سینماسینما، یاسر ایرانپور
فیلم «هیولا» ساختهی هیروکازو کورئدا نمونهای درخشان از سینمای معاصر ژاپن و آسیای شرقی است که بیش از هر چیز با فرمِ روایت و زبان سینماییاش، مخاطب را درگیر میکند. این درگیریِ مذکور، نشات گرفته از چیستیِ درام و ماجرا نیست؛ بلکه دربارهی چگونه دیدن ماجرا است. روایت درام بر اساس الگویی سهگانه به تصویر در میآید.
روایتی که کورئدا به جای روایت خطی و مستقیم به کار گرفته، ترفند تازه ابداع شدهای نیست. اما گزافهگویی و اغراق نیست اگر گفته شود «هیولا» تا به امروز جا افتادهترین و تاثیرگذارترین نمونهی بهره جستن از این روایت در هنر هفتم بوده است؛ از نگاه نگارنده حتی در قیاس با فیلم «راشومون» ساختهی اسطورهی سینمای ژاپن یعنی آکیرا کوروساوا، از این حیث، جلوتر میایستد. چرا که نه تنها در درامپردازیِ بازگویی روایتهای منظر دوم و سوم عاجز نمیماند (از تمپو و کشش اولیهاش کاسته نمیشود)، بلکه جز چند خرده پیرنگ، چیزی را از دید مخاطب پنهان نمیگذارد که بعدتر از عدم آگاهی مخاطب برای کشش فیلم طرفی ببندد.
اشاره شد که فیلم «هیولا» براساس الگوی روایتی سهگانه بنا شده است. ماجرای کلی به ظاهر ساده و بی تکلف است: مادری که نگران از وضعیت و رفتارهای عجیب پسر بچهاش، کادر مدرسه و معلمش را مقصر میداند. اما با میزانسنی که فیلم برای سکانس رویارویی مادر با معلم میسازد، مشخص است که فیلم نوید درامی فراتر از این اتفاق را میدهد.
سکانس آغازین فیلم را به یاد بیاورید: سکانسی که با پلان پاهای پسر بچهای در حال قدم زدن که نظارهگر آتشسوزی است به های انگلی از سطح شهر کات میخورد. سکانس بعدی که مادری پسرش میناتو را دعوت به تماشای آتشسوزی میکند، کاملا فیلم را از ورطهی مفهوم زدگی که ممکن بود با سکانس آغازین در دامش بیافتد، نجات میدهد. سکانسی مملو از یک رابطهی شیرین مادر و پسری که توامان برای یکدیگر سرگرمکننده و در عین حال حامی هستند. این تنها یک نمونه از دهها موردی است که فیلم خودش را در این دام نمیاندازد.
یک سوم نخستِ فیلم «هیولا»، در عین حالی که (به واسطهی تدوین) به ظاهر خیلی سریع پیش میرود، ترس و دلهرهای را رفته رفته در دل مخاطب ایجاد میکند. ترسی که بی شباهت به فیلم های ژانر وحشت با رگهی روانکاوی نیست. مخاطب در زاویهی دید مادری قرار دارد که شاهد رفتارها و صحبتهای عجیب و ترسناک پسرش است. مادری که با از دست دادن شوهرش، باید به تنهایی متحمل آنها باشد. سکانسهای حضور مادر سائوری موگینو در مدرسه، همانگونه که اشاره شد به واسطهی میزانسن و رفتار عجیب و ترسناک پرسنل، این دلهره را برای او و مخاطب مضاعف میکند. بی آنکه چیزی بیان شود، با این عناصر مذکور در فیلم، مشخص است این رفتارهای عجیب میناتو، تنها برخاسته از توهین یا تنبیه معلمش هوری نیست و ریشهای عمیقتر دارد.
ماهیتی در این فیلم از چشم و گوش مخاطب پنهان نمیماند؛ تنها چگونگی زاویهی دید، نتیجهی غایی را رقم میزند. هدف کورئدا صرفا نشان دادن چند روایت متناقض نیست. بلکه نمایش این نکته است که هر بازنمایی، به خودی خود محصول فرم و ماهیت سینماییِ فیلم است. مخاطب به واسطهی تغییر زاویهی دوربین، زمانبندیِ نماها، تدوین و نحوهی حذف یا برجستهسازی صداها قضاوتش را انجام میدهد. قضاوتی که به هیچ عنوان مطلق نبوده و از پس تعلیقی که با فیلم تجربه کرده، رخ میدهد.
زاویهی دید دوم و سوم، بر خلاف یک سوم ابتدایی فیلم، ریتم کندتری دارد. چرا که بایستی این بار پایش را از شرح وقایع فراتر گذاشته و در چگونگی آنها تعمیق کند. به عنوان مثال، رازآلودیِ مدیر مدرسه کاملا محرز است. اما در دو روایت بعدی، رفته رفته هویدا میشود. یا سکانس برخورد دانشآموزان در حیاط مدرسه را به خاطر بیاورید؛ در روایت نخست، به سان واقعهای تراژیک و حتی تهدیدآمیز جلوه کرده اما در روایت پایانی، به سکانسی شاعرانه و حتی عاشقانه بدل میشود. علاوه بر تدوین و صدا، دو عنصر فیلمبرداری و نورپردازی نیز در این امر نقشی به سزا دارند. فیلمبرداری و رنگبندی سرد و استفاده از نور رئالیستیک، رفته رفته در پایان فیلم جای خود را به قاببندیهای عاشقانه از طریق مدیوم کلوزهایی از دو کودک و رنگهای گرمتر میدهند.
یکی دیگر از عناصر مهم فیلم که به همان میزان ابزار فرمالیستی مهمی در فیلم «هیولا» بوده، موسیقی است. آهنگسازی ریوئیچی ساکاموتو که آخرین اثر عمر او محسوب میشود، به مثابهی پس زمینهای احساسی محدود نمیشود. عنصر موسیقی همتراز فیلمنامهی یوجی ساکاموتو نقشی کلیدی در روایت ایفا میکند. حتی لحظاتی که سکوت کامل حکم فرماست، به اندازهی حضور موسیقی بار احساسی و دراماتیک دارند و تضاد میان این دو وضعیت، ضرباهنگ عاطفی فیلم را میسازد.
به مسئلهی دگرباشی در سینما (به واسطهی جو و جنبشهای غیرسینمایی) مدتها بود به این میزان عمیق و دراماتیک پرداخته نشده بود. به عنوان مثال بسیاری از فیلمهای پدرو آلمودوار همچون «تربیت بد»، به واسطهی دغدغهمندی همجنسگرایانهاش، ساخته میشد؛ نه برای اقبال کنشگرانی که هیچ دخلی به سینما ندارند. علاقهمندی بین میناتو و یواری که یکی بدون پدر و یکی بدون مادر بزرگ شدهاند، چنان دقیق با طرحوارههای روانشناسی مماس است، که هر بینندهای با آنها احساس سمپاتی میکند. عشقی که محدود نیست و در سطح دوستی کودکانه جلوه میکند.
میناتو و یواری در خفا، برای خودشان دنیای کوچکی ساختهاند که در آنجا، بیمِ شماتت همکلاسیها، والدین و معلم مدرسه تهدیدشان نمیکند. سرکوبهای انجام شده و حتی احتمالی که آنها و عشق بینشان را به هیولا بدل کند. به راستی که شاید «هیولا» نه در وجود آنها و عشق کودکانهشان، بلکه در چشم جامعه و بزرگترهایی نهفته است که میلی متفاوت را تاب نمیآورند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- گوارایی یک فیلم کلاسیک با عناصر تئاتری/ نگاهی به فیلم «دوازده مرد خشمگین»
- پرومتهای در زنجیر نولان/ نگاهی به فیلم «اوپنهایمر»
- کدام فیلم صدرنشین جدول منتقدان کن شد
- هیروکازو کورئیدا با «هیولا» در کن/ یک موفقیت دیگر تکرار میشود؟
- هیروکازو کورئیدا با «هیولا» برمیگردد
- الیور استون رئیس داوران جشنواره عربستان شد/ یک فیلم ایرانی در رقابت
- مرور فیلمهای سینمای معاصر ژاپن ادامه دارد/ «هیچکس نمیداند» در پانصدمین سینماتک خانه هنرمندان ایران
- کارگردان «حقیقت» فیلمساز سال سینمای آسیا شد
- «دزدان فروشگاه» بهترین فیلم جشنوارهی ونکوور شد
پربازدیدترین ها
- «استخر»؛ خواستن یا نخواستن؟
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- درباره آواز گنجشکها :نمادی از انسانی که هم می تواند پرواز کند وهم می تواند اسیر شود
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
آخرین ها
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم
- «ابرسواران مه رکاب» منتشر شد
- پیتر گیل درگذشت
- سه جایزه جشنواره ایتالیایی به «مرد آرام» رسید
- «بیضاییخوانی» به «اژدهاک» رسید
- در پنجاه و یکمین دوره برگزاری؛ فیلم قصیده گلمکانی در بخش کشف جشنواره تورنتو
- «نفسگیر»؛ وقتی بحران نه با ویروس که با انکار آغاز میشود
- «فراموشخانه»؛ قربانیان فراموششدهی تاریخ
- نگاهی نقادانه بر تجربه تئاتر تعاملی ایوب بختیاری/ پداگوژی روایت
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- کمدی «مادرکیو» دوباره روی صحنه میرود
- «روز افشاگری»؛ وقتی اسپیلبرگ به سوی ناشناختهها بازمیگردد
- مریم همتیان درگذشت
- نامه خانه سینما به پزشکیان منتشر شد/ پاسخ سخنگوی دولت
- «زن و بچه»؛ فروپاشیدن
- ورایتی خبر داد؛ عبدالرضا کاهانی با «بهشت خالی» به ادینبورگ میرود
- رکورد «انتقامجویان: پایان بازی» شکست؛ «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» درحال ورود به فهرست تاریخی فروش گیشه





