایران مال و کوروش و مانند آن، که فقط سالن سینما نیستند. آنها مکان های تجاری وسیع هستند و سینما هم گوشه ای از فضای فیزیکی آنها را اشغال کرده است. حالا شما که از این بخش کوچک ناله سر داده اید که فروش نکرده و در خطریم، از بخش بزرگتر چرا مدد نگرفتید؟ مثال بزنم که یعنی چی. پردیس سینمایی ملت اعلام کرده اگر از سینما تیکت، بلیت آنجا را بخرید معادل ۳۵ هزار تومان تخفیف در تاکسی آنلاین و فودکورت و خرید بعدی می گیرید. یا مثال جالب غیر سینمایی، که باغ وحش ارم سبز گفته هر کی بلیت شهرآورد را خریده و با آن بلیت به باغ وحش مراجعه کند، نصف قیمت با او حساب می کنند. این روش ها برای همه سینماهایی که یا شاکله اصلی شان سینمایی است یا تجاری، قابل بهره گیری است. از فضاهای مادی و تجاری خود، حتی بوفه نیز مایه بگذارید تا تماشاگر که به سالن شما می آید، باز هم جذب شما شود. حالا کدام ساختار سینمایی مانند کوروش، باغ کتاب و ایران مال و مانند آن را دیده اید که بگویند اگر با بلیت سالن سینمای ما به فروشگاه های تجاری ما بیایید، تخفیف در خوردن در رستوران و خرید و … خواهید گرفت؟ نمی شود که فقط مردم به شما پول بدهند. گاهی هم شما به مردم پول بدهید. سخت لحظه ای دارد اما سودش بلندمدت است.
برای چنین مواردی است که می گویم، از کسی ننالید، از خودتان است و بر شماست!
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- هفته فیلم روسیه در باغ کتاب تهران
- شهر در دست سینمادارها
- تعطیلی موقت پردیس تئاتر باغ کتاب تهران
- امشب به صرف بورش بدون خون به روایت نازنین؛ صابر ابر و الهام کردا دوباره همبازی میشوند
- پیوستن رضا بابک و شیرین اسماعیلی به «با خشم به گذشته نگاه کن»
- آغاز پیشفروش نمایش صابر ابر/ تقدیم اجراها به آتیلا پسیانی
- اعتراض سینماداران به کسر مالیات ۲۵ درصدی/ تغییر کاربری میدهیم
- محمد خزاعی خبر داد: پیگیری جدی سازمان سینمایی برای افزایش ظرفیت بلیت فروشی سینماها
- رئیس انجمن سینماداران: ۸۷ سینما در کل کشور بدهی دارند/ اکثر سینماها کاملا ورشکسته شدهاند
- درخواست شورای صنفی نمایش برای صبر بیشتر سینماداران؛ تعطیل نکنید!
- آیا تماشاگر خوب، تماشاگر مرده است؟
- معرفی ۳۰ سینما جهت دریافت وام + فهرست
- مصطفی کیایی: مجبوریم از طریق وکیل و قانون پولهایمان را از سینماداران بگیریم
- یادداشت محمدمهدی عسگرپور/ کرونا، سینما و صف ماسکداران
- اکران مردمی فیلم پیلوت / گزارش تصویری
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- واکنش کانون کارگردانان سینما به مصوبه مجلس؛ سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- بیانیه خانه سینما درباره مصوبه اخیر مجلس؛ جرم انگاریِ بدیهیترین حقوق هنرمندان!





