سینماسینما، نازنین سلیمانی
«پاتر پانچالی» روایت خانوادهای فقیر از روستایی در بنگال است. خانوادهای که در میان فقر و بیماری و مرگ با امید، روزهایشان را به سختی سپری میکنند. اما چیزی که بعد از تماشای این فیلم درام از کارگردان صاحب سبک هندی، بیشتر از همه در ذهن ماند، نه مرگ بود، نه فقر و نه حتی مهاجرت خانواده؛ تنها زنانی ماندند که در تمام این جهان در هر سنی که بودند به هر نحوی که شده، زندگی را به دوش کشیدند. دورگا، ساربوجایا و ایندیر هر کدام به شکلی متفاوت با زیست در جهان روبرو میشوند. یکی هنوز در حال کشف زندگی است، دیگری تلاش میکند زندگی را سرپا نگهدارد و آن دیگری به اجبار از زندگی حذف میشود. این سه زن از سه نسل، من را بر آن داشتند که فیلم را دوباره و البته اینبار از دریچهی زیست زنانه تماشا کنم. زن بودن در «پاتر پانچالی» بیشتر از آنکه یک جنس مکمل باشد، نوعی آموختن زودهنگام رنج است.
در ابتدا دورگا که هنوز کودک است، دختربچهای با موهای پریشان در میان علفزارها، باران، راههای خاکی و طبیعت اطراف، جهانش را زیست میکند، اما از همان ابتدا چیزهایی را میفهمد که شاید برای یک دختربچه زود باشد. همهی اطراف او، چیزی برای کشف کردناند و لبریز از حسرت و فقدان. قطاری که هنوز ندیده، درختی پر از میوه که در خانهشان نیست، گردنبندی که نداشت و هرآنچه در بیرون از آن دیوارهای فرسوده وعده زندگی میدهد، به همین خاطر او هنوز تسلیم نشده است. دورگا در «پاتر پانچالی»، فقط خواهر آپو نیست، پیش از آنکه داستان آپو آغاز شود، او یکی از نخستین چشمهاییست که با آن میتوان جهان پاتر پانچالی را دید. چشمی کنجکاو و حریص برای زندگی که هنوز بیخبر از آنست که جهان پیش از آنکه فرصت شناخت کاملش را به او بدهد، چیزی را از او میگیرد.
اما دورگا تنها زنی نیست که ساتیا جیت رای در این خانه به ما نشان میدهد. کمی جلوتر، چشممان به مادر خانواده میافتد. ساربوجایا رای، مادری که تمام روز را میان خانه و نگرانیهای بیرون از آن زندگی میکند. هرچه بیشتر به ساربوجایا نگاه میکنیم، بیشتر زنی را میبینیم که هیچ چیز برای خودش نمیخواهد. مادری که خواستههایش را عقب رانده تا برای اهل خانه بیشتر مادر باشد. حتی میتوان گفت خشمش هم از همینجا میآید. خشم و خشونت او بیشتر از آنکه نشانهی بی مهری باشد، نشانهی فرسودگیست. زنی که همزمان مادر است، همسر است و صاحب خانهای که دارد فرو میریزد و در کنار همهی اینها باید با فقر بجنگد. در پس همهی اینها مشخصا دیگر فرصت چندانی برای زندگی خودش باقی نمیماند. ساتیا جیت رای بی آنکه برای او خطابهای بسازد به وضوح رنجش را نشان میدهد. زنی که آرام آرام زیر بار مراقبت از اهالی خانهاش فرسایش مییابد. هیچ جا این فرسودگی را به اندازهی رابطهی ساربوجایا و دورگا نمیشود دید. مادری که فراغت خاطر دختر را ندارد. در حالی که دورگا آنقدر دل در گروی زندگی دارد که نمیتواند از وسوسههایش چشم بپوشد. جهان را با کنجکاوی میدود و هر گوشهاش را کشف میکند، ساربوجایا باید همان جهان را سر پا نگه دارد. چیزهایی که برای دورگا کوچک و بی اهمیت اند، برای ساربوجایا دردسر، شرمندگی و حتی تهدیدی برای آبروی خانواده هستند. فقر برای دورگا این چنین است که از میان آن میتوان دزدکی یک میوه برداشت و دوید اما برای ساربوجایا واقعیتی تلخ و فرسایشی است که شبانه روز با آن در ستیز است. همین جا تفاوت نگاه دو نسل آشکار میشود: یکی هنوز میتواند جهان را ببیند و دیگری باید تمام وقتش را صرف این کند که جهان کوچک خانوادهاش فرو نریزد.
در گوشهای از همین خانه، ایندیر تاکرون دیده میشود. پیرزنی که پیش از آنکه از دنیا برود از زندگی دیگران حذف شده و حضورش در جهان آرام و کمرنگ است. رفت و آمد او میان خانه و بیرون، میان پذیرفته شدن و رانده شدن، ارزشش را به خوبی نشان میدهد. ارزشش به این بستگی دارد که برای دیگران چه میتواند بکند، وقتی پیر میشود و دیگر توانی ندارد، جایگاهش هم متزلزل میشود. از همین جهت حضور ایندیر در «پاتر پانچالی» دردناک است. او آینده ای دور و یا انتزاعی نیست، چه بسا تصویری از چیزیست که ممکن است برای دورگا و ساربوجایا روزی اتفاق بیفتد. میان او و دورگا تقابل قابل توجهی دیده میشود. دورگا هنوز به جهان دست دراز میکند اما دستان ایندیر دیگر خسته است. میان این دو کارکتر زن نیز ساربوجایا وجود دارد. زنی در میانهی راه، نه آنقدر پیر که از جنگیدن دست بکشد و نه آنقدر جوان که تصور کند زندگی چیزی غیر از دوام آوردن است.
اگر دورگا، ساربوجایا و ایندیر را کنار هم بگذاریم، گویی ساتیا جیت رای سه برش از یک زندگی را پیش روی ما گذاشته است. سه زن از سه نسل، زیر یک سقف و هرکدام به شکلی متفاوت با همان فقر، همان خانه و جهانِ زیست رو به رو هستند که برای هیچکدام شان چندان مهربان نیست. دختری که هنوز به زندگی امیدوار است، زنی که تمام توانش را صرف حفظ آن زندگی برای خانوادهاش میکند و پیرزنی که دیگر از زندگی به حاشیه رانده شده. میتوان میان این سه نسل چیزی شبیه سرنوشتی مشترک را مشاهده کرد، گویی هرچه زن از کودکی دور میشود سهمش از زندگی کمتر میشود.
میتوان گفت تراژدی «پاتر پانچالی» فقط در فقر این خانواده خلاصه نمیشود. بلکه ما با تراژدی عمیقتری روبهرو هستیم و آن این است که فقر برای هر نسل، شکل متفاوت و تازهای پیدا میکند و زنان بیش و پیش از همه باید بهایش را با عمر و زندگی خود بپردازند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی





