سینماسینما، زهرا مشتاق
نمیشود گفت که داریم یک فیلم اجتماعی میبینیم یا یک فیلم عاشقانه، یا حتا یک سرگذشت از چند تا آدم. تکههایی از همه این چیزهاست. یک قصه یک خطی که به هم جفت و جور شده تا یک جنگل پرتقال بار بدهد. انگار داده. آدمی که با یک کوله پشتی که گویا از اتفاقات تلخی سنگینی میکند، روی دوش برمیگردد، به شهری که یک زمانی آنجا درس میخوانده، دانشجویش بوده و حتما چیزهایی بوده که پایش بدنش را نمیکشیده به آنجا. چیزی یا چیزهایی که متوقفش میکرده. اما رفتن بایدی است و چون و چرا هم ندارد. میرود. یک آدم گندهدماغ که انگار از عالم و آدم طلبکار است و هیچکس را قبول ندارد مگر خودش. ولی مگر خودش چه کار کرده؟ چه هنری دارد؟ یا حتا برای عمق و وسعت بخشیدن به هنرش چه کار کرده؟ ته تهش شده معلم یک مدرسه که از دانشآموزان خودش زهر چشم بگیرد و برایشان الدورم بلدورم بکند. له کردن آنها. درست مثل همان کاری که سالها قبل با یک دختر دیگر کرده. دختری که دوستش میداشته و او همه چیز را به مسخرگی و کثافت میکشاند.
ولی، در همیشه به روی یک پاشنه نمیچرخد. نمیشود همیشه و برای همه شاخ و شانه کشید و قسر در رفت، یک جایی، دنیا و کائنات میگذارند توی همان کاسهای که برای دیگران گذاشته بودی. درست مثل زن کارمندی که یک ساعت زودتر مرخصی میگیرد و میرود تا جوانکی که از عالم و آدم طلبکار است، صاف بخورد به در بسته. و چرا که نه! باید هم بخورد. با پنهان کردن روی جلد هیچ مجلهای، واقعیتها عوض نمیشود. آدمها در نهایت و یک روز نتیجه کارهای خودشان را میبینند. حتا اگر آدم در یک تصادف ماشینش داغان بشود، معنیاش لزوما این نیست که همه چیزها را از یاد برده و شاید در مواجهه با چنین رویدادی مرز میان وقاحت و شرافت، اخلاق و بیمایگی، پستی و عزت، حسرت و حسادت و خیلی ویژگیهای دیگر آشکار بشود.
خامی، بیتجربگی، جوانی، کله شق بودن و خصوصیاتی از این دست میتواند از آدمها، تندیسهایی از غرور و تعصب و منهای توخالی و زیادی برپا کند. و خوشبخت آنان که فرصتی برای رجوع به گذشته و مرور شدههای نباید میشده، مییابند. اما آیا اذعان به اشتباهات به تنهایی میتواند کافی باشد. اگر اشتباهات آدم یا آدمهایی، موجب تغییر و یا نابودی زندگی آدمهایی دیگر شود، کدام میزان توان این وزنکشی و برقراری دوباره عدالت را خواهد داشت؟ آیا گذشتهای که آینده را نابود یا دستخوش تغییری بیبرگشت کرده است، قابل جبران است؟ ارواح عاشق، ارواح خلاق و مبتکر، ارواح هوشمند، ارواح هنرمند و استاد آنگاه که در توفان ناملایمات و بخت برگشتگی تقدیر، رو به محاق و افول مینهند؛ کدام بانی است که این ارواح سرگشته را باز به زندگانی برگرداند؟ بدنهای به یغما رفته و جانهای متلاشی شده از کرامت انسانی برباد رفته.
«جنگل پرتقال» فرصتی است برای روبرو شدن با خویشتن. برای جبران مافات و برای برداشتن سنگهای سخت به جای برگشتن به عقب!
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- درباره بازی محسن قصابیان در «کلاغ»/ جایی که بازیگر محو میشود
- «کلاغ»؛ چرا زخمها تمام نمیشوند؟
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- «بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» میکند؟
- «قانون به روایت لیدیا پوئت»؛ جسارت بیمرز یک وکیل زن
- یادداشتی بر نمایش «رابین هود»؛ بشارت پیروزی
- نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست
- «تابستانی که برف آمد» در سینما اندیشه بررسی میشود
- «تابستانی که برف آمد»؛ قصهای خانوادگی و عاشقانه با نشانههای هنری
- یادداشتی بر «صبحانه با زرافهها»/ باز تعریف دگرگونهی یک داستان اجتماعی محض
- «مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده
- نمایش «هم این، هم آن»؛ در مسیر تعامل، همدلی و تفاهم متقابل
- «پیرپسر»؛ دیکتاتورهایی با مغزهای کوچک زنگزده
- دوازده روز جنگ
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- جدیدترین عکس از پسر شهرزاد/پدر فرهاد و کبیر در پشت صحنه «شهرزاد ۲»
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد





