کیانا آذر در شرق نوشت : در کمتر از یک ماه محمدحسین فرحبخش، تهیهکننده و کارگردان سینما، دو نامه سرگشاده به شهردار تهران و مدیرمسئول روزنامه کیهان نوشت. در محتوای نامهها، اعتراضات و مطالبی مطرح شد که باعث شد سراغش برویم و دلایل نگارش آنها را از او جویا شویم.
آقای فرحبخش، بعد از نامهنگاریتان به شهردار تهران قبل از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، این هفته هم نامهای خطاب به مدیرمسئول روزنامه «کیهان» نوشتهاید. معمولا رسم بر این است که نامههای اعتراضآمیز را خطاب به نویسندگان مطالب مینویسند؛ چرا این بار مدیریت اصلی یک روزنامه را هدف قرار دادهاید؟
دراینباره مجبورم مقدمهای را توضیح دهم. پدر مرحوم من از السابقون انقلاب بودند و در این مسیر با شهید مطهری حشرونشر داشتند و همنظر و همعقیده با نگاه ایشان بودند. طبیعی است من هم دنبالهرو ایشان بودم و میان فرزندان پدرم، بیشتر از همه من از ایشان دنبالهروی میکردم. به همین دلیل از دوران جوانی تا امروز، دین مبین اسلام را به گونهی دیگر یاد گرفتهام. همه میدانند مردم ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مشقات زیادی را تحمل کردهاند. بعد از انقلاب هم در روزهای جنگ، متحمل سختیهای زیادی شدهاند. اصلا کل جهان مقابل ملت ایران ایستاده بود؛ اما به حولوقوه الهی ملت همه این مسائل را پشت سر گذاشتند. ملت ایران، ملت بیدار و هوشیاری است و همه مسائل را دقیقا رصد میکند. من هم همیشه دوران، نه اصولگرا و نه اصلاحطلب بودهام؛ بلکه خود را پیرو مکتب اهل بیت سلاماللهعلیها میدانم که همان خطمشی اعتدالی است. به فرموده امام صادق(ع)، هرکه جلوتر از ما حرکت کند، میسوزد و هرکس از ما عقب بیفتد، هلاک میشود. متأسفانه مدیرمسئول «کیهان» معمولا مطالبی را به افراد نسبت میدهد که حقیقت ندارد. معمولا هرکسی مخالف نگاه ایشان عمل کند، به چوب ناسزا و اتهام رانده میشود. به همین دلیل ناچار شدم نامهای سرگشاده خطاب به ایشان بنویسم. مگر ایشان در جایگاهی قرار دارند که به ملت توهین میکنند. خیلی به منتخبان مردم انگ بیگانهپروری میزند و آنها را به ضدیت علیه نظام جمهوری اسلامی و مردم متهم میکند.
در موارد متعدد علیه هنرمندان پروندهسازی میکند؛ ازجمله اینکه در سال ۱۳۹۱ خطاب به خودم نوشت که من در ابتدا تدارکاتچی بودم و با پارتیبازی تهیهکننده شدم و حالا هم مشغول برجسازی در شمال تهران هستم! جلالخالق. همه میدانند من در سال ۱۳۶۱ با فیلم «ریشه در خون» به کارگردانی سیروس الوند برای نخستینبار تهیهکنندگی را در سینما تجربه کردم. قبل از آن هم اصلا در سینما حضور نداشتم.
آن موقع کل هزینه فیلم دو میلیون تومان شد که با این مقدار پول، میتوانستم چهار آپارتمان در خیابان ونک خریداری کنم؛ اما امروز با پول دو تا فیلم هم بهراحتی نمیتوان یک خانه خرید. بااینحال، چون کار فرهنگی را دوست داشتم، به سینما رو آوردم. منتها من در همه فیلمهایم فرهنگ را از زاویه خودم میسازم نه از نگاه آقای شریعتمداری. یا در زمان اکران فیلم «خصوصی»، تفکرات نظیر ایشان موانعی برای فیلمم به وجود آوردند؛ اما سؤال اساسی من این است که چرا کسی با او کاری ندارد؟ ایشان با کدام اسنادی این مطالب را مینویسند؟ بالاخره ایشان باید روزی پاسخگوی اینگونه مطالب باشد و این نکته همچنان مجهول است.
البته برخیها معتقدند شما هم بهراحتی فیلم میسازید و به دلیل حمایت برخیها، کسی نمیتواند به شما اعتراض کند. نظرتان چیست؟
نه اینگونه نیست. پس چرا فیلم اخیرم «پا تو کفش من نکن» را رئیسکل اداره نظارت و ارزشیابی با وجود دادن مجوز از سوی شورای پروانه نمایش، هشت ماه معلق نگه داشت و از اختیارات خود استفاده کرد و گفت موارد دیگری باید اصلاحیه بخورد؟! در چهار سال اول دولت روحانی هم نهتنها حمایتی از فیلم «مستانه» نشد؛ بلکه تلویزیون تیزرهای فیلم را پخش نکرد و شهرداری هم اجازه نداد فیلم در سطح شهر تبلیغ شود و فیلم من را داغان کردند. خب اگر حمایتی داشتم، سرنوشت فیلمهایم چنین نمیشد! مگر کدامیک از فیلمهای من خلاف قانون و شرع بودند که اینگونه با آنها رفتار شد؟ پس مشخص است اتهامات به فیلم کذب محض است. ضمنا در محتوای نامههای من کدامیک خلاف واقعیت موجود است! من فکر میکنم گر گدا کاهل بود / تقصیر صاحبخانه چیست، حکایت ماست. اگر کاهلی میکنیم و نقدها را مطرح نمیکنیم، مشکل ماست؛ وگرنه جمهوری اسلامی مشکلی با این حرف ندارد و پذیرای نقدهاست.
با وجود اینکه قدرت شما و مدیرمسئول در کفه ترازو یک وزن نیست، از تبعات اعتراضتان احساس خطر نمیکنید؟
بههیچوجه؛ چون ابتدای نامهام آوردم «اِلهی و رَبی مَن لی غَیرُک». کسی که به خدا ایمان داشته باشد از هیچ چیزی هراس ندارد؛ اما حکایت برخیها، داستان فیلم «سامسون و دلیله» است که در دوران بچگی دیدم. قهرمان داستان تازمانیکه مو داشت، توانایی غلبه بر همه چیز را داشت و وقتی مویسرش را تراشید، فاقد قدرت شد. من هیچ پشتوانهای ندارم جز خدا.
حالا فکر میکنید با نوشتن این نامه مشکلتان حل میشود؟
من شخصا مشکل ندارم. نوشتم تا راهی باز شود. اگر شد که دیگر به خود اجازه نمیدهند چنین کارهایی را تکرار کنند و اگر نشد، من به تکلیف خودم عمل کردهام.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظرات شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- فوت یکی از برندگان اسکار؛ گلن هانسارد درگذشت
- کاوه کاویان درگذشت
- «روسری آبی»؛ فرا رفتن از چارچوب بسته
- «جای دندان پلنگ»؛ جای دندان پلنگ بر تن زخمی گربه
- ۲۰ سریال غیرانگلیسیزبان برگزیده سالهای اخیر
- اکبر عبدی؛ پدیده کمنظیر بازیگری در سینمای ایران
- «سامی» به ایتالیا میرود
- «غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید
- تغییرات در سازمان سینمایی با انتشار سه حکم جدید
- درباره چهار فیلم موفق در باکس آفیس ۲۰۲۶/ نابودگران کلیشه
- مرضیه برومند دبیر جشنواره سی و یکم تئاتر کودک و نوجوان شد
- «پیکا» و ضرورت شکستن سکوت پیرامون تاثیر طلاق بر کودکان
- آیا مدیر جشنواره مقصر است؟/ سهم فیلمسازان زن در ونیز ۲۰۲۶: یک از بیست
- «خون بس»؛ زخمهایی که التیام نمییابند
- درباره اکبر عبدی/ آقای خنده و خاطره
- در سی و دومین دوره برگزاری جشنواره؛ فیلمساز ایرانی با «۳۲ متر» به سارایوو میرود
- آقای کارگردان جنگ فرهنگی را برده است؛ یونانیها در افسون «اودیسه» کریستفر نولان
- مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر زنده یاد «اکبر عبدی»
- با بازی دیوید جانسون؛ دنباله سوم «پلنگ سیاه» ساخته میشود
- پاتوق مستند و نمایش «دختران باد» و «بوم ایرانی»
- اکبر عبدی به خانه ابدی بدرقه شد
- در رثای خیرخواه، اکبر آقای عبدی!
- خوانهای اودیسئوس؛ سفر اسطورهای میان هیولاها، وسوسهها و آزمونهای انسانی
- اکبر عبدی؛ از بازیگریِ بدن تا آفرینش شخصیت
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- اکبر عبدی درگذشت
- عکاس مشهور ایرانی در بستر بیماری/ یک درخواست از وزیر ارشاد
- ۲ فیلم ایرانی در ایتالیا؛ آثار قرایی و عسگری در ونیز ۲۰۲۶ نمایش داده میشود
- کورش سلیمانی از مدیریت تئاترشهر استعفا داد
- «در محاصره» به آفریقا جنوبی میرود






اهل بیت علیهم السلام فیلمهای شما رو میپسندن?؟؟؟؟؟؟؟