سینماسینما، آرش عنایتی
هدف از این نوشتار اشاره به کاربرد غیر کلیشهای عنصری است که اغلب برای تخریب شخصیتها و یا به تصور نشان دادنِ سویهی تاریک کاراکترها در فیلمهای ایرانی استفاده میشود. لیکن در فیلم آتابای، به شکلی دیگر کارکرد یافته است. با این توضیح که نگارنده، سیگاری نیست-بنابراین نه قصد توجیه کشیدن و نه نسبت به آن سمپاتی دارم- آری سیگار! محال است سریال «کاراگاهان حقیقی» را دیده باشید و مجذوب نحوهی سیگار کشیدن متیو مک کانهی- به خصوص شکل و انتخاب انگشتانی که سیگار را با آن گرفته است- نشده باشید (یا فیلمهای همفری بوگارت) در این متن اما، سخن از نوع بازی حجازیفر با سیگار در مقام بازیگر نیست. سخن از نقشی است که سیگار در ارتباط با کاراکترها بازی میکند. یحیی که به تازگی زناش را از دست داده، برای کشیدن سیگار (سیگار کشیدن در مراسم ختم، تابو محسوب میشود) از جلسه ختم بیرون می زند و به همراه آتابای بر سر مقبرهی شمس میروند و در راه از خاطرات گذشتهشان حرف میزنند. اندکی پس از گِله کردن آتابای (آتابای برای تسلی دادن یحیی، از همان عباراتی استفاده میکند که سالها قبل، یحیی در مراسم ختم خواهرِ آتابای استفاده کرده بود). این تلافی کلامی کمک میکند تا این دو، به رابطهای عمیقتر برسند. به پیشنهاد یحیی، سیگار دیگری میکشند و البته این سیگار جدید را با سیگار قبلی روشن میکنند. در ادامه، زمانی که رابطهی عاطفی سیما و آتابای در حال شکلگیری است. سیما، از آتابای سیگار میخواهد- سیما: آنقدر با لذت سیگار میکشی که آدم هوس میکنه( نقل به مضمون)- آتابای همچنان که نشسته است سیگاراش را روی زمین میگذارد و دست در جیباش میکند تا سیگاری به سیما تعارف کند اما سیما، سیگارِ روشنِ آتابای را برمیدارد و همان را میکشد. چند سکانس بعد، زمانی که آتابای و پدرش بر سر قبر خواهر نشستهاند. آتابای که رابطهی خوبی با پدرش ندارد و برای گریز از احساسات، به بهانهی جاگذاشتن پاکت سیگارش بر میخیزد و به سمت ماشیناش میرود. پدرش از او میپرسد که «بهمن» میکشی؟ با تایید آتابای، او هم بلند میشود، چند قدمی برمیدارد و مقابل او میایستد. از پاکتِ سیگارش، سیگاری به آتابای میدهد. آتابای قصد دارد تا سیگار خودش را با فندک روشن کند که پدرش، کمی به سوی او خم میشود. بنابراین نخست سیگار پدر را روشن میکند. به عبارت بهتر، یخ رابطهی این دو( پدری که در کودکی فرزندش را کتک میزده؛ و فرزندی که تمام این سالها از پدر کینه داشته) به آتشِ سیگار آب میشود. آنگونه که از طریق نریشن (صدای ذهنی و درونی آتابای) میفهمیم که در این لحظات حتی میخواهد پدرش را به آغوش بکشد.
در هر سه سکانسی که ذکر شد، سیگار –این عامل کلیشهای برای نمایشِ بدطینتی و بدبختی در سینمای ایران- اِلمانی برای پیوند شخصیتها شده است. از تداوم دوستی میانِ یحیی و آتابای، شکلگیری رابطهی نزدیک و حتی شاید بتوان گفت اروتیک سیما و آتابای (حداقل در چارچوب مناسبات قابل بیان در سینمای ایران) و در ارتباط با پدر و پسر، نزدیکترین لحظه از فهم متقابل نسبت به هم، با نوع (برند) سیگار و خواستِ با حفظِ غرورِ هر یک در ایجاد ارتباط، همه و همه از طریق کاربرد نامتعارف این عنصر شکل گرفتهاند.
ظرافت ماجرا اما، در ارتباط با کاراکتر آیدین رخ میدهد. در سلسله نماهایی که آتابای قصد دارد با نشان دادن عکسهای دوران دانشجوییاش و ذکر داستان عشق از دست رفتهاش، رابطه صمیمانهتری با آیدین برقرار کند به آیدین، سیگار تعارف میکند. هوشمندی نیکی کریمی و حجازیفر، به عنوان نویسندگان فیلمنامه در همین نکته است که آیدین، سیگار را پس میزند. سیگار نمیکشد همچنان که نمیدانیم و نخواهیم فهمید که باز هم نزد داییاش (آتابای) خواهد ماند یا خیر. علاوه بر این، فیلم و فیلمنامه از این اتهام که عاملی در ترویج یا تبلیغ کشیدن سیگار هستند(به خصوص قبح آن برای جوانترها و استعمالاش نزد بزرگترها) رهیده است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تحلیل بازیگری نیکی کریمی؛ شمایل زن فیلسوف و پرسشگر
- «سوت پایان»؛ فیلمی با بار زنانگی و عاطفی قوی
- «دو زن» در آینه مکتب نقد عمیقگرا/ تصویری ماندگار از زنان
- «ناتوردشت»؛ روایت انسان در لحظههای بحرانی
- یادداشت مینا اکبری/ حق انتخاب و قضاوتهای سطحی
- «وحشی»؛ اولین حضور سریالهای ایرانی در تورنتو
- یادداشت نیکی کریمی درباره شیوا ارسطویی
- وحشیسازی یا وحشیزادگی؟/ روایتی از داود اشرف و زخم فرودستان در «وحشی»
- از ۲۵ فروردین؛ سریال هومن سیدی به شبکه نمایش خانگی میآید
- هادی حجازیفر تهیه کننده «صفر پنج» شد/ معرفی بازیگران «بازی استریندبرگ»
- فیلم جدیدی به جشنواره اضافه نمیشود/ خروج فیلم نیکی کریمی از جشنواره فجر
- «تمساح خونی» و «آبی روشن» آنلاین اکران میشوند
- «داریوش» ۲۷ تیر میآید
- بازگشت جواد عزتی به خونبازی در «زخمکاری ۳»
- عروسک باید حرف جامعه را بزند/ وقتی هادی حجازیفر به جای محمد بحرانی عروسک ساخت!
نظر شما
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
آخرین ها
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد
- «استوار ساقی»، «باگ» و «چمدان آبی» در جشنواره احمدآباد هندوستان/ نمایش ۶ انیمیشن
- جایزه بهترین فیلم برداری تونس به فیلم کوتاه «البنات» رسید
- «زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
- همچون غرش شیری باستانی که در درهای خواب رفته به گوش میرسد
- خوانشی چند لایه از فضا، فرم و سیاست در فیلم «انگل»/ معماریِ نابرابری
- با انتشار بیانیهای اعلام شد؛ دلایل کنار گذاشتن نوید محمدزاده به روایت سازندگان تئاتر «آرش»
- یک شکست برای فیلم ریدلی اسکات؛ «مرد عنکبوتی» به پیشتازی ادامه میدهد
- «امیرو»؛ پرترهای ناتمام از یک انسان طردشده
- رابطه سوژه و قدرت در «بیداد»/ آواز برای بازپسگیری سوژگی
- «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه





