سینماسینما، ساسان گلفر
وقتی یک روانشناس ناآشنا با سیاست و تاریخ از یک قاضی دیوان عالی دربارهی سران جنایتکار جنگی حزب نازی آلمان که اکنون شکستخوردگان اسیر بعد از جنگ جهانی دوم هستند، میپرسد: «چرا تیربارانشان نمیکنید و قال قضیه را نمیکنید؟» این پاسخ را میشنود:
«بعد از جنگ جهانی اول ما آلمانیها را به زانو درآوردیم، تحقیرشان کردیم، کاری کردیم که غرامتی را به ما بپردازند که توان پرداخت آن را نداشتند.کاری کردیم به قدری از ما متنفر شوند که در کمتر از دو دهه چیزی نمانده بود از یک ملت از پادر آمده به یک فاتحان تمام دنیا تبدیل شوند. این محاکمه را باید از راه درست انجام بدهیم چون در غیر اینصورت اگر پانزده سال بعد قویتر از گذشته برگردند فکر نکنم برای بار سوم بتوانیم شکستشان بدهیم…
کاری میکنم که به جایگاه بروند و به کارهایی که کردهاند اعتراف کنند. تا دیگر اتفاق مشابهی نیفتد.» و در ادامه دیدگاه یک قانونگذار را دربارهی سرآغاز فاشیسم و جنگ و کشتار را بازگو میکند: «قبل از اینکه گلولهای شلیک بشود، قبل از اینکه دهها میلیون آدم بمیرند، همهی این ماجراها از یک سری قوانین شروع شد.» و بالاخره نتیجه میگیرد که «این جنگ در صحن دادگاه به پایان میرسد.»
اما به همین سادگی هم نیست که قاضی میگوید. وقتی روانشناس در پایان فیلم «نورنبرگ» به نوعی بلوغ سیاسی و اجتماعی میرسد، متوجه میشود که اینهمه اقدامات هراندازه هم درست و موجه باشند، باز هم کافی نیستند.
فیلم «نورنبرگ» (Nuremberg) به کارگردانی جیمز واندربیلت محصول ۲۰۲۵ ایالات متحده آمریکا و مجارستان داستانی را میگوید که پیش از این در فیلمهای مستند و داستانی دیگری مانند «محاکمه در نورنبرگ» (استنلی کریمر، ۱۹۶۱) یا مستند «خاطرات عدالت» (مارسل افولس، ۱۹۷۶) از زوایای دیگری به آن پرداخته شده و احتمالاً تماشاگر فیلم «نورنبرگ» یا خوانندهی این یادداشت تعدادی از آنها را دیده باشد. این بار داستان از زاویهی دید یک روانشناس افسر ارتش آمریکا به نام داگلاس کلی روایت میشود و فیلمنامه در میان سران بازداشت شدهی حزب نازی بهطور خاص بر هرمان گورینگ، قائم مقام آدولف هیتلر و دومین فرد قدرتمند آلمان نازی تمرکز دارد و پویایی ارتباط این دو نفر –روانشناس و هرمان گورینگ- است که به درام «نورنبرگ» سر و شکل مناسبی میدهد.
بزرگترین نقطهی قوت این فیلم حضور سنگین –از هر لحاظ که در نظر بگیریم- راسل کرو در نقش هرمان گورینگ است که به معنای واقعی به فیلم وزن میدهد. او نه تنها پرسونای نچسب رامی ملک در نقش داگلاس کلی روانپزشک پروتاگونیست فیلم را جبران میکند بلکه با قرار گرفتن بازیگران برجستهای مانند مایکل شانن در نقش قاضی رابرت جکسن و ریچارد ای. گرانت در نقش سر دیوید مکسول فایف که در کفهی دیگر ترازو حضور دلچسبی دارند، توازن دراماتیک را به خوبی حفظ میکند. اما گذشته از این ایجاد توازن، گرما و جذابیت بازی راسل کرو باعث میشود که از نگاه معمول هیولاگونهی معمول در فیلمها نسبت به چنین شخصیتهایی فاصله بگیریم و به مفاهیم عمیقتری بیندیشیم. راسل کرو ما را به اندیشیدن در مفاهیمی مانند «ابتذال شر» در حوزهی روانشناسی فردی وامیدارد و مهمتر از آن، در حوزهی روانشناسی اجتماعی، به آنچه لئو وودال در نقش گروهبان هووی تریست میگوید: «میدونی چرا اینجا این اتفاق افتاد؟ چون مردم اجازه دادند این اتفاق بیفته.»
هرمان گورینگ این فیلم به روانشناس که میپرسد: «کنجکاوم که بدانم هیتلر چه جذابیتی داشت؟ یک نقاش شکستخورده که سرباز خوبی هم نبود. با این حال اینقدر او را میپرستیدید و به او احترام میگذاشتید.» چنین پاسخ میدهد: «باعث شد دوباره احساس کنیم آلمانی هستیم… اول از همه، من دیده بودم که چطور آلمان در هم شکست. بعد دیدم سر و کلهی یک نفر پیدا شد که میگفت «میتوانیم شکوه و عزت گذشتهمان را بازیبابیم.» تو بودی دنبال چنین آدمی نمیافتادی؟»
جیمز واندربیلت که بیشتر با نوشتن فیلمنامه و تهیهکنندگی آثاری مانند «زودیاک» (دیوید فینچر-۲۰۰۷) و «سقوط کاخ سفید» (رونالد امریش) شهرت دارد، در مقام کارگردان «نورنبرگ» که دومین تجربه کارگردانی او پس از «حقیقت» (محصول ۲۰۱۵) است، چندان نتوانسته است از فرمولهای متداول کارگردانی استاندارد در هالیوود فراتر برود اما کار او در مقام فیلمنامهنویس شانزدهمین فیلمنامهای که از او جلوی دوربین رفته، واقعاً درخشان است و حاصل آن اثری دیدنی و تأملبرانگیز است که میتوان تماشای آن را به دیگران هم توصیه کرد و مخصوصاً در شرایط خاص این روزهای ما جا دارد که به آن توجه شود.
قاضی جکسن در میانهی فیلم میگوید: «فقط وقتی میتوانیم از استبداد و ستم خلاص شویم که همه را در برابر قانون پاسخگو کنیم. به این ترتیب هرگز دوباره این اتفاق نمیافتد.» زمانی طولانی میگذرد و بعد، بر زمینهی تصویری از سران مردهی حکومت نازی گفتوگویی را میشنویم که ظاهراً بین پروتاگونیست داستان و افرادی دیگر در جریان است:
- «شما که با نازیها سر و کار داشتهاید، باید اذعان کنید که آدمهای خاص و عجیبی هستند.»
- «نه، آنها فرق چندانی با بقیه آدمها ندارند. امروز در همهی کشورهای جهان امثال نازیها فراوان هستند.»
- «البته در آمریکا که منظورتان نیست.»
متوجه میشویم که این گفتوگو در پخش زندهی رادیو در جریان است. (البته در واقعیت دکتر کلی با سرنوشت تراژیکی که داشت هرگز نتوانست این جملهها را در رادیو بگوید و این جملهها نتیجهگیری تخیلی واندربیلت فیلمنامهنویس است.) دکتر کلی به الگوی شخصیتی سران نازی که «صرفا دنبال قدرت هستند» اشاره میکند و هشدار میدهد: «با اینکه میگویید در آمریکا چنین کسانی وجود ندارند، کاملا مطمئننم در آمریکا هم آدمهایی هستند که اگر بدانند با کشتن نیمی از مردم میتوانند بر نیمی دیگر حکومت کنند با کمال میل همین کار را میکنند.
اینها افرادی هستند که به نفرت دامن میزنند. هیتلر و گورینگ هم دقیقا همین کار را کردند. و این روش کار همهی آنهاست.
و اگر خیال میکنید دفعه بعد که اتفاق میافتد از همان ابتدا یونیفرمهای ترسناک را بر تن آنها میبینیم و متوجه میشویم… باید بگویم واقعاً نادان هستید.»
آنچه میگوید مختص آلمان و آمریکا نیست. همهجا ممکن است چنین اتفاقی بیفتد.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما
- دربارهی نمایش «زنی که فقط سیگار میکشد»؛ ای کاش که جای آرمیدن بودی
- نمایش «به کفشات نگاه کن»؛ مردم سرباز به دنیا نمیآیند
- به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران؛ آرامش در درود بیکران
- «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»؛ نشانه گرفتن قلب تماشاگر
- پنج جایزه برای «انتقام تیرهروزان» از جشنواره فیلیپینی
- نامزدی یک فیلم کوتاه ایرانی-آمریکایی در جوایز آکادمی فیلم سوئد
- درباره فیلم «شهر خاموش»/ دوزخ، اما سرد *
- پنج جایزه کره جنوبی برای فیلم کوتاه «انتقام تیرهروزان»
- «سیم خاردار» در کازابلانکا
- ده جایزه جشنواره هندی برای «انتقام تیرهروزان» ایرانی/آمریکایی
- قانون، دوست تو نیست/ نگاهی به فیلم «آناتومی یک سقوط»
- چهار جایزه برای یک فیلمنامه کوتاه ایرانی
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





