تاریخ انتشار:1405/05/21 - 13:50 تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 216901

سینماسینما، پگاه هوشنگی

جنیفر لام که سابقه همکاری در آثار قبلی کریستوفر نولان، مانند «Tenet»، «Marriage Story» و «اوپنهایمر» را داشته است، در آخرین ساخته نولان هم درخشان و چشم‌نواز عمل کرده است. «اودیسه» نولان زمانی نزدیک به سه ساعت دارد و شایعاتی هم بود که نسخه و تدوین اولیه فیلم چیزی نزدیک به شش ساعت داشته است. اما حتی زمان طولانی فیلم ـ که در آثار اخیر نولان زیاد تکرار شده است ـ قدرت و نقش برجسته تدوین را بیش از پیش روشن می‌کند.

می‌توان نمونه‌های زیادی از سکانس‌های فیلم را شمارش کرد که ریتم و ضرباهنگ تدوین، در کنار روایت پازل‌گونه و غیرخطی فیلم، تا چه اندازه می‌تواند مخاطب را میخکوب کند! یکی از اولین نمونه‌ها، انتخاب به‌جا و هوشمندانه قاب‌های فیلم است. نماهای بسته و باز فیلم، بدون رعایت کلیشه‌ها و استانداردهای سینمایی، کنار هم برش می‌خورند و با وجود پرش و برش‌های خشن، باز هم در جهت روایت و داستان‌گویی فیلم هستند.

در یک سکانس کوتاه، اودیسه و سربازانش وارد جزیره‌ای رازآلود و ترسناک می‌شوند. از نماهای عمدتاً بسته و متوسط بیشتر استفاده می‌شود و به نوعی تدوینگر تلاش دارد اطلاعات سکانس را قطره‌چکانی به مخاطب منتقل کند. اما ناگهان با حمله مهاجمان غول‌پیکر و فرار سربازان، نماهای بازتر هوشمندانه استفاده می‌شوند؛ انگار که قامت و کوچکی سربازان اودیسه در کنار هیبت غول‌آسای نیروهای مهاجم، در قابی بازتر نمایش داده می‌شود تا ناتوانی و درماندگی اودیسه دیده شود. هرچند جامپ‌کات‌های پشت سر هم به نماهای بسته صورت سربازان، سکانسی پرتنش و پرریتم را برای شما رقم می‌زند.

مکث و درنگ‌های آگاهانه در تک‌تک پلان‌ها هم یکی دیگر از نکات باارزش تدوین فیلم است. اودیسه و یارانش در رویارویی با یکی دیگر از چالش‌های سفرشان، با زنی که به ظاهر ساده و تنها و روستایی است روبه‌رو می‌شوند، ولی بعد از چند دقیقه ماهیت واقعی زن برملا می‌شود. مکث‌های طولانی روی چهره زن در قاب‌های بسته و نمایش جزئیاتی مانند ظروف غذا و حیوانات اطراف خانه زن، کدهایی است که با ایجاد تعلیق و حتی دلهره، پاسخ خود را خواهید دید و شما را با دنیایی از وحشت و سکانسی درخشان روبه‌رو می‌کند.

در دل سکانس‌های متعدد زد و خورد و جنگ بین نیروهای اهریمنی و انسان‌ها و حتی فصل‌های پایانی و نبرد بین اودیسه و دشمنانش، تدوینگر با استفاده از نماهای نزدیک و برش‌های متعدد سعی در ایجاد داستانک‌های متفاوت با خط اصلی داستان کرده است.

به عنوان نمونه، در سکانس حمله و نفوذ به شهر با اسب تروا، در میانه درگیری مدام نماهای نزدیک از چهره اودیسه را می‌بینیم که به سکانس‌های دیگر برش می‌خورد، ولی ناگهان به چهره اودیسه برمی‌گردد و این نوع روایت چندین بار تکرار می‌شود. به شکل ساده‌تر، تدوینگر با انتخاب این شکل برش در دل سکانس‌های درگیری، هم تنش و ضرباهنگ بالای سکانس را به اوج می‌رساند و هم به نوعی پلی برای روایت داستان‌های پیش‌رو می‌سازد.

این شیوه از تدوین و شکل روایت در فیلم‌های نولان چیز تازه‌ای نیست و در دیگر آثار او تکرار شده، ولی به نظر من «اودیسه» نقطه اوج استفاده از این شکل از برش سکانس‌ها محسوب می‌شود.

قبل از اتمام مطلب باید به این نکته هم اشاره کنم که تدوین فیلم، در کنار صداگذاری بسیار معرکه آن، ترکیبی بسیار چشم‌نواز و بی‌نظیر را در مقابل شما قرار می‌دهد که از تماشای آن، حتی با وجود زمان زیاد و نامتعارف فیلم ـ البته کاملاً معمولی و تکراری در آثار نولان ـ اصلاً خسته و بی‌حوصله نمی‌شوید.

پیشنهاد می‌کنم «اودیسه» را با کیفیت واقعی IMAX تماشا کنید تا بیشتر از زیبایی و فاخر بودن آخرین اثر نولان لذت ببرید.

 

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

 

آخرین ها