سینماسینما، مسعود ارجمندفر
گزارش تحلیلی از پنجاهویکمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو
پنجاهویکمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو از ۱۰ تا ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶ برگزار میشود؛ اما امسال، نگاه صرف به فهرست آثار، به معنای نادیده گرفتن زلزلهای است که در زیرساخت این رویداد رخ داده است. تورنتو در این دوره، دیگر فقط سکویی برای فرش قرمز، صفهای طولانی و تماشای فیلمهای تازه نیست؛ این جشنواره در حال بازتعریف هویت خود بهعنوان یک زیرساخت فرهنگی-صنعتی است. همزمان با رویداد اصلی، نخستین دورهی TIFF: The Market پا به عرصه میگذارد؛ بازاری که قرار است خریدوفروش، تأمین مالی، و توسعهی پروژههای سینمایی، سریال و محتوای نوآورانه را در کانون آمریکای شمالی متمرکز کند. این تحول، در ظاهر یک توسعهی سازمانی است، اما در باطن، پاسخی استراتژیک به جغرافیای تازهی قدرت در سینمای جهان محسوب میشود. در دورانی که جشنوارهها ناگزیرند همزمان دربارهی کشف استعداد، اقتصاد تولید، سلطهی پلتفرمها و آیندهی تصویر سخن بگویند، تورنتو میخواهد از یک ایستگاه نمایش به یک هاب اتصال تبدیل شود. سرمایهگذاری ۲۳ میلیون دلاری دولت فدرال کانادا برای راهاندازی این بازار، گواهی است بر اینکه این پروژه نه یک برنامهی جانبی، بلکه بخشی از نقشهی کلان فرهنگی و اقتصادی کانادا برای تثبیت هژمونی خود در صنعت جهانی تصویر است.
آمارهای رسمی امسال، فراتر از ارقامی خشک، بیانگر یک استراتژی کلان هستند: گنجاندن ۲۹۳ عنوان در انتخاب رسمی، تورنتو را بهعنوان گستردهترین ویترین سینمای معاصر جهان تثبیت میکند. در همین راستا، بخش Centrepiece با نمایش ۵۴ فیلم از ۵۰ کشور، الگوی دوقطبی مرکز-پیرامون را به چالش کشیده و بر شبکهای از صداهای همزمان تأکید میورزد. راهاندازی
TIFF: The Market نیز پیوندی ارگانیک میان اعتبار فرهنگی جشنواره و اکوسیستم اقتصادی خرید، فروش و تأمین مالی ایجاد کرده است. علاوه بر این، حضور ۲۱ مستند از ۲۰ کشور در بخش TIFF Docs، این ژانر را از جایگاه صرفِ ثبت واقعیت به میدان اصلی گفتوگو درباره سیاست، هویت و حافظه ارتقا داده و گنجاندن هشت فیلم انیمیشن در بخش مرکزی، نشاندهندهی گسترش مفهوم سینمای مؤلف به فرمها و فناوریهای غیر بازنمایانه است. مسئلهی اصلی این است که TIFF چگونه از این تکثر استفاده میکند: نه برای خلق ویترینی رنگارنگ و بیخطر، بلکه برای همنشینی سینماهایی که دربارهی جابهجایی، حافظهی جمعی، بدن، جنگ، طبیعت و فروپاشی اعتماد اجتماعی فریاد میزنند.
افتتاحیه و اختتامیه؛ از سیاستِ دسترسی تا اسطورهی ملی
فیلم افتتاحیه، Being Heumann به کارگردانی سیان هدر، زندگی جودی هیومن، کنشگر برجستهی حقوق افراد دارای معلولیت، و مبارزهی او برای تصویب قانون دسترسیپذیری در ایالات متحده را روایت میکند. این انتخاب تصادفی نیست؛ TIFF با این حرکت، مفهوم تماشاگر را از یک بدن فرضی و بیمسئله جدا میکند و یادآور میشود که دسترسیپذیری، نه امتیازی حاشیهای، بلکه رکن اساسی تعریف عمومیبودن سینماست.
در سوی مقابل، اختتامیه با Villeneuve: The Rise of a Legend به کارگردانی یان لانوئت تورژون بسته میشود؛ اثری دربارهی ژیل ویلنوو، رانندهی افسانهای مسابقات اتومبیلرانی کانادا. این انتخاب، معنای نمادین اختتامیه را شفافتر میکند: جشنواره دروازههای خود را با گفتمان دسترسی و عدالت اجتماعی میگشاید و با روایتی از اسطوره، خطر و هویت ملی کانادا به پایان میرساند. این دو قطب، تصویری شفاف از سیاست فرهنگی TIFF ترسیم میکنند: جهانیشدن از مسیر بازتعریف روایت ملی، جایی که کانادا نه یک پسزمینه، که آزمایشگاهی برای ارتباط سینمای ملی با دغدغههای جهانی است.
سینمای ایران: از حاشیهرانی تا شبکهی فرامرزی و چرخشهای ژانری
حضور ایران در TIFF 2026 پرشمار نیست، اما از نگاه کیفی و گفتمانی بهشدت قابلتأمل است و نشان میدهد که سینمای ایران دیگر در قالب یک بلوک بستهی ملی یا یک غرفهی نمایشگاهی ارائه نمیشود، بلکه درون شبکهای پویا از تولیدهای فرامرزی، زبانهای چندگانه و چرخشهای ژانری ظاهر شده است. شاید غیرمنتظرهترین و درخشانترین چرخش این دوره، تازهترین اثر بهمن قبادی با عنوان Trees are Watching باشد. فیلمسازی که روزگاری سینمای کردستان، جنگ و کودکی را با رئالیسمی شاعرانه و انسانی روایت میکرد، این بار جسورانه به قلمرو وحشت روانشناختی[۱] قدم گذاشته است. این اثر ۱۰۶ دقیقهای، محصول مشترک ترکیه، به زبانهای کردی، ترکی و انگلیسی، در بخش Centrepiece و بهصورت نمایش جهانی اکران میشود. داستان حول محور دریا (با بازی اوا گرین)، نویسندهای که همراه دختر ناشنوایش به ماردین بازمیگردد، میچرخد. اما خانهی خانوادگی پناهگاه نیست؛ بلکه دستگاهی است برای احضار خاطرات دو خواهر دوقلو و گذشتهای آمیخته به گناه. در بیرون، جنگلزدایی گسترده تنها دو درخت را باقی گذاشته و در درون، یک صندلی چوبی به موجودی بدخواه و تسخیرشده بدل میشود. در این ساختار، طبیعت قربانی خاموش نیست؛ حافظهای مادی است که پیامد خشونت انسان را به خود او بازمیگرداند. فیلم در مرز باریک میان افسانهی محلی، خانهی تسخیرشده، کمدی سیاه و گرند گینیول در نوسان است و توصیف رسمی TIFF نیز بر سکانسهایی با حالوهوای فانتزی پراغراق و نزدیک به Final Destination تأکید دارد. قبادی وحشت را فقط پوششی برای یک تمثیل زیستمحیطی قرار نداده، بلکه از لذت، شوک و بازیگوشی ذاتی ژانر نیز برای ضربه زدن بهره برده است.
از نگاه تداوم مضمونی، این فیلم از آثار پیشین قبادی گسسته نیست. اگر در «زمانی برای مستی اسبها» و «لاکپشتها هم پرواز میکنند»، مرز، فقدان و خشونت در فضای جنگ و آوارگی تجربه میشد، اینجا همان بیثباتی به حریم خانه و طبیعت منتقل شده است. دختر ناشنوا، صداهای نامرئی خانه و چوبِ تسخیرشده، نظامی از سکوت و ادراک میسازند که وحشت را از بیرون به درون روان شخصیت میکشاند. بازتابهای پیش از نمایش در رسانههایی چون Bloody Disgusting و IONCINEMA، حاکی از کنجکاوی شدیدی است که قبادی را نه بهعنوان حضوری حاشیهای از خاورمیانه، بلکه بهعنوان فیلمسازی مؤلف میبینند که توانایی پل زدن میان سینمای جشنوارهای و مخاطب ژانر را دارد.
اهمیت این فیلم برای سینمای ایران در فراملیبودن آن است: ایرانیبودن دیگر فقط به زبان فارسی یا محل تولید محدود نیست، بلکه در حافظهی تاریخی، نگاه به کودک، تجربهی سانسور، قصههای محلی و نحوهی مواجهه با خشونت حضور دارد. قبادی ژانر وحشت را به ابزار گریز از هویت ایرانی تبدیل نمیکند، بلکه آن را از درون با جغرافیا، اسطوره و زخم تاریخی منطقه ارتباط میزند. در کنار قبادی، Head to Head (سر به سر) ساختهی قصیده گلمکانی، نخستین فیلم بلند او، در بخش Discovery و بهصورت نمایش جهانی اکران میشود. اهمیت اثر گلمکانی تنها در سوژهی آن نیست، بلکه در موقعیت تولید و مؤلف آن نیز نهفته است. او پس از سالها فعالیت در حوزهی فیلم کوتاه و پژوهش دربارهی زنان فیلمساز ایرانی، نخستین بلند خود را در قالب تولید مشترک ایران و آلمان به جشنواره آورده است. فیلم با ساختاری درونفیلمی[۲] و لحنی هجوآمیز، گروهی از بازیگران مرد را وادار میکند لباسهایی را بپوشند که سینمای رسمی ایران برای کنترل بدن زنان به کار میبرد. حاصل، کمدی سیاهی است دربارهی قدرت، سانسور، نگاه مردانه و مناسبات جنسیتی.
نکتهی درخشان فیلم این است که نقد آن از بیرون به سینما وارد نمیشود؛ بلکه فیلم خودِ فرایند فیلمسازی را به صحنهی آزمایش تبدیل میکند. کارگردان زن، بازیگران مرد و لباسهایی که نشانهی کنترل بدن زنانهاند، در یک موقعیت اجرایی جابهجا میشوند. فیلم از این جابهجایی برای افشای تناقضی استفاده میکند که سالها پنهان مانده است: قواعدی که برای بدن زنان طبیعی جلوه داده میشوند، هنگامی که بر بدن مردان اعمال میشوند، ناگهان مضحک و خشونتبار به نظر میرسند. کنار هم نهادن Trees are Watching و Head to Head دو مسیر متفاوت برای خروج از تصویر تثبیتشدهی سینمای ایران = رئالیسم اجتماعی فارسیزبان را پیشنهاد میکند. گلمکانی با زبان فارسی و در قالب هجو، سازوکارهای قدرت در بازنمایی بدن زن را هدف میگیرد و بدن را سیاسی میکند؛ قبادی با زبانهای کردی، ترکی و انگلیسی، وحشت را درون طبیعت تخریبشده و حافظهی خانوادگی بیرون میکشد و خانه را سیاسی میکند. یکی لباس را به سند قدرت تبدیل میکند و دیگری چوب را به شاهد جرم. این شاید تصویر دقیقتری از موقعیت امروز سینمای ایران باشد: سینمایی که از مرکز رسمی خود فاصله گرفته، اما در نقاط متعدد جهان و در دل شبکهای از سینمای غرب آسیا و دیاسپورا، همچنان به تولید معنا ادامه میدهد.
فیلم مستند؛ سیاستِ بازتوزیعِ نگاه
برنامهی TIFF Docs با ۲۱ فیلم از ۲۰ کشور و ۱۸ نمایش جهانی، یکی از روشنترین قطبنماهای جهتگیری جشنواره است. افتتاح این بخش با Rapinoe (دربارهی مگان راپینو) و حضور آثاری دربارهی ادوارد سعید، ایلان ماسک، دارلین لاو، جنگ اوکراین و نبردهای کارگری، تصویری از سینمای مستند جهان میسازد که فقط ثبت واقعیت نیست؛ گویی قرار است در این جشنواره مستند به میدان توجه پخش تبدیل گردد.
حضور Edward Said: Between Worlds در این میان معنای ویژهای دارد. ادوارد سعید برای سینمای مستند فقط یک سوژهی تاریخی نیست؛ او نمایندهی نوعی نگاه انتقادی به چگونگی تولید تصویر از شرق، تبعید و هویت است. کنار هم قرار گرفتن چنین فیلمی با آثاری دربارهی ورزشکاران، هنرمندان و مهاجران نشان میدهد TIFF میخواهد سیاست را از جایگاه خطابهی مستقیم بیرون بیاورد و آن را در زندگینامهها، بدنها و خاطرات فردی دنبال کند. قابل توجه اینکه بیش از دوسوم فیلمهای این بخش را زنان کارگردانی کردهاند؛ آماری که دربارهی تغییر صاحبان روایت اهمیت بنیادین دارد و تداومی تاریخی از مبارزهی کارگری در آثار کلاسیک تا نبردهای معاصر بر سر جنسیت و مالکیت روایت را ایجاد میکند.
بازار تازه و شمشیر دولبهی استقلال جشنواره
راهاندازی The Market پرسش مهمی را پیش میکشد: آیا بازار فیلم ، جشنواره را قدرتمندتر میکند یا استقلال هنری آن را در معرض فشارهای اقتصادی قرار میدهد؟ بازارفیلم میتواند منابع تازهای برای پروژههای کمدیدهشده فراهم کند و تورنتو را به نقطهی ملاقات آمریکای شمالی با بازارهای بینالمللی تبدیل کند. اما همزمان، هرچه جشنواره بیشتر به اقتصاد معامله وابسته شود، مرز میان برنامهریزی فرهنگی و ارزشگذاری تجاری نیز لغزندهتر خواهد شد.
TIFF در این نقطه میان دو نقش در نوسان است: نهاد غیرانتفاعی فرهنگی و بازیگر بزرگ صنعت سرگرمی. خود جشنواره تأکید میکند که بازار برای فیلم، سریال، پروژههای تعاملی و ایدههایی طراحی شده که در هر صفحهای امکان حیات دارند. اگر کن بازار را به قلب تاریخی معاملات بینالمللی تبدیل کرده و برلین ارتباط صنعت و سیاست فرهنگی اروپا را نمایندگی میکند، تورنتو میخواهد در آمریکای شمالی جایگاهی متفاوت بسازد: بازاری متصل به یک جشنوارهی عمومی بزرگ، با تماشاگرانی که میتوانند به شکل مستقیم بر سرنوشت فیلمها اثر بگذارند.
فصل جوایز؛ تورنتو: آزمون عمومی، نه داور
فصل جوایز ۲۰۲۷ را نمیتوان فقط با فهرست نامهای بزرگ پیشبینی کرد؛ باید دید کدام فیلم میتواند سه آزمون متفاوت را پشت سر بگذارد: واکنش منتقدان، ارتباط با تماشاگران و توانایی پخشکننده در ساختن کمپین. جشنواره فیلم ونیز معمولاً اعتبار هنری و گفتوگوی اولیهی صنعت را تولید میکند، اما TIFF جایی است که فیلم در برابر جمعیتی بزرگتر و متنوعتر آزمایش میشود.
تاریخچهی جایزهی مردمی تورنتو الگویی سهگانه را پیش روی ما میگذارد که هم اعتبار این جشنواره را تأیید میکند و هم نسبت به سادهسازی هشدار میدهد: نخست، کشف غافلگیرکننده که نشان میدهد تماشاگر تورنتو میتواند فیلمی خارج از دایرهی پیشبینیها را به مدعی جدی تبدیل کند؛ دوم، تثبیت اجماع نظر (همانند سخنرانی پادشاه، ۱۲ سال بردگی و سرزمین خانهبهدوش) که در آن جایزهی مردمی، حلقهی وصل میان منتقدان، صنعت و تماشاگران میشود؛ و سوم، هشدار و یادآوری اینکه بدون پخش وسیع قدرتمند و کمپین بهموقع، حتی برندهی TIFF نیز ممکن است راهی به اسکار پیدا نکند. بنابراین، جایزهی مردمی بیشتر از آنکه برندهی اسکار را پیشبینی کند، فیلمی را شناسایی میکند که ظرفیت تبدیلشدن به یک تجربهی جمعی را دارد.
چشمانداز مدعیان ۲۰۲۶-
- Wild Horse Nine (مارتین مکدونا) قویترین ترکیب را در اختیار دارد. فیلمی دربارهی دو مأمور سیا در آستانهی کودتای ۱۹۷۳ شیلی، که جذابیت کمدی سیاه را با تاریخ مداخلهی آمریکا و بحران اخلاقی مردان قدرت ارتباط میزند. این اثر محتملترین مدعی بهترین فیلم و بازیگر مرد (جان مالکوویچ) است.
- – The Debut (جسی آیزنبرگ) و Elsinore: مدعیان اصلی بخش بازیگری. حضور جولیان مور در اثر آیزنبرگ و نقشآفرینی اندرو اسکات در Elsinore (بازیگری که هنگام زندگی با ایدز هملت را اجرا میکند)، شانس بالایی برای دیدهشدن در شاخههای بازیگری دارد.
– The Liberation (گای ناتیو): با حضور کری کون، لیلی جیمز و بلا رمزی، میتواند از مسیر بازیگر زن و موضوع اجتماعی رشد کند، مشروط بر اینکه کمپین توزیع، مضمون خانوادگی-تاریخی آن را به گفتوگویی معاصر ارتباط بزند.
– The Odyssey و Project Hail Mary: این پروژهها نشان میدهند که همهی مسیرهای اسکار از جشنوارهها عبور نمیکنند. آنها از نظر مقیاس و سرمایه مزیت دارند، اما TIFF برای این فیلمها بیشتر محل سنجش واکنش عمومی و تولید شور رسانهای است، نه محل کشف اولیه.
جمعبندی؛ جشنوارهای بدون پایتخت واحد
TIFF 2026 بیش از آنکه جشنوارهی یک فیلم یا یک ستاره باشد، جشنوارهی تغییر مقیاس است. از یک سو، با راهاندازی The Market میخواهد در معماری اقتصادی صنعت تصویر نقش فعالتری بگیرد؛ از سوی دیگر، با برنامهای گسترده و متنوع، میکوشد میدان عمومی و جهانی خود را از دست ندهد.
عنوان این دوره را میتوان از همینجا فهمید: وقتی جهان یک مرکز ندارد. TIFF امسال نه یک پایتخت سینمایی، بلکه یک شبکه است؛ شبکهای که در آن بازار و هنر، سینمای ملی و تولید فراملی، مستند و ژانر، ستاره و فیلمساز گمنام، همزمان برای دیدهشدن رقابت میکنند. ارزش واقعی جشنواره در چنین لحظهای، نه در ادعای نمایندگی جهان، بلکه در تواناییاش برای نشان دادن این است که جهان چگونه از چندین مرکز، چندین زبان و چندین شکل از تجربه ساخته میشود.
منابع و مآخذ:
- وبسایت رسمی جشنوارهی فیلم تورنتو[۳]، بخشهای About TIFF ’۲۶، Press Releases و Awards (اوت و سپتامبر ۲۰۲۶).
- Bloody Disgusting و IONCINEMA: گزارشهای تخصصی دربارهی حضور بهمن قبادی و فیلم Trees are Watching (اوت ۲۰۲۶).
- Deadline: گزارش تخصصی دربارهی فیلم Head to Head و استراتژی توزیع آن (اوت ۲۰۲۶).
- CBC News و IndieWire: تحلیلهای آماری دربارهی رابطهی تاریخی جایزهی مردمی TIFF و جوایز اسکار.
یادداشت: این گزارش تحلیلی بر اساس اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی جشنوارهی تورنتو و منابع معتبر صنعت سینما تا ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ تدوین شده است.
[۱] Psychological Horror
[۲] Meta-cinematic
[۳] TIFF.net
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- تحلیل ششلایهای فضا در «در حال و هوای عشق»/ فضا بهمثابه آخرین نگهبانِ راز
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- جبر جغرافیا/ کالبدشکافی روح مکان در «شهر خدا»
- نقدی بر فیلم «دراما»/ کالبدشکافی یک فروپاشی: معماریِ تروما و روانرنجوری مدرن
- نگاهی به حضور سینمای ایران در جشنواره کن از ۱۹۶۱ تا ۲۰۲۶/ شش دهه زیر فلاش دوربینها
- کن ۲۰۲۶: آخرین سنگر مؤلفان در عصر الگوریتمها
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- واکاوی مستند «ترانه» در آینه روان، فلسفه و جامعه؛ از پیله تروما تا پرواز فردیت
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
- تأملی درباره سینمایِ جُستوجوگرِ معاصر/ «یکپارچگی»: آینهای به سوی هزارتوی وجود
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن





