سینماسینما، یاسمن خلیلیفرد
«بیسر و صدا» از این جهت فیلم مهمی در وضعیت فعلی سینمای ایران محسوب میشود که در میان خیل عظیم کمدیهای رنگارنگی که با اطمینان از فروش و موفقیت در گیشه ساخته و اکران میشوند، توانسته است داستانی تلخ و اجتماعی را با تکیه بر واقعیات روز جامعه به تصویر کشد. میدانیم که چنین انتخابی فیلمساز را با اتهامات مرسومی چون «سیاه نمایی» و … روبهرو میکند، اما مجیدرضا مصطفوی تمامی این اتهامات و انتقادات را به جان میخرد تا تصاویری واقعی را از فراز و فرودهای زندگی قشر کمبضاعت جامعه به تصویر کشد.
فیلم با آنکه ایدهی اولیه و هستهی مرکزی جذاب و خلاقانهای دارد اما موفق نمیشود این ایدهی بکر را در جهت درستی بسط دهد و همین باعث شده درام فاقد نقطه عطف و نقطه بحران باشد و با کشآمدگی غیرمنطقی و کسلکنندهای روبهرو شود. فیلم گاهی خط سیر اصلی داستانش را گم میکند و گرچه میکوشد نگاهی اجتماعی به وضعیت آدمهای قشر کمبضاعت جامعه داشته باشد، اما فیلمنامه در بخشهایی دچار حفره میشود و فیلمساز موفق نمیشود آن را با منطق پیش ببرد. موانع با منطق درستی پیش پای قهرمان قرار نمیگیرند و بسیاری از گرههای قصه حلنشده باقی میمانند. درواقع به نظر میرسد کارگردان جاهطلبی کافی را برای پرداختن به ایدهی مرکزی درام ندارد و داستان از تمام پتانسیلش برای پرداختی بهتر استفاده نمیکند.
برخی از انتخابهای غلط و به دور از واقعیت نیز کار را از فضای واقعگرایانهاش دور میکند. انتخاب سیرک بهعنوان بستری برای معرفی و برونریزی کاراکتر پسر نوجوان قصه و رخدادهایی که در آن روی میدهد انتخاب هوشمندانهای است، اما آن سیرک وسط یک بیایان خارج شهر طبیعیست که مشتری نداشته باشد و در آستانهی تعطیل شدن قرار بگیرد! بنابراین بدیهیترین سوالی که برای هر مخاطبی پیش میآید همین است که چرا سیرک وسط آن بیغوله قرار دارد؟!
همچنین علت پنهانکاریهای مژگان (هانیه توسلی) از همسرش چیست؟ مثلاً چرا به او نمیگوید که پسرشان به مدرسه نمیرود؟ مگر تاکنون رفتار تند یا خشونتآمیزی از سیامک (پیمان معادی) دیدهایم که همسرش از بیان حقیقتها به او واهمه دارد؟ همچنین اصلیترین نقطه عطف داستان یعنی همان شیوهی خارج کردن الاغها از محل نگهداریشان به آن شکل پنهانی توجیه منطقی ندارد خصوصاً که مالک آن، خود از این فرآیند باخبر است.
همهی این عدم توجیهات منطقی در بستر روایتپردازی باعث میشوند مخاطب نتواند با درام ارتباط درستی برقرار کند و کم تنشی و درجا زدن سیر پیشرفت قصه جفای فیلم در حق خودش است. درواقع ریتم و تمپوی درام میتوانستند بسیار تندتر از این باشند و با حذف بسیاری از زوائد و تدوینی مجدد، «بی سر و صدا» روندی منطقیتر و پرکششتر پیدا کند.
«بی سر و صدا» جدا از هستهی مرکزی پرمغزش، جزئیات و تکههای پراکندهی قابلتوجهی نیز دارد اما این ویژگی زیر سایهی کندی بیش از حد و بیجان بودن درام رنگ میبازد. درواقع مخاطب حین تماشای فیلم خود را نه در مسیر طبیعی و باورپذیر اتفاقات بلکه در مسیر دلخواه کارگردان و نویسنده میبیند.
«بی سر و صدا» یک عنصر مهم را کم دارد و آن فاکتور سرگرمکننده بودن است که نه یک امتیاز بلکه یک الزام در ساخت فیلم است و خوشساخت بودن صرف یا بهرهگیری از ویترین بازیگران محبوب نمیتواند کمبود عناصر درگیرکننده به لحاظ حسی و فکری را جبران کند. بنابراین در «بی سر و صدا» خبری از دینامیسم محرک نیست و به دلیل چندپارگی فضا و انتقال نه چندان منطقی مرکز ثقل درام و شخصیت، از کسی به کس دیگر، این پتانسیل از بین رفته و فیلم ضرباهنگی ایستا پیدا کرده که در عین حال متاثر از فقدان فردیت شخصیتها هم هست.
شاید از همین روست که پایانبندی کار نیز به نحوی آن را پا در هوا باقی میگذارد. درواقع انتخاب نهایی سیامک چندان منطقی و انگیزهمند به نظر نمیرسد و فیلم آن پتک محکمی را که باید، بر سر مخاطب فرود نمیآورد. درواقع گویا این پایانبندی نیز بیشتر انتخاب فیلمساز و حاصل مصلحت چنین فیلمهاییست تا انتخاب طبیعی و منطقی آدمهای قصه.
بازیگران فیلم به نحوی تکرار خود هستند. پیمان معادی همان چهرهی آشنای فیلمهای قبلیاش (خصوصاً فیلمهای سعید روستایی) است. هانیه توسلی پیش از این کمتر چنین نقشی را بازی کرده بود. او حالا از نقش زنان و دختران جوان به بازی در نقش زن میانسالی روآورده که پسری نوجوان دارد و درگیر فراز و نشیبهای زندگی پرمشقت خود است. با این حال بازی چندان متفاوتی را از او نمیبینیم. مهران غفوریان یکی از معمولیترین بازیهایش را ارائه میکند. فرشته حسینی کمجان و منفعل به نظر میرسد و شاید در این میان مسعود کرامتی علیرغم تکراری بودن نقشش بهتر از بقیه از عهدهی ایفای آن برآمده است.
«بی سر و صدا» بیش از آنکه حقیقتی را از قشر ضعیف و حاشیهنشین جامعه به نمایش بگذارد سعی دارد آن را در قالب موقعیتهایی که به هم چفت نشدهاند فریاد بزند وبه همین دلیل درام بر جان مخاطب نمینشیند. درامی که میتوانست در قامت فیلمی وزین ظاهر شود و میتوانست از پتانسیل درونی خود بهرهی بهتری گیرد علیرغم شریف بودن و دغدغهمدار بودنش در حد و اندازهی اثری متوسط باقی میماند که در نهایت فدای فروغلتیدنش در کلشیههای رایج این سبک از فیلمها میشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به فیلم سینمایی «بی سر و صدا»؛ چی شد که تو دیو شدی؟
- تازهترین ساخته پرویز شهبازی روی میز تدوین
- در هیاتی به ریاست کارگردان سازنده «انگل»؛ پیمان معادی، داور جشنواره مراکش شد
- رونمایی از کتاب «استادان بزرگ بازیگری و شیوههای آموزش آنها» با ترجمه پیمان معادی؛ پاکدل: مادر سینما، کتاب است/ پیروزفر: آموزش بازیگری فقط انتقال تجربه نیست/ معادی: رونمایی این کتاب جذابتر از لحظات روی فرش قرمز فیلمها بود
- سریالهای جدید پیمان معادی، آیدا پناهنده و حامد عنقا در راه است
- «آستیگمات»؛ تنها در خانه
- میزبانی سینماها از آثار جدید/ پریناز ایزدیار، پیمان معادی، پژمان جمشیدی و بهرام افشاری این هفته به سینماها میآیند
- «بیسروصدا»؛ زمزمه تلخ زیر لایههای تاریک شهر
- اکران «زن و بچه» به تعویق افتاد
- با اعلام آکادمی علوم و هنرهای سینمایی؛ سازندگانِ «در سایه سرو»، روستایی و معادی عضو آکادمی اسکار میشوند
- سید جمال ساداتیان خبر داد: «زن و بچه» تیرماه در ایران اکران میشود
- داستان پرسر و صدای «بیسر و صدا»
- نشست خبری «زن و بچه» در جشنواره کن؛ روستایی: این فیلم مستقلترین زنِ سینمای من را روایت میکند
- طبقه فرودست، اخلاق و مسالهی انتخاب
- در آستانه آغاز اکران؛ پوستر «بیسروصدا» رونمایی شد/ روایتی بیپرده از یک داستان بیسروصدا
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم
- هیأت داوران جشنواره برلین ۲۰۲۶ معرفی شد
- عنوان و زمان اکران آخرین فیلم «سریع و خشمگین» اعلام شد
- کارگردان برنده نخل طلا، فیلم جدیدش را مقابل دوربین میبرد





