سینماسینما، ابوالفضل نجیب
هفتاد سال پیش (۱۳۳۵) سامویل خاچیکیان در آغاز راه فیلمسازی و ابتدای تولد سینمای ناطق فیلمی ساخت با عنوان «شب نشینی در جهنم». به گمانم اولین و آخرین فیلم حداقل ایرانی که جهنم را بر اساس نشانه ها و دلالت های دینی بازسازی کرده بود.
فیلم داستان مرد (جبار) پولداری را روایت می کرد که به دلیل خست فراوان مورد سرزنش خانواده است. جبار برای به دست آوردن پول بیشتر قصد دارد دخترش را به ازدواج پیرمردی درآورد و هیچ توجهی به علاقه بین دخترش (پروین) و پسرعمویش ندارد. او همچنین نسبت به پسرش که در سراشیبی سقوط است توجهی ندارد. در همین احوال جبار سلامتش به خطر میافتد و شبی در خواب کابوس جهنم میبیند و وقتی سراسیمه از خواب بیدار میشود تصمیم میگیرد ثروت خود را بین خانواده تقسیم کند.
«شب نشینی…» یک نمونه از فیلم های اخلاق گرا در دوران فترت سینما و زمانی بود که ترس از آخرت و تبعات گناهانی از جمله خست ورزی و فرصت طلبی و خوردن و حیف و میل مال مردم در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه مردم مهمترین عامل بازدارنده و سپر صیانت نفس و اجتناب از گناهان کبیره و کوچک فردی و اجتماعی بود. آن روحیه بازدارندگی را ابتدا مبلغین دین در ذهنیت مردم نهادینه کرده بودند. اما پیش از آن دین در ذهنیت مردم کوچه و بازار و به تعبیر درست تر روح و وجدان فردی و جمعی جامعه جایگاه خاص و در ماهیت امر دارای قداست وجودی بود.
«شب نشینی در جهنم» اگر چه جهنم را در کابوس جبار بازسازی کرده بود، اما در عین حال پایان خوش و سرنوشت خوش یمن جبار کمک می کرد تا مردم نسبت به جهنم بازسازی شده و خوفناکی و طبقات هفت گانه بازسازی شده با لحن و فضای کمیک فیلم به احساس دوگانه خوف و رجا که اتفاقن آن هم از آموزه های دینی است سینما را ترک کنند. آن پایان خوش ملهم از وعده های نوید بخش درباره رحمانیت خداوند و تشویق به بازگشت از گناه و توسل به توبه بود. آن هم بر اساس آموزه هایی از قرآن که آیات عتاب و تهدید و توصیف جهنم در مقایسه با آیات رحمانیت و گذشت خداوندی کمتر به چشم می آید. شاید مقایسه آن جامعه و میزان التزام و باورمندی به دین و عاملیت بازدارندگی از گناه با جامعه امروز به تعبیری شبیه بلانسبت نزدیک باشد. از این جهت که دین با عالم سیاست اینچنین درهم آمیخته نشده بود. هر کس در فردیت خود نگهبان نفس و صیانت از اصول اخلاقی بر اساس آموزه های دینی بود که از طریق واسطه های بین خود و خدا آموخته بود. و شاید هیچکس در آن زمان تصور نمی کرد اگر جماعتی از این مبلغین دین خدا در مسند قدرت به حافظین رسمی دین خدا تبدیل شوند، دین به سرنوشتی دچار خواهد شد که به تعبیری داشتن آن به مثابه ذغال گداخته بر کف دست خواهد بود. و به یک معنی دلالت و تاکیدی بر غربت دین و دینداری. وضعیتی کم و بیش شبیه آنچه حتی عالمان دین و صاحبان قدرت دیندار سالهاست از این بابت به تلویح و صراحت به آن اذعان دارند. وضعیتی که باز به تاکید روایات و ارجاعات به منابع متن و روایت محصول افتادن دین در دست نااهلان است. در دست کسانی که سالهاست دین را به احساس ترس و خوف یکسره و خشونت آن هم نه در عالم کابوس و خیال و خواب و موعظه و کلام که در تاروپود زندگی روزمره مردم و به هزار طریق ممکن تنیده و کم و بیش زندگی مردم را به جهنم تبدیل کرده اند تا جایی که ترس مردم از جهنم و خوف خدا ریخته شده. و جالب این که در چنین چالش میان باورمندی و گریز از دین و درست در جایی که باید دست به ترمیم و اصلاح آنچه بر سر دین مردم آمده اهتمام شود، به بهانه بازدارندگی مردم از گناه و لابد احیای دین باوری و ترس از گناه اقدام به بازسازی و نمایش پروسه از مرگ تا رویت و حتی به تاکید احساس تجربی آتش در هفت اتاق جهنم در قالب کار فرهنگی می کنند. ایده ای شاذ!!!! و نمایشی که این بار نه بر پرده سینما و در کابوس حاج جبارها که جلوی چشم مردم و آن هم نه با لحن شوخ طبعانه برآمده از آموزه احساس خوف و رجا برای تهذیب و ترساندن نفوس و با فرجامی خوش و امیدوارکننده برای مخاطبان که با تراژیک ترین شکل ممکن. آن هم برای جامعه ای که اغلب یا از همه باورهای اصولی و اولیه گذشته یا به تشکیک رسیده و یا این که در خوش بینانه ترین حالت به قرائت و دریافتی از خداباوری رسیده که هیچ یا کمتر نسبتی با جماعتی اینچنین خداناباور و اما همزمان اقتدار باور و جزمیت اندیش دارد. خدا به خیر گرداند. کاش ساختن بهشت خداوندی هم حتی در رویا و خیال جامعه به سادگی و سهل بودن جهنم خدا بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- از «هامون»، «تایتانیک» و «پیرپسر» تا «بدنام»
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
- آرامش تقوایی در حضور دیگران
- «شغال» ایرانیزه «فاطماگل»
- مقایسه غلام باستانی در «پیرپسر» با هری لایم در «مرد سوم»
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم
- «ابرسواران مه رکاب» منتشر شد
- پیتر گیل درگذشت
- سه جایزه جشنواره ایتالیایی به «مرد آرام» رسید
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- «نفسگیر»؛ وقتی بحران نه با ویروس که با انکار آغاز میشود
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- نگاهی نقادانه بر تجربه تئاتر تعاملی ایوب بختیاری/ پداگوژی روایت
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- کمدی «مادرکیو» دوباره روی صحنه میرود





