سینماسینما، حسین ارومیه چی ها:
مازیار میری را باید جزء آن دسته از فیلمسازانی قلمداد کرد که در آغاز دهه هشتاد سربرآوردند و بعد از ساخت فیلم هایی شخصی وارد قلمرو سینمای اجتماعی شدند. سینمایی که قصه گوست، دغدغه دارد اما هیچ وقت «همه چیز تمام» نیست. همیشه تا نیمه نردبان بالا می رود و به یکباره همه چیز را رها می کند. از به آهستگی و پاداش سکوت گرفته تا کتاب قانون و سعادت آباد که به اوج خودش می رسد. تلاش قابل تقدیر او در حوض نقاشی هر چقدر با درخشش بازیگرانش آنطور که باید به هدف نَنشست در اثر تازه او حتی همین تلاش هم دیده نمی شود.
در سارا و آیدا با فیلمنامه ای طرف هستیم که ابایی ندارد از سادگی. تا جایی که همین سادگی آنقدر عیان و پرحفره از کار در می آید که هر نوع پیچیدگی، آشکارا از قصه بیرون می زند. قصه بی تعارف نخ نماست. وارد کردن یک کلیشه به رابطه دو دوست و خلق فضایی زنانه نه تنها مشکلی را حل نمی کند که از جایی به بعد مخاطب را خسته می کند. یک طرف ماجرا شوهر و برادری است نامرئی که مسبب همه خرابی هاست و یک طرف دوراهی قدیمی وجدان و نیاز مالی. این درواقع تنها ایده قابل قبول فیلم است. منتهی آنقدر بی مقدمه رو و آنقدر نپخته رها می شود که در عمل راه را برای هیچ گونه پردازش و نتیجه گیری ای باز نمی گذارد. فارغ از قیاس مع الفارغِ بضاعتِ تکنیکی و ذهنی سینمای ما و سینمای آمریکا صرفاً قصد دارم ظهور و بروز چنین ایده ای را در فضایی درست بیان کنم. به یاد بیاورید جایی از فیلم «پرواز» ساخته رابرت زمه کیس را که خلبانِ الکلیِ محکوم در دادگاه، در دوراهی مشابهی گرفتار می شود. یا باید رای به الکلی بودن مهمانداری بدهد که دستش از دنیا کوتاه شده و قائله را به نفع خودش تمام کند یا اینکه برای همیشه از پرواز منع شود. مشخص است که قصه و نگاه هر دو فیلم چیز دیگری است. معلوم است که زمه کیس چیز دیگری گفته و میری حرف دیگری. اما بزنگاه ها مشابه است. سارا در مذان اتهام است. یا باید رای به گناهکار بودن رفیق صمیمی و ازدنیا رفته اش بدهد یا اینکه رجوع کند به وجدانش و خطای خود را گردن بگیرد. مساله این است که فیلمنامه نویس دستش از جایی به بعد کاملا برای مخاطب رو می شود. مخاطب می داند سارا بالاخره اعتراف می کند. می داند به هر حال وجدان خفته اش بیدار می شود. او دنبال چیز دیگری است از فیلم. از نویسنده یک غافلگیری تازه می خواهد. برداشت یک ایده ی قبلا کاشته شده شاید. ولی آنقدر همه چیز معمولی برگزار می شود که فیلم به شکلی کاملاً سرد تمام می شود. پتانسیلی که می توانست فیلم را به اثری حداقل قابل قبول تبدیل کند، کاملا می سوزاند. بدون تعارف میری در این فیلم عقبگرد عجیبی داشته. مساله بر سر فیلم ساختن و فیلم نساختن نیست. موضوع، حفظ حداقل هاست. کیفیتی است که میری آن را دست کم با چند اثر خود کسب کرده و مهمترین وظیفه ش به عنوان فیلمسازی که دغدغه دارد، محافظت از آن است. از متن و قصه که بگذریم بازی ها نیز در سطحی کاملا متوسط قرار می گیرند. هیچ تلاش بخصوصی برای ارائه پیچش های شخصیتی از سوی بازیگر دیده نمی شود. من به عنوان تماشاگر پیگیر نمی توانم سارا و آیدا را در مدیوم سینما از کارگردانی که پیشتر سعادت آباد و یا پاداش سکوت را ساخته تصور کنم. معمولا چالش هر مخاطب با فیلمی که تماشا می کند، غافلگیری ها و آشنایی زدایی هاست که اثر برایش به ارمغان می آورد. مروری است که بر داشته های مخاطب می کند و خانه تکانی است که به ذهن او می دهد. سارا و آیدا حتی به مرز چنین انتظاری هم نزدیک نمی شود. آن کیفیتی که انتظار داریم از رابطه میان این دو دوست شکل بگیرد، نمی گیرد. چالش ذهنی و کلنجار درونی سارا با خود در حد بدخلقی با نامزدش و دیدن یک دابسمشِ دونفره و زمزمه آهنگی باب روز است و واقعا در همین حد هم باقی می ماند. شخصیتی داریم که ظاهرا دوست پسری صاحب نفوذ و منفعت طلب است که اتفاقا معقول ترین بازی را هم میان باقی بازیگران دارد. اما حتی او هم نتوانسته کمکی به افزایش سطح انتظارات ما از فیلم بکند. فیلم را در بهترین حالت می توان یکبار دید. تماشایش در سینما چیز تازه ای به مخاطب اضافه نمی کند. همانطور که به کارنامه میری و فیلمنامه نویس خوش قریحه اش!
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «تراست می!!!» در آمریکا روی صحنه میرود
- عسگرپور: رئیسجمهور دستور بازنگری دهد/ این مصوبه موجب رانت و انحصار است
- نامه پلتفرمهای نمایش خانگی به رییس جمهور
- رئیس دبیرخانه ستاد کشوری کنترل دخانیات وزارت بهداشت: به ازای هر ثانیه نمایش استعمال دخانیات در تولیدات نمایشی، جریمه ۲۱۰ میلیونی اعمال شود
- درآمد ۲۲ هزار میلیاردی اپراتورهای اینترنتی از محل پلتفرمها
- تاکید بر اهمیت کپی رایت فیلمهای خارجی؛ طغیان تهیهکنندگان علیه پخش آگهی در پلتفرمهای نمایش خانگی
- درباره «بازنده» / لبه تاریکی
- تهیهکننده سینما مطرح کرد: کوچ سینماگران حرفهای به پلتفرمها و فیلمهایی که تعطیل میشوند
- گنجینه امین تارخ و مازیار میری رونمایی میشود
- اطلاعیه شورای ورزش سازمان صداوسیما در پی حواشی اخیر
- در پاسخ به توهین مدیر پلتفرم نماوا تعلل نکنید؛ نامه سرگشاده یک انجمن سینمایی به شورای صیانت خانه سینما
- نظارت سازمان سینمایی به نمایش آثار سینمایی خارجی در پلتفرمها
- پخش سریال «حشاشین» در ایران ممنوع شد
- صحبتهای یک مجری درباره ممنوعیت کار در تلویزیون و دعوت دوباره
- با ابلاغ رئیسجمهور؛ اعضای کمیته تدوین سیاستهای شبکه نمایش خانگی منصوب شدند
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- یک فیلم ایرانی نماینده انگلیس در اسکار ۲۰۲۷
- اجرای نمایش همایون غنیزاده متوقف شد
- رونمایی از اولین پوستر «بیدار» سه روز مانده تا اکران
- بهزاد عبدی روایتی از سرنوشت امیرکبیر را روی صحنه میبرد
- برگزیدگان دومین فستیوال واک معرفی شدند
- اکران مستند «کابوک» در پردیس سینمایی چارسو
- «شبهای پرتره» با عکاسی از علیرضا مشایخی آغاز میشود
- بهار قاسمی با «دُخشید» ۲ جایزه جهانی گرفت
- «به نوبت» در راه آمریکا و کلمبیا/ «آمرغ» به مسکو میرود
- تجلیل از هنرمندان لابراتوارها در خانه سینما
- حدیثِ حاضرِ غایب؛ خوانشی رِوایتشناختی از نمایش «دیوانهخانه زری بوره»
- تحلیل ششلایهای فضا در فیلم «میلیونر زاغه نشین»/ شهری که در سئوال و جواب تصویر میشود
- نگاهی به فیلم «مرگ رابین هود»/ خستهام از نفرینِ این چرخه اندوه*
- نمایندگان چین، عربستان، رواندا و نیجریه در راه اسکار ۲۰۲۷
- اکران خصوصی فیلم بیدار / گزارش تصویری
- معرفی برگزیدگان جشنواره کودکو نوجوان سیوهشتم
- «داریوش عیاری» درگذشت
- با نگاهی به فیلم «بیداد»/ نسبت سینمای اجتماعی با اخلاق
- به بهانه پایان یک سریال جنایی پلیسی/ اعتراف در چهار دیواری
- دو فیلم ایرانی در جشنواره شبهای سیاه تالین/ گلشیفته فراهانی در یک فیلم از افغانستان
- «فصل شیرین» آماده نمایش شد
- با مشارکت انجمن تئاتر کودک و نوجوان و انجمن نمایشگران عروسکی؛ جشن روز کودک در خانه تئاتر برگزار میشود
- ادغام ۱۱۱ میلیارد دلاری پارامونت و برادران وارنر
- «زیور» از ایتالیا و تایلند جایزه گرفت
- معرفی بازیگران «قطع رابطه در خانه»
- نسخه ویژه نابینایان «نفس عمیق» با صدای پریوش نظریه منتشر میشود
- بازگشت «ویکُنتِ شقه شده»/ میزبانی عمارت نوفللوشاتو از ۳ نمایش
- جرج کلونی در فرانسه رستوران باز کرد!
- مستند «زیر یک آسمان» آمادهی نمایش شد
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید





