تاریخ انتشار:1405/05/17 - 20:34 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 216808

سینماسینما، ساسان گلفر

زمان همیشه دغدغه‌ی کریستوفر نولان فیلمساز بوده و مسئله‌ای که یکی از درون‌مایه‌های اصلی آثار شاخص او را شکل داده است. در فیلم «اودیسه» که کریستوفر نولان در سال ۲۰۲۶ به روی پرده برده، فیلمی که پیشاپیش به عنوان مدعی اصلی گیشه و مراسم اهدای جوایز سال مطرح بوده، زمان نمایش به مشکل و دغدغه‌ی اصلی تبدیل شده است؛ شاید کریستوفر نولان این‌بار به نفرین کرونوس، ایزد «زمان» در اساطیر یونان باستان دچار شده باشد.

تماشاگران غربی اگر اودیسه هومر، حماسه‌سرا‌ی قرن هشتم پیش از میلاد یونان را نخوانده باشند (که قطعاً اکثریت آن‌ها نخوانده‌اند) به واسطه‌ی نمایشنامه‌های متعددی که نمایشنامه‌نویسانی مانند آیسخولوس و سوفوکل نوشته‌اند و بازخوانی‌ها و اقتباس‌های گوناگون ادبی و صحنه‌ای و سینمایی این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی مانند پنلوپه، آگاممنون، تلماخوس، آژاکس، کلایتامنسترا، منلائوس و البته اودیسئوس و آزمون‌هایی که از سر گذرانده و موجودات افسانه‌ای و اساطیری که با آن‌ها روبرو شده آشنایی دارند. با این حال کریستوفر نولان ناچار شده یک مقدمه طولانی تقریباً نیم‌ساعته در ابتدای فیلم برای ورود تماشاگر به فضای داستان تدارک ببیند که در کنار مسئله زمان نمایش و البته در پیوند با آن به پاشنه آشیل فیلم بدل شده است.

آثار حماسی عظیم برای آنکه در ذهن تماشاگر جا بیفتند و جا خوش کنند به زمان نمایشی درخور نیاز دارند. به همین علت است که اقتباس پیتر جکسون از «ارباب حلقه‌ها»ی تالکین در سه قسمت و زمان نمایش نزدیک به ۹ ساعت به روی پرده رفت یا «ترانه‌ی یخ و آتش» جورج آر. آر. مارتین در بیش از هفتاد ساعت زمان نمایش در قالب هشت فصل سریال «بازی تاج و تخت» ساخته شد. این مسئله در مورد «اودیسه» هومر نیز قطعاً صادق است و از قرار معلوم نولان در اقتباس خود از شاخص‌ترین اثر حماسی تاریخ نیمکره غربی می‌بایست به این مشکل توجه بیشتری می‌کرد. نتیجه‌ی بی‌توجهی و احتمالاً شتابزدگی فیلمساز این شده که نیم‌ساعت ابتدای فیلم ۱۷۲ دقیقه‌ای نولان به معرفی سریع و عجولانه شخصیت‌های گوناگون و موقعیت‌های بسیار متنوع اختصاص یافته که هالیوودی شدن دیالوگ‌ها و دور شدن این گفت‌وگوها از بافت ادبی اثر هومر مخصوصاً در این بخش بدجوری توی ذوق تماشاگر مشکل‌پسند می‌زند. البته بعد از این زمان و با شروع  بخش‌های اکشن فیلم و فلش‌بک‌هایی برای بازگو کردن ماجراهایی مانند رویارویی با سایکلوپس غول یا جنگ تروا فیلم واقعاً روی غلتک می‌افتد و مخاطب را تا پایان با خود همراه می‌کند و حضور ستاره‌هایی مانند مت دیمن، شارلیز ترون، آن هاتاوی، جان لگوییزامو، رابرت پتینسن، یان برنتال و سامانتا مورتن که انصافاً نقش‌های خود را عالی درآورده‌اند، به ساخته شدن فضایی جذاب کمک می‌کند. با این حال مشکل زمان نمایش ناکافی در «اودیسه» نولان به جای خود باقی می‌ماند و تماشاگر در پایان شاید به صورت غریزی متوجه می‌شود که به درونمایه‌های مهمی مانند سرگردانی و بازگشت به خانه، مسئولیت و سرنوشت، فجایع جنگ یا آزمون‌هایی که انسان باید از سربگذراند، چنان که باید و شاید پرداخته نشده است.

کرونوس را که تجسم زمان است و  در اساطیر و همچنین در فلسفه پیشاسقراطی یونان باستان به عنوان ایزد آفریننده نخستین تخم کیهانی او را می‌شناختند اغلب با پدر زئوس، با کرونوس تایتان که نامی مشابه او دارد، شخصیتی اساطیری که پدرش را سرنگون کرد و فرزندان خود را ‌بلعید و سرانجام به دست فرزندش کشته ‌شد، اشتباه می‌گیرند. اما چه این کرونوس باشد و چه آن کرونوس، به نظر می‌رسد نفرین او دامن‌گیر فیلمسازی شده که همیشه زمان را به بازی می‌گیرد. گویی نولان نیز مانند اودیسئوس به سرگردانی دچار شده است و چه بسا باید از کالوپسو –به معنای پنهان‌کننده، شخصیت جادوگر اساطیری که در این فیلم شارلیز ترون نقش او را بر عهده دارد- فاصله بگیرد و به خانه بازگردد.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

 

آخرین ها