سینماسینما، زهرا مشتاق
«کودا»، روان، ساده، جذاب و بر پایه یک اقتباس ادبی که سالها پیش، یعنی ۲۰۱۴ نیز فیلمی فرانسوی زبان بر اساس آن ساخته شد و حالا نسخه آمریکایی. به روایت شان هدر که هم فیلمنامه را نوشته و هم کارگردانی کرده و شرکت اپل تی وی بلافاصله امتیاز پخش آن را خریداری کرده است. فیلمی که برای تروی کاتسور، که نقش پدر خانواده را بازی می کند، و یک ناشنوای واقعی است، اسکار بهترین مرد مکمل را به ارمغان داشته. درست مثل مارلی متلین، مادر خانواده که او نیز واقعا یک ناشنواست و ۳۵ سال قبل نیز یک اسکار گرفته است. دو بازیگر حرفهای ناشنوا و گویا اسکار دوره نود و چهارم شب آنها بود.
کودا مخفف عبارتی است که به فرزندان خانوادههای ناشنوا گفته میشود و کاملا میشود حدس زد که موضوع فیلم میتواند مرتبط به یک خانواده ناشنوا باشد. اما فیلم غمبار نیست. و این نقص موجب عقبنشینی از جامعه نمیشود. اما چالشها برقرار است. چالشهایی درون و بیرون از خانواده. وجود مشکلات مالی که ناشی از بز خری از ماهیگیران است. یک معضل اجتماعی در یک شهر بندری که دیگر ماهیگیران تسلیم شدهاند. اما به تشویق روبی، خانوادهاش با تشکیل یک تعاونی مانند جان تازهای میگیرند. اساسا نقش دختر نوجوان که تنها عضو شنوای خانواده است، کارکردی پیشرونده در قصه ایفا میکند. معترض است. و برخورد همکلاسیها و یا افراد محلی شهر در برخورد با خانواده آنها، او را گاهی آنقدر خشمگین میکند که تا مرز تنفر از خانواده پیش میرود. نقصی که بیشتر متوجه جامعهای است که اعضای آن برای چگونگی برخورد با یک کمتوانی تربیت نشده و فرهنگ برخورد و ارتباط مناسب را فرا نگرفتهاند. بعد قصه تناقض بیشتری را در بستر خود جلو میآورد. تنها فرد شنوای خانواده، علاقهمند به آواز است. هنری که حتی اگر در آن درجه یک هم باشد، خانوادهاش هرگز توان شنیدن و برقراری ارتباط با آن هنر را نخواهند داشت. برای همین است که وقتی دختر از علاقه و انتخابش حرف میزند، مادرش با بهت و اعتراض میگوید اگر ما نابینا بودیم، تو نقاشی را انتخاب میکردی؟ فیلم در عین حال رویارویی دختری در سن بلوغ و در آستانه انتخاب سرنوشت زندگیاش برای آیندهای است که وجود خانوادهای خاص، او را دچار خشم، تردید و احساس مسئولیت در تصمیمگیری کرده است. او از ادامه مسئولیتی که در تمام عمر شانزده هفده سالهاش، به عهده داشته خسته است. یک مترجم تمام وقت بیمزد. عصا و گوش خانواده. و دیگر نمیکشد. شانههایش خسته است. نیاز به رهایی دارد. رفتن دنبال زندگی خودش. اما در یک موقعیت پر تعارض گیر کرده است. اگر برود، تکلیف خانوادهاش چه میشود و اگر نرود تکلیف خودش چه؟! این قصه در هر کجای دنیا میتواند اتفاق بیفتد. فرزندانی که گزینهای جز آنکه عصای دست پدران و مادران خود بشوند، ندارند. نقشهایی که میتواند جا به جا شود. فرزندان معلولی که تا پایان عمرشان سرنوشت والدین خود را ناخواسته تغییر میدهند. و یا برعکس، کارکردی که فرزندان برای خانوادهای با معلولیتهای مختلف پیدا میکنند. و روبی در چنین روند دشواری برای تصمیمگیری قرار گرفته است. انتخابی میان خود و دیگرانی که نزدیکترین آدمها به او هستند. جامعه در این میان چه نقشی ایفا میکند؟ نهادهای تصمیم گیرنده و سازمانهای مخصوصی که سیاست اصلیشان حمایت از جامعه معلولان است؟ چند درصد از خانوادهها راضی به از دست دادن عصای دست خود میشوند و اجازه میدهند فرزندشان مسیر و زندگی خود را داشته باشد؟ اساسا چرا فرزندان و والدین باید عصای دست یکدیگر باشند؟ آیا این فرایند معنایش نابود شدن آینده آدمها نیست؟ کودا به طور غیر مستقیم و در ناخودآگاه ما، چنین پرسشهایی را ایجاد میکند. و در پایان گرچه از موفقیت روبی در ورود به یکی از مهمترین کالجهای موسیقی خوشحال میشویم، اما نگاه به سوی خانوادهای است که معلوم نیست از این پس زندگیشان چگونه پیش خواهد رفت، مخاطب را دچار نگرانی و شاید اندوهی نهانی میکند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- موفقیت «کودا» و مانیفست اسکار برای حمایت از اقلیتها
- تقویت بستر خانواده از منظری دیگر/ یادداشت روناک جعفری بر فیلمهای اسکار
- سینماسینما/ شان هدر، کارگردان «کودا»، برنده اسکار بهترین فیلم کیست
- فرش قرمز اسکار ۲۰۲۲ / گزارش تصویری
- برندگان اسکار ۲۰۲۲ معرفی شدند/ اسکار بهترین فیلم به «کودا» رسید
- سینماسینما/ اشتیاق فرانسویها برای اسکار با فیلم «کودا»
- نزدیک شدن به اسکار بهترین فیلم/ جایزه اصلی انجمن تهیهکنندگان آمریکا به فیلم «کودا» رسید
- آغاز رایگیری نهایی اسکار ۲۰۲۲/ پیشبینی تازه ورایتی از برندگان اسکار
- «کودا»؛ تصویری درخشان از فداکاری
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- با دریافت جایزه بخش پلتفرم جشنواره تورنتو؛ فیلم هندی، نامزد اسکار ۲۰۲۷ شد
- وطن مادر است؛ نمایشگاه عکاسان جوان زن ایرانی در اسپانیا
- نماینده اسپانیا در اسکار ۲۰۲۷، مهمترین جایزه جشنواره تورنتو را گرفت
- سیروس ابراهیمزاده درگذشت
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید





