سینماسینما، زهرا مشتاق
«ناداستانی به نام زندگی» تازه ترین کتاب فریبا خانی بعد از مجموعه داستان«آدامس با طعم اکالیپتوس» و مجموعه خاطرات «من سوزن قورت دادم» است.
کتاب حرف هایی درباره زندگی در زبان قصه است. قصه هایی بی نهایت ساده. گاهی غافلگیر کننده و اغلب تنها یک روایت است. گویا به گوشه ای تاریک، برای دیدن یا یافتن چیزی نوری تابانده شود. ممکن است چیزی باشد، ممکن هم است نباشد. فقط نوری تابانده شده و چیزی دیده یا ندیده ایم. این شاید ویژگی زندگی های امروز باشد. زندگی هایی که می تواند در تکراری ملال آور در هر کجای دنیا جریان داشته باشد. ترس، خستگی، بی حوصلگی، ناکامی، میل به گریز از تنهایی، از فراموشی. کتابی که جنسیت و توجه به زنانگی در آن نمود بیشتری دارد. مثل قصه فاتحه، خانه ی کوچه ی طوبایی، تاج ماه، آب درمانی، مربای لیموترش، مرضیه.
زنان شخصیت های پیچیده ای ندارند. خودمان هستیم. در خانه، بیرون، وقت های خرید، مهمانی، کار، کار بی پایان. هیچ کدام از زن های قصه ها غریبه نیستند. گویا آینه ای رو به رویمان قرار گرفته برای دوباره دیدن خودمان. و زندگی های دور و برمان. و چند قصه درباره زنان ویرانگر. زنانی که زندگی همجنس خود را می بلعند. در بیرحمی تمام. قصه های آجیل شیرین، قرص بیستم و لوبا از هیچ چیز نمی ترسید، از همین دسته اند.
بخش بعدی کتاب زیستن در متروی تهران است. ایستگاه های آشنا، زنان دستفروش آشنا و قصه های آشنا. سال ها نوشتن در حوزه روزنامه نگاری اجتماعی و نیز نشریه دوچرخه که برای بچه هاست؛ چشم های نویسنده را برای کوتاه، موجز و مستند نویسی تربیت کرده است. شاید از ویژگی های ناداستانی به نام زندگی، آسان نویسی آن باشد که در نتیجه بتواند مخاطبینی از معمولی ترین قشرها را با خود همسو کند. چون قابل فهم است. زندگی خود آنهاست. قصه آدم هایی از طبقات متوسط رو به پایین با نگرانی های مشترک، فکرهای نزدیک به هم و حتی خاطرات مشترک پر شباهت.
و همین است که در بخش سوم کتاب که «من و درختم افرا» نام دارد؛ قصه ها به سمت تجربه های خاطره نگارانه مادری با دخترش افرا پیش می رود. مادری روزنامه نگار که هر اتفاق به ظاهر ساده که در تمام زندگی ها جریان دارد؛ برای او سویه ای قصه وار یا خاطره هایی که باید حتما جایی ثبت و نوشته شود، پیدا می کند.
طرح جلد از زهرا خانی، خواهر نویسنده است که با درک فضای خاکستری کار، تصویری از صورتک زنی فرورفته در فکر، با چشم هایی نگران و منتظر کار کرده است. تصویری با دغدغه های غالب زنانه.
ناداستانی به نام زندگی را نشر خزه که اسم آشنایی نیست، در ۳۰۰ نسخه و با قیمت مناسب ۱۵ هزار تومان منتشر کرده است.


لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- جرج کلونی در فرانسه رستوران باز کرد!
- مستند «زیر یک آسمان» آمادهی نمایش شد
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید
- ارزشمندترین بازیگران زن سینمای ایران بنابر تعداد فیلمهای مؤلف
- «بچهخور»؛ حقیقتی که خلاف جهتِ جهان میدود
- پس از ۴۰ سال؛ «مستر بین» به تئاتر بازمیگردد
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- شکست تام کروز و ایناریتو در اولین روز اکران «داگر»
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- یادداشتی بر نمایشگاه نقاشیهای انتزاعی حسین اسماعیلی؛ «سوی بیکرانگی» حاصل جوششی خلاقانه است
- افتتاحیه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان / گزارش تصویری
- «بچهخرس» در خانه هنرمندان ایران/ علی غریب «تناسخ…» را روی صحنه میبرد
- «روز چهلم» و «منجمد» در جشنواره فیلم کوتاه تهران
- سه فیلم ایرانی در سی و نهمین جشنواره توکیو
- یادداشتی بر نمایشنامهخوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسکها زبان باز میکنند
- اهدای ششمین نشان عالی خورشید به احمد ضابطی جهرمی
- «کودکی سیزیفوس» بهترین مستند کوتاه خارجی هاریانا شد
- «دگر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- روزشمار جشنواره تورنتو؛ در حال و هوای سینما
- «مادرکیو»؛ بهرهگیری از فانتزی به عنوان زبان اثر
- «سرزمین فرشتهها» نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۷ شد
- تجلیل از اصغر فرهادی در ترکیه
- «پسماند»؛ کابوسی از یک رنج
- «سکس و فلسفه»؛ دلا خو کن به تنهایی
- «توپ سیاه»؛ رکورد شکن گیشه اسپانیا
- جایزه کوروساوا به محمد رسولاف داده میشود
- وودی آلن در اسپانیا فیلم میسازد
- پروانه نمایش «ذوق مرگ» صادر شد
- صورتبندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- با فروش ۲۶ میلیون دلاری؛ اکران مجدد «انتقامجویان: آخر بازی»، «قلب هیولا» را پشت سر گذاشت





