سینماسینما، ترجمه: علی افتخاری: آرین وزیردفتری که اولین فیلم بلند سینمایی او، «بیرؤیا» («بدون او») توسط شرکت پیکچر تری اینترنشنال در برلین خریداری شد و بهعنوان یکی از فیلمهای بخش افقها اکسترا هفتاد و نهمین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد، با جشنوارههای بینالمللی غریبه نیست. او یکی از منتخبان کمپ استعدادهای برلیناله بود و فیلمهای کوتاهش در بوسان، بروکسل و کن و خیلی جشنوارههای دیگر به نمایش درآمد.
وزیردفتری میگوید: «من کارم را بهعنوان یک فیلمساز خودآموخته شروع کردم و سالها بعد وارد مدرسه فیلم شدم. تجربههای بینالمللی من واقعاً کمک کرد. با فضای حرفهایتر در سطح جهانی آشنا شدم و با آنچه در جشنوارههای سینمایی میگذرد و نحوه انتخاب و توزیع فیلمها آشنا شدم.»
«فیلمها و فیلمسازان زیادی در سراسر جهان فعالیت میکنند، بنابراین میدانستم اگر میخواهم در سطح بینالمللی موفق شوم، باید برای ساختن یک فیلم، چیزی واقعاً ویژه داشته باشم. این تجربیات من را قویتر کرد.»
رؤیا شخصیت اصلی فیلم «بیرؤیا»، در آستانه مهاجرت است که با زنی جوان و افسرده برخورد میکند که به نظر میرسد حافظهاش را از دست داده است. رؤیا او را زیر پر و بال میگیرد و چیزی نمیگذرد که زندگیاش شروع به از هم پاشیدن میکند. وقتی رؤیا بالاخره متوجه میشود که زن آمده است تا جای او را بگیرد، دیگر برای بازگشت خیلی دیر شده است.
«بیرؤیا» که با دوربین مینی الکسا آری فیلمبرداری شده است، ترکیبی مبتکرانه از ژانرهای مختلف است، جایی که ویژگیهای هیچکاکی با موتیف دوگانه بودن که بهواسطه آثار برایان دی پالما شناخته شده است، ترکیب میشود؛ همراه با کمی سینمای رئالیسم اجتماعی ایران، چیزی که با گذشت زمان به مشخصه سینمای این کشور تبدیل شده است.
وزیردفتری با نگاههای کلیشهای به سینمای ایران آشناست. او میگوید: «ما فیلمسازان بزرگ زیادی داریم که در رئالیسم اجتماعی تخصص دارند. تماشاگر و بازار به آن عادت کرده است، اما فیلمسازان جوان به سبکهای دیگر هم علاقه دارند.»
«بهعنوان مثال، خود من در محاصره صدها دیویدی بزرگ شدم، بعد در دبیرستان گروهی داشتیم که همه خوره فیلم بودند. علاقه شدیدی به اسکورسیزی، پولانسکی، برگمان و فلینی داشتیم و این تأثیر زیادی روی من گذاشت.»
فیلمساز جوان میگوید: «سعی میکنم فیلمهایی بسازم که میراث سینمای ایران را با فیلمهای غربی که با آنها بزرگ شدم مرتبط کند. برای “بیرؤیا” فیلمهای “بچه رزماری”، «راه مالهالند” و “پرسونا” را در ذهن داشتم، همینطور “شاید وقتی دیگر” ساخته بهرام بیضایی بزرگ.»
«احساس میکنم ممکن است بتوانم بخشی از این نسل جدید باشم و فیلمی ارائه کنم که تلاش میکند جنبه دیگری را لمس کند و با روایت دست به تجربه بزند. انجام این کار هم در سطح داخلی و هم در سطح بینالمللی سخت است، اما امیدوارم نمایش بینالمللی به اثبات این مسئله که این کار ارزش کشف جنبههای جدید در سینمای ایران و معرفی آن به جهان را دارد، کمک کند.»
«بیرؤیا» از دیدگاه زنانه روایت میشود. سالهای سال مردان در فیلمها بهجای زنان حرف میزدند، درحالیکه آن فیلمها اغلب درنهایت یک فانتزی درباره زنانگی بودند که بهجای نمایش واقعگرایانه شخصیتها، با نگاه مردانه شکل گرفتند. وزیردفتری چگونه مطمئن شد رؤیا – که گرفتاریهایش اغلب بر اساس جنسیت است – از جنس گوشت و خون است؟
«وقتی فیلمنامه را مینوشتم واقعاً سعی کردم تجربیات زنان اطرافم را جمعآوری کنم. به حرفهای زنانی که سعی کردند مهاجرت کنند و بعدازآن دچار بحران هویت شدند یا زنانی که مجبور شدند برنامههای دیگرشان را کنار بگذراند، گوش کردم. ضمن این که سعی کردم تا جایی که میتوانم نظر خانمها را درمورد فیلمنامه بدانم. میدانم دیدن “بیرؤیا” بر مبنای جنسیت تماشاگر میتواند تجربهای کاملاً متفاوت باشد. نگاه مردانه اغلب سعی میکند آن را بهعنوان یک طرح داستانی عینی درک و مثل یک پازل معمایی حل کند. برای زنان، این بیشتر یک تجربه روایی است. آنها به دلیل تجربیات مشترک با رؤیا واقعاً با او احساس همدردی میکنند.»
وزیردفتری درباره فیلمنامه با دو بازیگر نقش اول زن، طناز طباطبایی و شادی کرمرودی عمیقاً بحث کرد. ساختن شخصیتها یک فرآیند مشارکتی بود که به ساعتها تمرین نیاز داشت، اما کارگردان به بازیگران خود اعتماد داشت. وزیردفتری میگوید: «میدانستم اگر بگویم، “این جواب نمیدهد”، آنها سعی میکنند آن را تغییر دهند.»
کارگردان با لبخند میگوید: «معتقدم فضای پشت صحنه بهنوعی به فیلم پایانی نفوذ میکند. بازیگران من کاملاً آماده بودند. مثل یک کار عادی نبود. ما توافق کردیم هر چه داریم به این فیلم بدهیم و این کار را کردیم.»
با این که داستان فیلم در یک واقعیت بسیار خاص اتفاق میافتد، برخی کشمکشها آشنا به نظر میرسد، بهویژه برای تماشاگرانی که تجربه دستکاری روانشناختی را دارند یا کسانی که همیشه متهم به «عکسالعمل تند» شدهاند، صرفاً به این دلیل که علیه روایت از نوع جریان اصلی ابراز نگرانی کردهاند. رؤیا دائماً به واقعیت اطراف خود شک میکند و بسیار به خاطر آن شرمنده میشود، اما وقتی پایان کار فرا میرسد، اوست که میگوید: «من که به شما گفتم!»
منبع: مجله نماوا، ورایتی (آنا تاتارسکا)
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- در جستجوی رویا/ نگاهی به فیلم «بیرویا»
- اعلام برنامه نمایش فیلمهای ایرانی در جشنواره ونیز
- فیلمهای ایرانی در جشنواره ونیز؛ نمایش دو فیلم در بخش رقابتی و راهیابی دو اثر به بخش افقها
- رسیدن به درکِ درست از نقش/ نگاهی به بازی طناز طباطبایی در فیلم «بی رویا»
- بنبست/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- سینماکپشن/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- جابجایی، هویت و چند داستان دیگر/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- پراکندگی و عدم یکپارچگی در روایت/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- بیداری حقیقی/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- «بی رویا»؛ کابوسی بی سر و ته
- بلبلانه نعره زن در روی گل، تا کنی مشغولشان از بوی گل/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- تعلیق دروغین/ نگاهی به فیلم «بی رویا»
- ریسک پناه بردن به جهان شخصی
- پروانه ساخت سه فیلم صادر شد
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت
- مروا نبیلی و سینمای آوانگاردش/ آینهای که جرأت نگاه کردنش را نداریم
- هیأت داوران جشنواره برلین ۲۰۲۶ معرفی شد
- عنوان و زمان اکران آخرین فیلم «سریع و خشمگین» اعلام شد





