
مهدیسا صفریخواه در سایت شما رسانه نوشت :
برای پخش تصاویر دردناک در رسانههای کشور انگار هیچدستورالعمل خاصی وجود ندارد. حتا به وجدانمان هم اعتماد نمیکنیم به پیامی که میدهد؛ اینکه کاسبان مرگ را مردم دوست ندارند. سلبریتیها بیشتر از همه در معرض خطرند؛ اما آنها یک تریبون برای اعتراض به بیوجدانی ما مردم دارند. در حالیکه شکارچیان گوشی به دست همهجا در کمین مردن؛ تصادف و از بین رفتن ما هستند و هرچه فرجاممان تراژدیبار تر باشد آنها راضیتر هستند.
وقتی پلاسکو در آتش میسوخت؛ استراتژی آتشنشانها برای فیلتر اخبار کاربردی بود. آنها در چشم ما مردم نگاه کردند و از ما خواستند که تصاویر دردناک را منتشر نکنیم. تصاویر آن روز میتوانست برای همیشه نابودمان کند. ملتی میشدیم که انسانیت را به سلفی و دوربینهای تلفن همراه میفروختیم اما آن روز شانس آوردیم. خودمان را از ته چاه خودنمایی با گوشی بیرون کشیدیم و طعم گردش سالم اطلاعات را چشیدیم
قبل از پلاسکو شاید برای اولین بار ما در سوگواری مرتضی پاشایی امتحان پس دادیم. وقتی که فراوانی تلفنهای همراه زیاد بود و تصاویر در شبکههای مجازی تازه دستبهدست میشد ما تصاویر عزاداران سلفی بگیری را میدیدیم که حالا همه جا بودند. ختم پاشایی شروع هتک حرمت ملت به حریم خصوصی بستگان آدمهای مشهور بود. گدایی لایک و کامنت با این تم ترسناک از همانجا شروع شد؛ از فیسبوک و حالا تب ۴۰ درجه آن به اینستاگرام و تلگرام رسیده و ما به انسانیت رو به زوالمان خیره خیره نگاه میکنیم.
تصاویر ضجههای همسر عارف لرستانی؛ تصاویر نیوشا ضیغی در ختم پدرش؛ ضجههای مادر بنیتا کودکی که آدمرباها او را کشتند درهمه صفحات فضای مجازی وجود دارند و نشان دهنده یک هشدار بزرگ است. ما قوانین همدردی با آدمهای داغدار را نمیدانیم. دروازهبانی خبر و فیلتر اخبار به نفع افکار عمومی را بلد نیستیم. ما بیشتر ازشهروند خبرنگار؛ آدمهایی هستیم که از فرو کردن صورتمان در زندگی مردم لذت میبریم و به اسم گردش آزاد اطلاعات؛ دیگران را آزار میدهیم البته خودمان را بیشتر از آنها آزار میدهیم.
صفحات زردی که ضجههای زیبا بروفه در خاکسپاری همسرش را انعکاس دادند تنها یک هدف دارند؛ افزایش فالوئر به غیر انسانیترین شیوه رایج این روزها. کاش در دام آنها نیفتیم. کاش حواسمان به ته مانده وجدان؛ انسانیت و آگاهی در وجودمان باشد. این صفحات شکارچیان وجدان ما هستند. وجدانی که در بمباران اخبار تلخ ذره ذره غبار میگیرد و برای زنده ماندن هنوز تقلا میکند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد





