سینماسینما، زهرا مشتاق
همه چیز در فضایی خاکستری و نیمه تاریک می گذرد. در جایی شبیه به جنگلی انبوه، جایی تفریحی، شهری به نام اوزارک که داستانی هولناک در حال تکمیل شدن است. اگر تا به حال یک مزرعه بزرگ خشخاش ندیده اید که چگونه از آن هروئین خالص به دست می آید؛ و اگر تا به حال نتوانسته اید ببینید پولشویی چگونه روندی دارد، می توانید سریال اوزارک OZARK را ببینید. محصول نتفیلیکس به تهیه کنندگی مدیا رایتز کپیتال و کارگردان های مختلفی از جمله بیل دوبو. داستانی در سه فصل و هربار ده قسمت. انباشته از جنایت، کشتن آدم ها و شکار حیوانات، تا سرقت و شنود و آدم فروشی. اما همه این ها، در خنثی ترین شکل ممکن بیان و انجام می شود. گویا آدم های اوزارک خلق شده اند تا مهیب ترین جنایت ها را در خونسردانه ترین شکل ممکن انجام دهند. بنابراین خبری از تعقیب و گریز و پلیس بازی به شیوه هایی که بارها دیده شده نیست. همه چیز آرام است. آدم ها و اتفاقات در فضایی خاکستری پیش می روند. آنها برای حفظ جان خود دست به هر کاری می زنند. اما یادتان باشد، در کمال خونسردی. این ترجیع بند این سریال آمریکایی است.
محال است جیسون باتمن که نقش مارتی برد(پدر خانواده) را بازی می کند؛ حتا در یک پلان غافلگیر شود. او همانطور که در حال دادن مشورت به یک مشتری درباره امور مالی است، روی لب تاب خود در حال تماشای فیلمی است که حاوی خیانت همسرش است. تصویری که در ابتدا تصور می شود یک فیلم پورن است، ولی رفته رفته معلوم می شود او فیلم خیانت زنش را بارها و بارها در سکوت و بدون هیچگونه واکنشی تماشا می کند. او گانگستر نیست. دزد و آدمکش هم نیست. بلکه اشراف او به اعداد است که او را وارد دنیای مخوف این آدم ها می کند. او خدای اعداد است و می تواند و بلد است که چطور در مدتی کوتاه میلیون ها دلار پولشویی کند. و همین است که از او یک آهن ربا می سازد. او بی آنکه بخواهد نشست و برخاستش با بزرگترین گروه های مافیایی داخل و خارج از آمریکا است. او یک اخلاق مدار نسبتا فاسد است که برای حفظ جان خانواده اش هر کاری می کند. فرار بی فایده است. برای همین ایستاده و با دست های خالی نه تنها از خانواده اش مراقبت می کند، بلکه آنها را نیز با خود همراه می کند. معشوقه زنش کشته می شود و او با حفظ فاصله! از ویندی برد هم برای گذر از این بحران نفس گیر کمک می گیرد. و ویندی، با بازی تاثیرگذار لورا لینی زنی که زمانی سیاستمدار بوده و حالا باز همان نقش به کمکش آمده است. و نگاه هایش، چشم هایی که می تواند حتی ماموران اف بی آی را فریب دهد یا آچمز کند. گویا روح آغشته به خلاف در خون آن هاست. چون حتی خودشان از تمهید پسر کوچکشان برای درست کردن حسابی با ۱/۸ میلیون دلار با یک نام تقلبی شگفت زده می شوند. جونا برد، پسر نوجوانی با بازی اسکایلر گایدر که عاشق شکار حیوانات است و در آن سن کم هنگام مرگ همسایه پیرشان، چنان سخنرانی قرایی می کند که همه مخاطبان از جمله والدینش را به تعجب و تحسین وا می دارد. به نظر می رسد پولشوی کوچک بعدی او باشد. فقط شارلوت است که دیگر تحمل این همه دروغ را ندارد. دختر خانواده با بازی سوفیا هابلتز. او می گوید خانواده اش را دوست دارد. اما تحمل آنها دیگر برایش غیرممکن است.
اوزارک پر از شخصیت های عجیبی است که هر کدام چیزی برای غافلگیری در چنته دارند. درست مثل روث لنگمور با بازی جولیا گارنر. قیافه ای سرد، بی روح و رفتارهای حرص درآوری که تا مرز وقاحت پیش می رود. یک موذی آب زیرکاه که فقط به پول فکر می کند. به هر قیمتی، حتی به قیمت کشتن دیگران یا سرک کشیدن میان تابوت ها و کفن های پاره پاره شده، وقاحت ترسناکی که در عین حال تلاش برای حفظ یک خانواده از هم پاشیده است. پدرش را از زندان بیرون می آورد و سرپرستی عموزاده هایش را که فقط چند سال از آنها بزرگتر است، به عهده می گیرد. و از یک ظرفشوی ساده به مدیریت یک کلوپ رقص برهنه ارتقا می یابد.
اوزارک یک زن و شوهر فاجعه بار درخشان هم دارد. یک زن و شوهر روستایی، خشن و صاحب یک مزرعه بزرگ خشخاش که برای حفظ کسب و کار خانوادگی خود می توانند حتی یک آدم را درسته تکه تکه کنند و قورت دهند. نقش دارلن اسنل را لیزا عمری بازی می کند. زنی پیر شده که شوهرش را متقاعد کرده بچه ای را به فرزند خواندگی قبول کنند تا کسی باشد که این همه ثروت به او برسد. به خصوص مزرعه خشخاش.
اوزارک یک عالمه شخصیت های فرعی دارد، که به وقت و درست خودشان را به قصه اصلی می رسانند و همه چیز را بهتر و به قاعده تر پیش می برند. مثل شخصیت کشیش و همسرش و نوزاد آنها که نقشی خاص در زندگی بردها ایفا می کند.
و البته لوگوی آغاز فیلم. یک او بزرگ که حرف اول اوزارک است. شهری بندری که همه وقایع در آن می گذرد. او به چهار قسمت تقسیم می شود و در هر خانه تصویری نمادین است. نشانه های خلاصه شده از آنچه خواهیم دید.
اما اجازه بدهید ستایش دوباره ای شود از جیسون باتمن به نقش مارتی برد که می شود گفت شاهکار بازی می کند. یک خونسرد حرفه ای. نهایت تعجبش این است که ابرویش را بالا ببرد و سری تکان بدهد و برود پی کارش. با چشم ها و ظاهری بسیار محترم و خانواده دوست. او مشت خود را سفت نگه داشته است و هر چقدر که بخواهد از آن بازی بیرون می ریزد. جیسون باتمن که بیشتر با نقش هایی رئال و کمیک به یاد می آید؛ چنین توانایی از خود نشان می دهد. و شاید جالب باشد که بدانید ۸ قسمت از اوزارک را او علاوه بر بازیگری، کارگردانی هم کرده است. و همین کارگردانی برای او یک جایزه گلدن گلوب به ارمغان آورد. درست مثل جایزه ای که جولیا گارنر برد.
اوزارک را ببینید، به خاطر جیسون کنت باتمن متولد ۱۴ ژانویه ۱۹۶۹.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- یک چرخش استراتژیک بزرگ؛ نتفلیکس برای خرید برادران وارنر، وارد مذاکرات انحصاری شد
- اظهار نظر تند جیمز کامرون؛ فیلمهای نتفلیکس نباید به جوایز اسکار راه یابند
- با حضور اما کورین و اولیویا کولمن؛ یوروس لین «غرور و تعصب» را میسازد
- «روزی روزگاری در هالیوود۲» در نتفلیکس با کارگردانی دیوید فینچر
- نتفلیکس با «صد سال تنهایی» به یک رمان کلاسیک «غیرقابلاقتباس» جان میبخشد
- دارن آرونوفسکی میسازد؛ اقتباس سینمایی از رمان «کوجو»
- نتفلیکس «صد سال تنهایی» را وفادارانه و شیوا اقتباس کرده است
- آموختههایی از پشت صحنه «صد سال تنهایی»/ آیا مارکز از نتیجه اقتباس راضی میشد؟
- غولی که دنیای سرگرمی را میبلعد/ آیا درآمد نتفلیکس در سال جدید بیشتر از ۴۰ میلیارد دلار میشود؟
- بررسی سریالهای پربیننده ۲۰۲۴/ سریال در عصبانیترین حالت ممکن
- غوغای فصل جدید یک سریال؛ «بازی مرکب» روی دست «چهارشنبه»
- بر اساس اعلام سامانه نمایش آنلاین نتفلیکس؛ کمک ۵۲ میلیون دلاری «صد سال تنهایی» به کلمبیا
- ترجمه اختصاصی سینماسینما/ ۱۷ فیلم برتر برای تماشای آنلاین در آذر ۱۴۰۳؛ از «بیتلجوس ۲» تا «ماریا»
- فصل دوم «بازی مرکب» از ۲۶ دسامبر (۶ دی ماه) عرضه میشود
- ترجمه اختصاصی سینماسینما/ ساموئل ال. جکسون: نامزدی اسکار افتخار نیست، برنده شدن افتخار است
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم





