سینماسینما، یاسمن خلیلیفرد
«جنین جن زده» عنوان نمایشی است که در عمارت نمایشی «نوفل لوشاتو» روی صحنه رفت.
با خواندن داستان یک خطی این نمایش و تأکید بر این که ژانر این اثر وحشت است با توقع بالایی برای تماشایش رفتم اما آن چه روی کاغذ درباره ی موضوع و داستان این کار می خوانید با آن چه در اجرا می بینید تا حدودی متفاوت است.
ابتدا به محاسن کار اشاره می کنم چرا که «جنین …» بخش های مثبت زیادی داشت که می توان به آن ها پرداخت. موسیقی از بخش های بسیار جذاب کار بود. استفاده ی درست و بجا از موسیقی و همخوانی تم آن با فضای نمایش و هماهنگی فراز و فرودهای آن با درگیری ها و تعلیق های داستان قطعاً از نکات مثبت و قابل اعتنای نمایش به شمار می رود. همچنین نباید فراموش کرد که تنها یک نوازنده چند ساز را به صدا درمی آورد و این توانایی بسیار ستودنیست.
کار همچنین بازی های خوبی دارد. بازیگران قادرند وقایع درونی و حس های کاراکترها را به درستی به مخاطب منتقل سازند؛ انتخاب جنس کشمکش ها و نوع رابطه ی زوج نیز از بخش هایی ست که علاوه بر افزودن چاشنی طنز به اثر از منظر روانشناسانه هم قابل تأمل است. اما آن چه مشکل من با این نمایش است، عدم پایبندی آن به اسلوب های ژانری اش است. تلفیق ژانرهای وحشت و کمدی می تواند نتیجه ی جذابی به بار آورد حال آن که «جنین جن زده» نه به سمت و سوی ترسناک شدن پیش می رود و نه کمدیِ آن آن قدرها بامزه از آب درآمده که مخاطب را بخنداند، بنابراین کار به هر کدامِ این ژانرها تنها ناخنکی می زند و بیشتر تمرکزش بر شوخی های رفتاری و کلامی و بعضاً بداهه ی بازیگران بنا شده که کمکی به پیشبرد داستان و تبدیل موقعیت ها به داستان نمی کنند و بنابراین داستان مدام درجا می زند و لحظه ی غافلگیرکننده ای که در انتظارش هستیم هرگز فرا نمی رسد.
بسیاری از آثار ژانر وحشت – چه در سینما و چه در تئاتر- دغدغه هایی درگیرکننده دارند و می توانند مخاطب را شگفت زده سازند اما این اتفاق در رابطه با «جنین جن زده» نمی افتد و حتی بخش های ترسناکش نمی توانند نقشی در غافلگیری مخاطب داشته باشند. تعلیق هیچ گاه به آستانه ی اوج نمی رسد و گره گشایی کار آن قدرها که باید مدبرانه شکل نمی گیرد؛ درواقع گره گشایی همزمان با زایمان ساختگی زن اتفاق می افتد که علاوه بر عدم منطق روایی بسیار ناگهانی رخ می دهد و به نظر می رسد بستر کافی برای درک و دریافتش گسترده نمی شود.
«جنین جن زده» از آن دسته متن هایی دارد که مشخصاً مصالح کاملی را برای روایت پردازی مناسب در اختیار نداشته و از طرفی هم از تمام گنجایش ظرف خود به منظور پرداخت بهتر به جزییات و خرده پیرنگ هایش استفاده نمی کند. بنابراین هرقدر هم که بازی ها مطبوع و دلنشین باشند و موسیقی کارش را به درستی انجام دهد و حتی طراحی صحنه و لباس نیز قابل قبول باشند به جهت خالی بودن متن و حفره های متعدد آن اجرا، آن قدر که باید به چشم نمی آید و مخاطب مدام به دنبال نقطه عطفی در متن نمایش می گردد تا بتواند نقاط درام را در ذهن خود به درستی بچیند و به درک بهتری از نمایش دست یابد. اما لحظه ی مهم و خاصی که در انتظارش هستیم هرگز اتفاق نمی افتد و همین، تماشاگر را تاحدودی ناامید می کند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- عنوان و زمان اکران آخرین فیلم «سریع و خشمگین» اعلام شد
- کارگردان برنده نخل طلا، فیلم جدیدش را مقابل دوربین میبرد
- اصغر شریعتی درگذشت
- نامزدهای جوایز سزار فرانسه معرفی شدند
- پرویز نوری درگذشت
- مجید علی اسلام درگذشت
- نامزدهای جوایز فیلم بفتا معرفی شدند
- «نورنبرگ»؛ پیش از آن که گلولهای شلیک بشود…
- با حضور سینماگران ایرانی؛ نامزدهای اسکار ۲۰۲۶ معرفی شدند
- اعلام اسامی فیلمهای راهیافته به جشنواره فجر
- بدرقه رضا رویگری به خانه ابدی/ هنرمندی که قلبش برای مردم میتپید
- مراسم تشییع پیکر «سعید پیردوست» / گزارش تصویری
- بدرقه پیکر سعید پیردوست به خانه ابدی
- حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما
- انتشار نسخه ویژه نابینایان «آمارکورد» با صدای صالح میرزاآقایی
- اعلام نتایج رویداد سرمایهگذاری انیمیشن کاشان: ۲۸ اثر موفق به جذب سرمایه شدند
- بیانیه جمعی از فیلمنامهنویسان سینمای ایران؛ نمیتوان سکوت اختیار کرد/ ثبات با انکار واقعیت شکل نمیگیرد
- کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان
- طایفه زندهکُشِ مُردهپرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران
- بلا تار درگذشت
- آغاز اکران سراسری انیمیشن سینمایی «ژولیت و شاه» از فردا
- درنگی بر جشنواره فیلم فجر/ قاب شکسته سینما
- بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضایی
- سعید پیردوست درگذشت
- واکاوی مستند «ترانه» در آینه روان، فلسفه و جامعه؛ از پیله تروما تا پرواز فردیت
- سینما؛ جهش ۲۰ درصدی گیشه در چین و رکود نسبی در آمریکا
- «لندمن: کارگزار زمینهای نفتی»؛ کلاه کابوی و طلای سیاه
- درباره مستند «زیر درخت لور»/ رازها و دروغها
- اگر میدانستم مخالفت میکردم/ واکنش علی نصیریان به پوستر جشنواره فیلم فجر
- با موافقت شورای بازبینی فیلمهای سینمایی؛ چهار فیلم پروانه نمایش گرفتند





