سینماسینما، علی نعیمی:
«رفتن» ساخته برادران محمودی در ادامه روندی است که با ساخت «چند متر مکعب عشق» در سینما آغاز کردند؛ فیلمی در ستایش عشق با فرجامی که ریشه در مهاجرت دارد.
نوید محمودی که در بیشتر آثار مشترک با برادرش در مقام تهیهکننده است، اینبار بهعنوان کارگردان فیلمی را روایت میکند که برخلاف ساخته قبلی، ماندن در غربت شرط بقا نیست و این رفتن است که میتواند قهرمان اصلی قصه، یعنی نبی، را به سعادت برساند. از این منظر «رفتن» را باید نسخه تکاملیافته «چند متر مکعب عشق» دانست که انسان فارغ از هر نژاد و رنگ و پوستی تنها تلاش میکند که شأن جایگاه و فرهنگ خودش را حفظ کند و در این تکاپو تنها رفتن است که معنی بقا میدهد.
شروع فیلم با اضطرابی که در چهره تک تک مهاجران افغان برای عبور از مرز است، یک هشدار جدی است به مردمان سرزمینهایی که بنا به جبر جغرافیا و اتفاقات تلخ ناشی از جهل و جنگ و تکفیر پذیرای مهاجران کشورهای دیگر هستند. آنها از افرادی پذیرایی میکنند که همچون از گور برخاستههایی در تلاش برای یافتن کورسوی امیدی هستند که انسانیت نقطه نهایی آن است. فیلمساز از همان ابتدا تکلیفش را با مخاطب روشن میکند که قرار نیست با این همه اضطراب در چهره و خطرات احتمالی عبور غیرقانونی از مرز با جهان متفاوتی روبهرو باشیم که ساحل امن و آرامش مهاجران است. فیلم درواقع میخواهد در پسزمینه قصه روانش این هشدار را بدهد که لزوما رفتن نمیتواند همه چیز باشد. تردیدهای شخصیت نبی در مواجهه با نامزدش و خواست او برای عبور از مرز ایران و رسیدن به دروازه اروپا خود موید این موضوع است که رفتن همچون یک معادله چندمجهولی لاینحل تا همیشه حس بدگمانی و تردید را درون فرد زنده نگه میدارد. فیلم برای این مضمون هم مثالی میزند. در سکانسی که نبی متوجه میشود برای گذر از مرز ایران به سمت ترکیه مجبور است همانند زمانی که از افغانستان به ایران آمده است، در صندوق عقب ماشین بخوابد و همسرش کنار دست راننده بنشیند، تمام آرزوها و خیالات خوشی که از مهاجرت به اروپا در ذهن خود ساخته بود، در همان لحظه نخست سفر روی سرش آوار میشود تا باور کند سیلی مهاجرت غیرقانونی حتی اگر به اجبار جنگ و خونریزی باشد، سرگیجهآورتر از چیزی است که فکر میکرده است.
جهانبینی برادران محمودی از آرمانشهری همچون تهران نیز دچار تغییر شده است. اگر آنها در «چند متر مکعب عشق» از تهران بهعنوان شهری برای زندگی یاد میکنند که حتی حاضرند به هر قیمتی در آن باقی بمانند، اینبار تبعه افغان که در تهران زندگی میکنند، قرار است قید همه چیز را بزنند و از تهران بروند. دیگر اینجا قرار نیست همه چیز بر وفق مراد باشد و حتی افرادی که در تهران زندگی میکنند، همدل و همراه مهاجران نیستند. «رفتن» نگاه شخصیتری به زندگی افغانها دارد و قرار است آنقدر به آنها نزدیک شود که وقتی خبر کشته شدن برادر یکی از اهالی حاضر در ساختمان نیمهکاره به گوشش میرسد، این بغض و بهت و حیرت در چهره تمام افغانها که در ساختمان کارگری میکنند، بهوضوح مشخص است و از این زاویه نگاه فیلمساز توام با همدلی و همراهی با شخصیتهایی است که خلق کرده است.

شخصیتپردازی در «رفتن» دارای لکنت است. دو شخصیت اصلی قصه یعنی فرشته و نبی برای مخاطب غریبه هستند و پیشینه مشخصی ندارند. آنها حتی انگیزههای رفتن به ترکیه و اروپا را مطرح نمیکنند و معلوم نیست بیجهت و با چه هدفی قرار است این خطر را به جان بخرند و از مرز عبور کنند. فیلم البته در جایی به قتلی اشاره میکند که باز هم معلوم نیست قاتل همان نبی باشد و از این منظر باز هم مخاطب در چهارراه حدسیات خود در تکاپو است. فیلم به غیر از صحنه عزاداری برای از دست رفتن یکی از شهروندان افغان که به چهره افراد نزدیک میشود، در هیچ کجای فیلم به شخصیتهای درون قصه نزدیک نمیشود. ایرانیهایی که شغلشان رد کردن مسافر غیرقانونی است نیز در حد تیپ باقی میمانند و با اینکه بهرنگ علوی در نقش دلال قاچاق انسان تلاش میکند در جایی از قصه همراه و همدل نبی باشد، اما باز هم این شخصیت تیپیکال از پوسته خود خارج نمیشود.
شخصیت فرشته در قصه از یک خانوادهای میآید که اهل افغانستان هستند و در تهران خانه و زندگی و هویتی دارند و در راه مهاجرت که به خواست نامزدش نبی است، از خانه فرار میکند. ماجراهای قصه در طول یک روز اتفاق میافتد، اما زمانبندی فیلم با این ترفند که خانواده دختر در پایان قصه هیچ بویی از فرار دخترشان نمیبرند، اغراقآمیز به نظر میرسد.
«رفتن» فیلم خوشریتم و قابل اتکایی برای سازندگانش است و نشان میدهد فیلمسازی برادران محمودی که خود از مهاجران افغان به ایران هستند، نهتنها یک هنر، که یک دغدغه است که قرار است با هر ساخته خود حرف مهمی را بزنند. فیلم در قواره خود خوش نشسته است و به نظر میرسد نگاه فیلمساز به مهاجرت با علامت سوالهای جدیای روبهروست که تا سینما سینماست و ابزار آن میتواند به بیان واقعیات جامعه کمک کند، باید منتظر آثار دیگری از این دو برادر فیلمساز با رویکرد توجه به مسئله مهاجرت باشیم.
ماهنامه هنر و تجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تولد هفتادسالگی سینمای هنروتجربه
- این هنر و تجربه آنتی ویروسی ست بر فیلم های به هرقیمت مسخره
- تحقق آرزوی چندساله فعالان انیمیشن در هنرو تجربه
- راهیابی «آخرین تولد» به جشنواره گوا
- پوستر رسمی «آخرین تولد» رونمایی شد/ بازگشت برادران محمودی به سینما
- قرارداد «آخرین تولد» ثبت شد/ تعطیلی چهار روزه سینماها
- اسپینآف «پوست شیر» ساخته میشود
- علیرضا کمالی و ژیلا شاهی با مردم به سینما میروند/ اکران «پوست شیر» با حضور برادران محمودی
- جعفر صانعی مقدم: گسترش فعالیتها در سینمای «هنر و تجربه» بستگی به تامین نیازهای مالی دارد
- انتشار تیزر هفته فیلم ایتالیا + ویدئو
- اسامی فیلمهای حاضر در هفته فیلم ایتالیا اعلام شد/ از آثار مورتی تا برتولوچی
- هفته فیلم ایتالیا ۱۱ آذر آغاز میشود/ نمایش آنلاین و رایگان فیلمها
- معرفی برگزیدگان جشنواره بوسان/ سه فیلم ایرانی برنده جایزه شدند
- نمایش«هفت و نیم» در جشنواره فیلمهای آسیایی بارسلون
- چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی برگزار میشود/ اعلام جزییات رویداد
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- موزه فضاپیمای جرج لوکاس افتتاح شد
- برای نخستین بار؛ السالولدور به اسکار نماینده میفرستد
- سینمای اجتماعی از ناگزیری تا ضرورت
- «امیرعلی»؛ جستوجوی عدالت آموزشی در قاب مستند
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- «چهار صندوقِ» بهرام بیضایی نمایشنامهخوانی میشود
- مارتین اسکورسیزی به فیلم بهمن قبادی پیوست
- نگاهی به موسیقی فیلم «زیبا صدایم کن»/ یک عاشقانه آرام
- یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی
- برای شرکت در نود و نهمین دوره جوایز آکادمی؛ برای نخستین بار واتیکان یک فیلم به اسکار میفرستد
- گرامیداشت روز سینما / گزارش تصویری
- «داستانهای موازی»؛ همه نمیدانند
- «مردن ترسناک نیست»؛ شرافت در قامت زیبای معشوق
- فوت مستندساز شیلیایی؛ پاتریشیو گازمن درگذشت
- نامه آقااسفندیار به رائد فریدزاده؛ اهدای نشان به آقای داوودنژاد را به شما تبریک میگویم!
- مدیر جشنواره جهانی مونترال درگذشت
- همزمان با معرفی هیات انتخاب؛ فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- نخستین پیشنشست همایش نمایشنامهپژوهی/ از آسیبشناسی پژوهش تئاتر تا ضرورت بازخوانی تاریخ ادبیات نمایشی ایران
- «غروب در دیاری غریب» به باغ کتاب رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶/ «کمی نور»؛ در شرایط ناامیدی
- روز سینما مبارک، اگر چیزی برای مبارک گفتن مانده باشد
- «پرده آخر»؛ نمونهای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی
- «زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵
- ماموریت جدید صدای نمایشنامه نویس؛ بیشتر شنیده شدن/ برگزیدگان دوره پنجم معرفی شدند
- تصویربرداری «ده پهلوان» آغاز شد
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ جایزه آیرون دلا لاگونا به «مُراقب» رسید
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ شیرطلایی به «زن ناشناس» رسید/ یک جایزه برای بازیگر ایرانی
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
- نشست رسانهای روسای خانه سینما؛ عسگرپور: شورای پروانه ساخت حذف شود، نه پروانه ساخت
- «عبور از نمیدانم» در موزه سینما





