آزاده باقری: حس خوبی که فیلم سینمایی «آبی روشن» ساخته بابک خواجه پاشا به مخاطب می دهد بر کسی که پای تماشای آن می نشیند پوشیده نیست. فیلم خوش ساخت با قاب های زیبا و دیدنی که موسیقی درون آن به خوبی نشسته است و می تواند مخاطب را تا انتهای قصه با خود همراه سازد. قصه مردی آبرومند و معتمد که توانسته با وجود غریب بودن در میان مردمان آن ولایت، خود را در دل آنها جای بدهد و با مسئولیت سنگینی که به دوش اش محول شده سعی می کند تا سربلند بیرون بیاید.
قاب های تصویری که «آبی روشن» به نمایش درآورده است در طول ۹۰ دقیقه بسیار جذاب و دیدنی هستند. چه قاب هایی که درون معدن گرفته شده و چه زاویه دیدهایی که در خانه ها، دوربینًبه مخاطب نشان می دهد و چه قاب هایی که در دل جاده،تماشاگر را با خود همراه می سازد.
در کنار زیبایی چنین تصاویر دلنشینی نمی توان از بازی بازیگران آن نیز به سادگی عبور کرد. مهران احمدی و مهران غفوریان به بهترین شکل ممکن توانستند ملودرامی دیدنی را از خود به نمایش درآورند؛ بدون آنکه یادآور بازی های کمدی شان باشند. این توانمندی بازیگران طنز است که در چند سال اخیر هم مخاطبان عام و هم منتقدان و صاحبنظران را شگفت زده می کند که چطور می توانند در ژانرهای جدی نیز خوش بدرخشند و حتی جوایزی همچون بهترین بازیگر مرد و زن را نیز از آن خود کنند.
حضور بازیگران جوانی مانند سارا حاتمی، مرتضی امینی تبار و روح الله زمانی نیز نشان می دهد که همچنان سینمای ایران می تواند به خود بازیگران قابلی را ببیند. این سه بازیگر توانا نشان دادند که می توانند در کنار بازیگران با تجربه خوش بدرخشند. اتفاقی که سارا حاتمی با بازی در کنار مهران احمدی رقم زد. او توانست با بازی درست خود کاندید دریافت سیمرغ بلورین از چهل و دومین جشنواره فیلم فجر نیز شود. اتفاقی که سال گذشته برایش در فیلم سینمایی «کت چرمی» رقم خورده بود و همچنان نیز انتظار می رود تا مسیر موفقیت را با بازی در فیلم های آینده اش به بهترین شکل ممکن طی کند.
در نهایت باید به این نکته نیز اشاره کرد که بابک خواجه پاشا در ساخته هایش چه در «در آغوش درخت» و چه در «آبی روشن» به دنبال هویت های ایرانی از دست رفته می گردد. او تمام تلاش خود را می کند تا بتواند باز هم سینمای کشور را به سمت ایرانیزه شدن پیش ببرد. کاری که به نظر می رسد در آن موفق بوده و باید همچنان منتظر ماند و دید در ساخته های بعدی اش هم قرار است چنین حس و حال خوبی را به مخاطبان طرفدار ملودرام منتقل سازد یا خیر.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
آخرین ها
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»





