سینماسینما، الهام کوهی
اگر فیلم را ندیدهاید ین نوشته بخشهایی از داستان را لو میدهد
بیهمه چیز که از نمایشنامه ملاقات با بانوی سالخورده اقتباس شده است حکایت محسن قرایی از زنی است که برای انتقام از معشوقش به روستا آمده و در ازای کمک به مردم روستا از آنها میخواهد مرد را که از قضا خوبیهای زیادی به مردم کرده، بکشند. همین دو خط خلاصه به قدری جذاب است که انتظار دارید فیلمی بینظیر را شاهد باشید. فیلمی که مشکل همیشگی سینمای ایران آن را هم خراب کرده است: ضعف فیلمنامه.
فیلم روایتی خطی دارد که کاش نداشت. چون در روایت خطی مخاطب انتظار دارد فیلمساز قدم به قدم اتفاقاتی را که باعث میشود مردم روستا رای مرگ به مردی که آن همه در حقشان خوبی کرده است، نمایش دهد و بزرگترین ایراد فیلم هم همین است. چه اتفاقاتی میافتد که مردم به مرگ رئیس خانه انصاف رای میدهند؟ و حتی قبلتر از این پرسش، مگر این مرد برای مردم چه خوبی کرده بود؟ چیزی که همه شخصیتها میگویند این است که خوبی زیادی به مردم کرده اما چه خوبی؟ بهتر نبود فیلمساز کمی از تعامل و رابطه صمیمی امیر خان (رئیس خانه انصاف) را با مردم قبل از آمدن زن قصه (لیلی) به جای گفتن نشان دهد؟ فیلم درست از لحظهای شروع شده که زن وارد ده شده و فیلمساز عجولانه شرط زن را مطرح میکند و هیچ پیشزمینهای از رابطه مردم با امیرخان نمیبینیم و دقیقا به همان سرعتی که زن خواستهاش را مطرح میکند رابطه مردم با امیرخان هم عوض میشود (البته رابطه فرضی، چون قبل از آن را ما ندیدهایم). ما در فیلم مقاومتی از سمت مردم، جدالشان با وجدان و وسوسه پول نمیبینیم. زن برای اینکه مردم را با خود همراه کند مشکلات مالی آنها را حل میکند و به هر خانواده مبلغی را پرداخت میکند. فیلمساز میتوانست با نشان دادن سفره خالی مردم قبل از ورود لیلی و سفره رنگارنگ بعد از ورودش یا صحنههایی مانند دست خالی بودن پدر در مقابل فرزند، فقر و گرسنگی و مواردی از این قبیل در سکانسی کوتاه حداقل کمی تصمیم غیرمنطقی مردم را منطقی جلوه دهد، چون برای رضایت دادن به مرگ یک شخص آن هم شخصی که خوبیهای زیادی در حق مردمش کرده باید دلایلی بسیار قوی و اقناع کنندهای باشد، دلایلی که در مورد نوری با بازی باران کوثری و جوالدوز با بازی هادی حجازیفر پرداخت شده بود. بخشیدن گاوی از طرف لیلی (هدیه تهرانی) به نوری در ازای گاو ذبح شدهاش و حسادت جوالدوز به محبوبیت امیرخان و علاقه قدیمی او به لیلی باعث شده بود این دو موافق مرگ امیر عطار باشند، اما بقیه چه؟ اصولا جریان عوض شدن رای مردم و اینکه کسی از مقام محبوبیت به نفرت برسد بسیار طولانی است و نیاز به تبلیغات قوی دارد که هیچ اشارهای به آن نمیشود و با توجه به حضور کوتاه مدت لیلی در روستا امکانش هم فراهم نیست. در روستای فرضی بی همه چیز حتی یک نفر آدم درست و با انصاف پیدا نمیشود که بگوید چه طور رای به مرگ کسی میدهید که در حقتان خوبیهای زیادی کرده است؟! آنها حتی زمانی که زن از مجازات مرد منصرف میشود به سمتش نمیروند و دستهای انگشت زدهشان را به نشانه رضایت از مرگ مرد بالا برده و همزمان هم برای معصومیتش گریه میکنند و این تضاد بزرگ زمانی که جبر محکمی برای این کار نداشته باشند نه تنها تراژدی تاثیرگذار که حرکتی مضحک و نمایشگونه است که اندک تاثیر داستان جذاب فیلم را هم از مخاطب میگیرد.
با احترام به تمام بازیگران فیلم که برگ برنده آن بودند و باعث شدند فیلمنامهای که چنین در منطق قصهاش میلنگد تاثیرگذار باشد، بی همه چیز نه تنها در فرم و روایت قصه که در طراحی لباسش هم شبیه فیلمهای ترکیهای از آب درآمده است و تنها سکانس موفقش از مردم چند دهه قبل، سکانس مربوط به عکس گرفتن از زن چادری است که حاضر نیست حجاب را از صورتش کنار بزند. زنی که نمونهاش در جامعه آن روز فراوان بود و در فیلم قرایی محدود به همان تک سکانس است.
در پایان فکر میکنم اگر روایت داستان خطی نبود و از راوی (مثلا همان پسر بچهای که طرف امیرخان را میگرفت) برای روایت فیلم استفاده میشد هم ریتم داستان تندتر میشد و فیلمساز فرصت داشت به گذشته لیلی و امیرخان گریزی زده و دلیل محکمتری برای این انتقام سخت لیلی بیاورد و هم مشکل زمان و منطق داستان حل میشد. با وجود تمامی این نقدها بی همه چیز جزو معدود فیلمهای ایرانی بود که داستانش ناداستان نبود و آغاز و پایان و چهارچوب مشخص داشت و در تلاش بود که پیامی به مخاطب منتقل کند، برگ برندهای که اکثر فیلمهایی که امسال شاهدش بودیم فاقد آن بود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «شهر خاموش»؛ طلسم فاوست بر فراز شهر
- «ناتوردشت»؛ روایت انسان در لحظههای بحرانی
- مراسم گرامیداشت روز ملی سینما برگزار شد؛ سینمای متفاوت را خفه نکنید/ صدای ما، صدای مردم است
- به بهانه پایان سریال «شکارگاه»/ متخصص روایتهای طولانی اما بیملال
- در آستانه شش سالگی سوینا؛ نسخه ویژه نابینایان «نرگس» با صدای باران کوثری منتشر میشود
- هادی حجازیفر تهیه کننده «صفر پنج» شد/ معرفی بازیگران «بازی استریندبرگ»
- با صدای رخشان بنیاعتماد، لیلی گلستان، جهانگیر و باران کوثری؛ نسخه صوتی داستان «تیستو سبزانگشتی» منتشر میشود
- «رگهای آبی»؛ با فروغ، رزومهای برای باران
- سه پوستر فیلم «شهر خاموش» را حذف کردند/ تلاش برخی فیلمسازان برای حذف سینمای ایران از جشنوارههای جهانی
- سوینا (سینمای نابینایان) منتشر میکند؛ ۲ داستان کوتاه با صدای باران کوثری
- اکران فیلمی با بازی باران کوثری
- واکنش روحالله سهرابی به ادعای جهانگیر کوثری؛ کی و کجا برای اکران فیلمتان مراجعه کردهاید؟
- جهانگیر کوثری: باران کوثری هم ممنوع از تصویر است هم ممنوع از خروج هم ممنوع از پوستر
- «داریوش» ۲۷ تیر میآید
- چشیدن طعم نابرابری/ نگاهی به فیلم «عامهپسند»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم
- هیأت داوران جشنواره برلین ۲۰۲۶ معرفی شد





