سینماسینما، امیرابراهیم جلالیان
جهانگیرخان فروهر به سال ۱۲۹۵ خورشیدی در اصفهان متولد شد و فعالیت تئاتری خود را با حضور در نمایش «یوسف و زلیخا» در تئاتر سپاهان آغاز کرد، فروهر پیش از آنکه بازیگر دوربین باشد، بازیگر صحنه بود. سینما را دیر آغاز کرد و در سال ۱۳۴۵، با فیلم «گنجینه سلیمان» ساختهی عزیزالله رفیعی حضوری تاثیرگذار داشت همین فاصلهی طولانی میان آغاز فعالیت تئاتری و ورود به سینما، برای شناخت شیوهی بازی او اهمیت داشت. او از دسته بازیگرانی بهشمار میآید که برای ماندگار شدن، الزاماً به نقشهای اول احتیاج نداشت. چهره، صدا، کاراکتر و نگاه و نوع بیان او به اندازهای، هویت مستقل داشت که حتی در نقشهایی کوتاه نیز میتوانست حضور خود را در فیلم نمایان کند. جهانگیر فروهر از نسلِ طلایی سینما بود که بخش مهمی از اعتبارشان را در تجربهی تئاتر و سالها کار مداوم به دست آورده بودند نسلی که بازیگری برایشان پیش از آنکه شهرت باشد، حرفه و عشق بود. ورودش به ورطه سینما در سالهایی اتفاق افتاد که سینمای ایران در حال تجربهی تغییرات جدی در اواخر دههی چهل و ابتدای پنجاه قرار گرفته بود دوران حضور همزمان سینمای تجاری، سینمای متفاوت و جریانهای تازهای همانند موج نو، که بعدها در شکلگیری سینمای مدرن ایران تأثیرگذار بودند. او در چنین فضایی بهسرعت تبدیل به یکی از چهرههای قابل اتکا و شاخص برای نقشهای مکمل شد. کارنامهی او نشان میدهد، برخلاف بازیگرانی که ممکن است در یک تیپ خاص گرفتار شوند، فروهر توانایی حضور در جهانهای متفاوت را داشت. از سینمای عامهپسند تا آثار موج نویی امثال علی حاتمی، مسعود کیمیایی، ابراهیم گلستان و بعدها بهرام بیضایی، تقوایی و پرویز صیاد. بازیگری که حتی در حاشیهی قاب، صاحب شخصیت بود. حضور و رلهای متفاوت او در سن بالای ۵۵ سالگی به نوعی قابل تامل است و اصولا پرکاری و تعدد او در فیلمها و سریالهای شاخص در چنین سن وسالی کاملا مثال زدنی است. اگرچه این حجم از کار، برای فروهر ارزش هنری ایجاد کرد و به واقع در پرکاری و گستردگی کارنامهیاش تردیدی نیست، اما آنچه کارنامهی او را مهم میسازد، نامش در کنار شماری از مهمترین فیلمها و سریالهای تاریخ سینمای ایران قرار گرفته است. که نکته بسیار قابل توجهی است.
اگر بخواهیم یک ویژگی را بیش از همه به جهانگیر فروهر نسبت دهیم، باید از تواناییاش در بازی شخصیتهای منفی، قدرتطلب، فرصتطلب، مرموز و صاحبنفوذ نام ببریم. این بازیگر حافظهای شگفتانگیز و باورنکردنی داشت و سناریو را در مدت چند دقیقه حفظ میکرد. هیچگاه زبانش تپق نمیزد و دیالوگش را فراموش نمیکرد. جهانگیر فروهر در بسیاری از نقشها با نگاه کردن، و اطلاعاتی دربارهی شخصیت که الزاماً در دیالوگ وجود نداشت انتقال حس میکرد. بهخصوص در نقشهای تاریخی، منفی و مرموز این ویژگی اهمیت پیدا میکرد.
یکی از تعبیرهایی که دربارهی او به کار رفته، بازیگرِخوبِ نقشهای بد است تعبیر کوتاهی که بخشی از واقعیت کارنامهاش را روشن میکند.
فروهر الزاماً به این دلیل موفق نبود که «بدمن» خوبی بود او موفق بود چون بد بودن را بازی نمیکرد، کاراکتر را ایفا میکرد. اساساً یک بازیگر ضعیف وقتی نقش منفی بازی میکند، سعی دارد، شرارت را به تماشاگر نشان دهد، اما بازیگر قدرتمند کاری میکند که تماشاگر ابتدا شخصیت را ببیند و بعد، آرامآرام به ماهیت او پی ببرد و این تفاوت مهمی است. جهانگیر فروهر معمولاً شخصیتهای شرور خود را به شکل یک آدم شرورِ کارتونی بازی نمیکرد. در بسیاری از نقشها، شخصیت او بخشی از ساختار قدرت بود ادمی که در جامعه جایگاهی داشت، حرفش شنیده میشد و ظاهرش الزاماً چیزی از شرارت درونی او فاش نمیکرد. این ویژگی بهخصوص در نقشهای تاریخی و سیاسی او اهمیت پیدا میکرد.
چهرهی فروهر برای نقشهایی که نیازمند وقارِ ظاهری و ابهام اخلاقی بودند، بسیار مناسب است. او میتوانست همزمان محترم، رسمی و تهدیدکننده به نظر برسد. همین تضاد، به بازی او کیفیتی خاص میبخشید. در واقع، یکی از دلایل ماندگاری جهانگیرفروهر همین بود که برای نشان دادن شرارت، همیشه لازم نیست صدایش را بلند کند یا رفتار اغراقآمیزی داشته باشد. گاهی یک نگاه، مکث یا تغییر لحن برای ساختن یک شخصیت کافی بود.
او بازیگریست که در جهانهای متفاوت یا سینمای متمایزِ کارگردانهای نامدار حضوری موفقی داشت از علی حاتمی، مسعود کیمیایی، بیضایی و ناصرتقوایی تا مهدی صباغزاده و داود میرباقری.
یکی از مهمترین وجوه کارنامهی جهانگیر فروهر، همکاری با چنین کارگردانانی است که هرکدام زبان سینمایی کاملاً متفاوتی داشتند. او با علی حاتمی در آثاری فاخر و درخشان همکاری داشته. اساساً در جهان علی حاتمی، بازیگر باید علاوه بر ایفای نقش، بخشی از فضای تاریخی و ادبی اثر را نیز میساخت. دیالوگهای حاتمی موسیقی و ریتم خاص خود را داشت و بازیگر نمیتوانست صرفاً آنها را بیان کند باید آن زبان را باور میکرد.
فروهر در این جهان بسیار مناسب بود. چهره و بیان او با شخصیتهای تاریخی، رجال سیاسی، مأموران و آدمهای وابسته به ساختار قدرت تناسب داشت. او در «سلطان صاحبقران» نقش میرزا آقاخان نوری را بازی کرد و در «هزاردستان» نیز از جمله در دو نقش، پیشکار مخصوص خان مظفر و کفیل شعبهی تأمینات ظاهر شد. این چندلایگی یکی از نمونههای جذاب توانایی او در ساخت شخصیتهای متفاوت در یک جهان داستانی است.
اگر بخواهیم برای تماشاگرِ امروز چند اثر را بهعنوان نقطهی ورود به جهان بازیگری جهانگیر فروهر انتخاب کنیم، «هزاردستان» بدون شک یکی از قلههای مهم کارنامه هنری اوست. «هزاردستان» فقط یک سریال تاریخی نیست مجموعهای است که شخصیتها در آن حامل تاریخ، سیاست، قدرت و حافظهی جمعیاند. در چنین اثر استثنایی، بازیگرانِ مکمل نمیتوانستند صرفاً نقش پرکننده داشته باشند. هر شخصیت باید بخشی از جهان پیچیدهی اثر را میساخت.
فروهر در این مجموعه با صدای جاودانِ عزتالله مقبلی دقیقاً چنین حضوری داشت. بازی او در «هزاردستان» نشان میدهد که چگونه میتوان بدون قرار گرفتن در مرکز روایت، وزن دراماتیک ایجاد کرد. شخصیت او صرفاً به دلیل دیالوگهایش مهم نبود، نوع حضورش، رابطهاش با قدرت و کیفیت رفتارش در برابر دیگر شخصیتها به او اهمیت میدهد. این همان ویژگی است که بازیگران بزرگ، نقش مکمل را از بازیگران صرفاً پرکار جدا میکنند.
همچنین در «سوتهدلان» یکی از آثار قابل توجهی است که شخصیتپردازی در آن اهمیت ویژهای داشت. بازی فروهر در چنین فیلمی با همان ویژگی و درخشش همیشگی که در بسیاری از نقشهایش دیده شده است، کاملا مشهود است اصولاً او بازیگری نبود که برای جلب توجه، بیش از اندازه به حرکات یا تأکیدهای بیرونی و اغراق متوسل شود. در بسیاری از لحظهها، حضورش به شکل طبیعی در بافت صحنه حل میشد و شخصیت میآفرید. این نکته دربارهی بازیگران مکمل اهمیت زیادی دارد. بازیگر خوب، نقش مکمل کسی نیست که دائماً بخواهد تماشاگر او را ببیند. کسی است که باعث میشود تماشاگر شخصیت او را باور و لمس کند.
جهانگیر فروهر در سالهای پیش از انقلاب، در طیف گستردهای از آثار سینمایی حضور داشت از فیلمهای تجاری و سرگرمکننده تا آثاری که امروز بخشی از تاریخ مهم سینمای ایران محسوب میشوند.
«داشآکل»، «گوزنها»، «اسرار گنج دره جنی»، «زنبورک»، «ستارخان»، «خواستگار» «قلندر»، «سوتهدلان» «در امتداد شب» «سلطان صاحبقران» «دایی جان ناپلئون» و «هزاردستان» تنها بخشی از این کارنامهاند. همین تنوع نشان میدهد که نمیتوان او را صرفاً متعلق به یک نوع سینما یا یک سبک دانست.
فروهر در سینمای عامهپسند نیز کار کرد و در آثار کارگردانانی حضور یافت که نگاهشان به سینما کاملاً متفاوت و از طیف موج نو بودند. از این منظر، او را میتوان یکی از پلهای میان سینمای حرفهای و پرمخاطب آن دوره و سینمای مؤلف دانست، بازیگری که توانست در هر دو فضا کار کند، بدون آنکه هویت حرفهای خود را از دست بدهد. حضور کوتاه او در «گوزنها» نیز بخشی از این مسیر درخشان بود. سینمای کیمیایی به بازیگرانی نیاز داشت که بتوانند جهان مردانه، خشن و پرتنش شخصیتهای او را باورپذیر کنند. در این سینما، حرکات و نگاه، گاهی به اندازهی دیالوگ اهمیت دارد.
فروهر با چهرهی خاص و بیان محکم خود قابلیت خوبی برای چنین فضایی داشت. او حتی در نقشهایی که سهم زیادی از زمان فیلم را در اختیار نداشت، میتوانست بخشی از مناسبات قدرت و فضای اجتماعی اثر را نمایندگی کند. یکی از تواناییهای مهم او در فیلمهای تاریخی، باورپذیر کردن شخصیتهایی متعلق به دورهای دیگر بود. بازیگر فیلم تاریخی نباید صرفاً لباس تاریخی بپوشد باید نوع نگاه، لحن و رفتار اجتماعی و فضای تاریخی آن دوره را نیز به مخاطب منتقل دهد. او به دلیل سابقهی تئاتری و تسلط بر بیان، از این امکان برخوردار بود که چنین نقشهایی را بدون احساس تصنع ایفا می کرد. نمونه ای از هنرنمایی او بازی در سریال افسانهای «دایی جان ناپلئون» شاهکار ناصر تقوایی به نقش نایب تیمور خان کاملا مشخص و ماندگار است. حضورش با صدای حسین عرفانی، فروهر را به یک شخصیت پیچیدهی به ظاهر جدی و مرموز با درونمایهی کمیک مبدل کرد. از مهمترین فصلِ زندگی هنری جهانگیر فروهر، تداوم حرفه و ادامهی فعالیت او پس از انقلاب بود. او در سینمای پس از انقلاب نیز فعال ماند و در فیلمها و مجموعههای متعددی حضور پیدا کرد از جمله «کمالالملک»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «زمان از دست رفته»، «پول خارجی»، «یکبار برای همیشه»، «ناصرالدینشاه آکتور سینما»، «مسافران» «امام علی» «پهلوانان نمیمیرند» و «خانه خلوت». این دوره از فعالیت فروهر در یک نظر اهمیت بیشتری داشت، او دیگر صرفاً بازیگر نسل گذشته نبود توانست خود را با فضای جدید سینما و تلویزیون ایران تطبیق دهد. در «مسافران» ساخته ی بهرام بیضایی، حضوری کوتاه در کنار گروهی از بازیگران شاخص، نمونهای از همین تداوم حرفهای است. «مسافران» از جمله آثاری است که بازیگر در آن باید بخشی از میزانسن پیچیده و زبان تصویری کارگردان باشد.
بهرام بیضایی از کارگردانانی است که جزئیات رفتارِ شخصیتها، برایش بسیار اهمیت داشت نوع حرکت، نگاه کردن و واکنش نشان دادن. و حضور فروهر در سینمای بیضایی، نشان داد که بازی او صرفاً متکی بر چهره و صدای خاصش نبود بلکه توانایی و ویژگی، انطباق با میزانسن و جهان فیلمساز را نیز دارا بود.
فروهر به پشتوانه قوی در تئاتر توانست نقطهی امنی نزد کارگردانانی مانند بیضایی و حاتمی و تقوایی پیدا کند. او اواخر عمرش در فیلم «خانه خلوت» اثری بیادماندنی از مهدی صباغزاده نقشآفرینی کرد که نه تنها نقطهی قوت، شاید یکی از مهمترینهای کارنامهی جهانگیر فروهر، در بعد از انقلاب بشمار بیاید. این فیلم در سال ۱۳۷۰ ساخته شد و بازیگرانی چون عزتالله انتظامی، نیکو خردمند، فاطمه گودرزی، در آن حضور داشتند.
فروهر برای بازی در این فیلم در دهمین جشنواره فیلم فجر، لوح تقدیر نقش دوم مرد را دریافت کرد.
نکتهی جالب اینکه در همان دوره، «خانه خلوت» یکی از فیلمهای بسیار مطرح جشنواره بود و در رشتههای متعددی نامزد شد. و فروهر نیز از جمله بازیگرانی محسوب می شد که برای حضور در این فیلم اگر چه بسیار دیر، اما به هرصورت مورد توجه و تقدیر داوران قرار گرفت. و جالبتر از جایزه، واقعیتی که تقدیر و تحسین جشنواره، تنها بخش کوچکی از ارزش کارنامهی اوست.
فروهر در طول دههها فعالیت، آنقدر در آثار مختلف و درخشان ظاهر شده، که نمیتوان ارزش او را با تعداد جوایز سنجید. او از آن دسته هنرمندانی بود که کارنامهاش بیشتر از ویترین جوایزش حرفی برای گفتن دارد. او سالهاپیش بواسطهی حضور در چنان آثار فاخری باید دیده میشد و مورد تقدیر قرار میگرفت، اما امروز با نگاهی به کارنامه پربار و نقشهای متعددش او را شایستهی دهها جایزه و تحسین میبینیم. نهایتاً حضورِ جهانگیر فروهر، در سریال «امام علی» به نقش ابوسفیان، شخصیتی که بار تاریخی و سیاسی سنگینی داشت به دلیل ویژگی چهرهای، فیزیکی و منحصر بفردش، در آستانه هشتاد سالگی توانست یک شگفتی بینظیر بسازد. او با قدرت فوقالعاده و با تسلط بروی چنین شخصیتی و صد البته با صدای خاص ایرج دوستدار، شاه نقشی فراموش نشدنی و تمام عیار از خود بجا گذاشت.
فروهر با حضور متداوم در بیش از نیم قرن پیوند با تئاتر، سینما و تلویزیون و همکاری با فیلمسازانِ متفاوت در عبور از چند دورهی تاریخی سینمای ایران و توانایی در ساختن شخصیتهایی که اگر در مرکز قصه نبودند، ولی در حافظهی مخاطبان قرار داشتند، به یک هنرمند شاخص و چند وجهی مبدل شد. او هیچ گاه ستاره متعارف سینما نبود، اما فقط ستاره بودن، شکلی از ماندگار شدن نیست. فروهر بازیگری نبود که با نقش بزرگ مطرح شود نقش با حضور او بزرگ و ماندگار میشد. جهانگیر فروهر، در آبان ماه سال ۱۳۷۶ چشم از جهان فروبست، بازیگری که دیر به سینما رسید، اما زود صاحب امضا و اعتبار شد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- «بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی
- پیوند نوستالژی و نقد اجتماعی در «سینما شهر قصه»
- «آقای زالو»؛ روایتی کمیک با طعم تلخ و گزنده
- زنانگی و قدرت در نقشهای کلودیا کاردیناله/ ستارهای فراتر از زیبایی
- برای هفتمین سالمرگ سعید کنگرانی؛ قهرمان رمانتیکِ نسل سوخته
- فیلم کوتاه «آینه مات» بررسی شد؛ آدمها آن چیزی نیستند که نشان میدهند
- فرزان دلجو و سینمای جوانمحور دهه ۵۰/ روایتی از یک ضدقهرمان نجیب
- «زیبا صدایم کن»؛ احساسی گمشده لابه لای نسلها
- «رگهای آبی»؛ با فروغ، رزومهای برای باران
- «کیک محبوب من»، رابطهای رویایی اما تراژیک
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ستایش سینمای ایران و کشف سینمای کریم لکزاده در جشنوارهای فرانسوی
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
آخرین ها
- جهانگیر فروهر؛ بازیگری که به نقشهای کوچک، هویت میبخشید
- روایتگر اسطورهها؛ شبی برای پاسداشت بهرام بیضایی
- فریدون جیرانی؛ صیاد استعدادها
- ۴ اثر از سینماگران ایرانی در جشنواره استکهلم نمایش داده میشود
- مدیران سه بخش جشنواره تئاتر فجر معرفی شدند
- «هفت سال سینمای ایران»؛ تلاش برای بازگشت جشن خانه سینما به مدار اصلی/ آثار ۷ سال سینمای ایران چگونه داوری میشوند؟
- کنسرتنمایش «فرهاد»؛ روایتی از عشق، خاطره و رازهای نهان
- پرهزینهترین فیلم کودک سینمای ایران کلید خورد
- جشنواره روسی به «مرد آرام» جایزه داد
- دومین نشست «عصر فیلمنامه» با نمایش «بلفاست» در خانه سینما
- نگاهی به فیلم «بیدار»/ هدررفتگی
- برونو دومون با اتکا به هوش مصنوعی فیلم ساخت
- افتتاحیه فیلم سینمایى «حاشیه» / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم مقاومت در ایستگاه پایانی
- در هفتادمین دوره برگزاری؛ جایزه تماشاگران جشنواره لندن به «توپ سیاه» رسید
- «جناب آقای شاهپور گراییلی همراه خانواده»؛ کتابی برای شناخت دهه هشتاد ایران
- هومن برقنورد به «حماسه زاگرس» پیوست
- پس از یک دهه وقفه در فیلمسازی؛ فیلم جدید کارگردان «سلام بمبئی» برای کن ۲۰۲۷ آماده میشود
- سینماگران ایرانی با ۳ فیلم در مراکش
- اهدای جایزه ویژه کوروساوا به محمد رسولاف/ برگزیدگان جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ معرفی شدند
- درباره سلیمان میناسیان/ وداع با یک نقّاشِ سینماگر
- کالبدشکافی ششلایهی فضا در فیلم «داستان توکیو»/ سکوت پرهیاهو در خانهای خالی
- پاسداشت بهرام بیضایی در تئاترشهر
- بدرقه پیکر حمید علیدوستی به خانه ابدی
- «ارباب حلقهها» به تالار وحدت میآید
- فیلمهای ابراهیم ایرجزاد و محمدرضا اردلان از اسپانیا جایزه گرفت
- درباره «سمفونی حمید»/ مردی که کارت زرد نمیگرفت
- ستایش سینمای ایران و کشف سینمای کریم لکزاده در جشنوارهای فرانسوی
- «محمود موسوینژاد» درگذشت
- «سرو، سپید، سرخ» بهترین سریال اتحادیه ABU شد





