سینماسینما، ساسان گلفر
پنجاهوهشت سال پیش که بهرام بیضایی نمایشنامه «چهار صندوق» را نوشت، صورتهایی را در افق میدید که دیگران توانایی دیدنشان را نداشتند. آن دیگران یا اصلاً تصوری نداشتند که مدتی پیش در جهان چه روی داده است یا باور نمیکردند که ممکن است چنان رویدادهایی در زادبوم خودشان هم پیش بیاید و حتی اگر چنان واقعیتی را درک میکردند، باز هم نادیده میگرفتند، گاهی از روی نادانی و گاهی برای آنکه منفعتی در دیدن و دانستن نمیدیدند.
«چهار صندوق» که در پاییز ۱۳۴۶ نوشته شد و سیاسیترین نمایشنامهی بهرام بیضایی بود، از زمان نگارش عملاً در محاق توقیف ماند و به ندرت در اینجا و آنجا، بیشتر در پروژههای دانشجویی روی صحنههای کوچک رفت. نویسنده هرگز نتوانست خودش آن را به روی صحنه ببرد، یک بار در سال ۱۳۵۳ تلاش کرد، اما موفق نشد. پرویز جاهد در یادداشتی وضعیت انتشار و اجرای این اثر را توضیح داده است:
«بیضایی خود هرگز این امکان را نیافت که نمایشنامۀ «چهار صندوق» را در ایران اجرا کند. جملهای که در انتهای این اثر از بیضایی نقل شده، بیانگر حساسیت سیاسی این نمایشنامه در هر دو دورۀ قبل و بعد از انقلاب است: اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد.»
از طرفی کارگردانهای دیگر تئاتر نیز اجازهی اجرای رسمی این نمایشنامه در ایران را پیدا نکردند، اما بسیاری از گروههای دانشجویی، این نمایشنامه را به عنوان تمرین و آموزش و به صورت غیررسمی در کارگاههای تئاتر و محیطهای دانشگاهی به روی صحنه بردند.
در سال های اخیر، این نمایشنامه، چند بار در خارج از کشور اجرا شد. نخستین بار سهیل پارسا، کارگردان تئاتر مقیم کانادا، آن را در سال ۱۹۹۱ به زبان انگلیسی در شهر تورنتو اجرا کرد. پس از او مهناز گیاهپرور، در سال ۲۰۱۲، آن را با کسب اجازه از بهرام بیضایی در شهر کوآلالامپور (پایتخت مالزی) به مدت چهار شب به روی صحنه برد. در سپتامبر ۲۰۱۲ نیز یک گروه تئاتری ایرانی به نام «برگ»، این نمایشنامه را به مدت دو شب در شهر اسلو (پایتخت نروژ) روی صحنه اجرا کرد.»
(نقد خودکامگی و قدرت در «چهار صندوق» بیضایی – پرویز جاهد)
بیضایی این نمایشنامه را نوشته تا خطری را که همهی جوامع بشری و از جمله جامعهی ما ایرانیان را تهدید کرده و تهدید میکند، گوشزد کند. خطری که به آن اشاره میکند البته همان خطری نیست که در اولین کلمات نمایشنامه «چهار صندوق» بر زبان میآید، بلکه خطر و تهدیدی است که به بهانهی وجود آن خطر اعلام شدهی نخستین پدید میآید.
شاید مفهوم نمایشنامه «چهار صندوق» را بتوان در این جمله از برتراند راسل (۱۹۷۰-۱۸۷۲) فیلسوف انگلیسی خلاصه کرد: «فاشیسم یعنی جذب ابلهان در گام نخست و سرکوب هر آنکس که شعور درک اوضاع را دارد در گام بعد.» (مقاله «آزادی و حکومت» -۱۹۴۰) اما هنر بهرام بیضایی این بود که همین مفهوم را به شیوهای نمادین و استعاری، زیبا و طنزآمیز طوری به ما یادآوری کرده که هرگز فراموش نکنیم. چون بعد از گذشت این همه سال، هنوز که هنوز است این خطر وجود دارد و همه ما را در همه جای دنیا تهدید میکند؛ اینکه برای نجات از خطری که امنیت ما یا موجودیت ما را تهدید میکند با دست خودمان مترسکی بسازیم که امنیت و موجودیت ما را صدچندان به خطر بیندازد. البته تهدید فقط به همینجا ختم نمیشود؛ حتی گاهی ممکن است برای خلاص شدن از شر یک مترسک، مترسک تازهای بسازیم و در دام آن بیفتیم.
چهار کاراکتر سرخ، سبز، زرد و سیاه نمایش دو پردهای «چهار صندوق» که در واقع به شکلی نمادین بازاریان، مذهبیها، روشنفکران و عامه مردم را نمایندگی میکنند، در مجلس اول، مترسکی را میسازند تا از آنها در مقابل خطرها و تهدیدهای احتمالی حفاظت کند. طولی نمیکشد که همین مترسک دستساختهی این چهار نفر بر سازندگان خودش مسلط میشود. در مجلس دوم نمایش، مترسک آن چهار شخصیت را وادار میکند تا برای خودشان صندوقی بسازند تا در صندوقها زندانی و از هم جدا شوند. ترس از مقابله کردن با اقتدار مترسک خودکامه باعث میشود هر کدام از این چهار نفر در صندوق خودشان بمانند. در نهایت، شخصیت سیاه که نماد عامهی مردم است (و در واقع همان سیاه نمایشهای روحوضی ایرانی، با در نظر گرفتن اینکه در کتاب «نمایش در ایران» بهرام بیضایی نیز اشاره شده «چهار صندوق» نام یک گونهی خاص زیر مجموعهی نمایش ایرانی تقلید است) صندوق خود را میشکند و مقابل مترسک میایستد.
در اجرایی از «چهار صندوق» که بهمن ماه ۱۴۰۴ در تماشاخانهی مهرگان در تهران به کارگردانی محمد کرمی روی صحنه رفته، با پایانی امیدوارکنندهتر از اصل نمایشنامه روبرو میشویم؛ تغییری که شاید در شرایط فعلی متناسب و ضروری به نظر برسد. پایان نمادینی که در اجرای این نمایشنامهی کاملاً نمادگرا در تهران با بازیهای شقایق وطنی، میلاد قنبری، مرجان صالحی، بهنوش ناصرپور، ملیکا مشعل، فریماه پروانی و مرین علیزاده میبینیم، به هر حال خوشبینانهتر از آن است که در پایان نمایشنامه خواندهایم و این پایان البته تنها تغییری نیست که پس از نزدیک به شش دهه در نمایشنامه صورت گرفته است. رنگهای شخصیتها نیز حذف شدهاند و چهبسا این اشارهای دانسته یا ناخودآگاه به تغییر بافت جامعه در گذر زمان باشد. در اجرا ضعفهایی به چشم میخورد که البته برای نخستین روزها طبیعی به نظر میرسد و میتوان به اصلاح آنها فکر کرد و شاید با جا افتادن نقشها و احتمالاً بازاندیشیها برطرف شود، از جمله در بافت صوتی، موسیقی، حسها و لحظههای لازم برای تشدید تنش.
این روزها و در غیاب آفرینندهی «چهار صندوق» که حالا جای خالی او به شدت احساس میشود، حضور این نمایشنامه بر صحنهای در تهران مغتنم است. واقعاً لازم داریم ببینیم که چطور میشود از دست مترسکی خودساخته نجات پیدا کرد و نکتهای که باید بدانیم و احتمالاً میدانیم این است که راه نجات از گرفتاریهایی که یک مترسک ایجاد میکند، ساختن مترسک دیگری نیست.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «نورنبرگ»؛ پیش از آن که گلولهای شلیک بشود…
- کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان
- طایفه زندهکُشِ مُردهپرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران
- بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضایی
- سوگوارهای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه راهها به رویت بسته شده
- اعلام زمان بدرقه بیضایی/ بیانیه خانه سینما درباره درخواست مژده شمسایی
- نمایشنامههای بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعهشناسی خودکامگی در ایران
- مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده میشود
- در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- زبان بهمثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی
- در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- یادداشتی بر یک فیلم محترم؛ «ایرو»
- یادداشت محسن امیریوسفی در سوگ عباس اسفندیاری، بازیگر «خواب تلخ»/ مرگ یک سلبریتی خصوصی
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
آخرین ها
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- فردریک وایزمن درگذشت
- «روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک
- رابرت دووال درگذشت
- جسد تهیهکننده سریال «تهران» پیدا شد
- محک خوردن نامزدهای اسکار در جوایر اسپیریت
- حذف لوکیشن برای یک فیلم؛ «کشتن ساتوشی» با پسزمینهی هوش مصنوعی فیلمبرداری میشود
- بدرقه پیکر اسفندیار شهیدی به خانه ابدی
- ماجرای یک جایزه برای ۲ فیلم
- عنایت بخشی درگذشت
- یک سقوط آماری در سینما/ برنامه نامشخص سینماها برای ماه رمضان
- اسفندیار شهیدی درگذشت
- گفتوگو با داریوش خنجی، مدیر فیلمبرداری کاندیدای اسکار ۲۰۲۶/ نورپردازی به سبک نیویورک دهه ۵۰
- با حضور «ویم وندرس» رئیس هیأت داوران؛ هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین افتتاح شد
- «روح انگیز شمس» درگذشت
- برخورد سینماگران با جشنواره فیلم فجر؛ مُرده شورها هم گریه کردند!
- هوای تازه در جشنواره/ ۴ فیلم مستقل ایرانی در برلین ۷۶
- یادداشتی بر «همنت»؛ نوعی تجربهی سوگ که تسکینی از ما دریغ شده را بازمیگرداند
- فوت یکی از بنیانگذاران سینمای آزاد ایران/ بصیر نصیبی درگذشت
- یادداشتی بر مستند «خاکستر»؛ سیفالله در آتش
- اعتراض مهرانه ربی به استفاده از عکسِ کیومرث پوراحمد در جشنواره فجر
- بیانیه انجمن بازیگران درباره برخی اظهارات؛ نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه داغدار، دور از موازین اخلاق حرفهای است
- یادی از نظامالدین کیایی؛ صدابرداری که اخلاق حرفهایاش زبانزد بود
- بخش قابل توجهی از فیلمبرداری فیلم مارون هنوز به پایان نرسیده است
- اهدای جوایز انجمن کارگردانان آمریکا ۲۰۲۶/ مهمترین جایزه DGA به پل توماس اندرسن رسید
- به ادعای سرقت فیلمنامه؛ محمدرضا مروزقی خواستار جلوگیری از نمایش «تقاطع نهایی شب» شد
- برگزیدگان جشنواره روتردام ۲۰۲۶ معرفی شدند
- گفتوگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*
- دیالکتیک آشوب و سینمای مقاومت: از مانیفستهای مدرن تا استیصال پستمدرن
- نظامالدین کیایی درگذشت





