سینماسینما، انسیه نجفی نشلی
بیش از پنج روز مانده به تصویب قطعنامه ۵۹۸ و اعلام آتشبس در نماهای پایانی دفاع تلخ در جنگ ایران و عراق، در منطقه تنگه ابوقریب، فرزندانی از خاک این سرزمین کهن، با نماد دستهای خالی که اندک سلاح سردی پشتوانه جسم خسته و روح زخمیشان بود، دشمنی با نماد دستهای پر و با سلاح کارآمد را از تعرض به دامان پاک ایرانمهر بانوی مام وطن ایراندخت دور کردند. درست است که تلخی و بیپردگی صحنههای واقعی جنگ، قلبمان را پاره پاره میکند، اما باید دید و روایت کرد، برای نسلی که ندید و حقیقت را نمیداند، و باید دید و به یاد داشت که چه کسانی، چه کردند و چگونه مظلومانه دفاع کردند و شهید شدند، با لب تشنه و بیرمق و… آه و صد افسوس که دیگر نیستند و اگر بودند، حتما وطن با رشادت جهادی ایشان گلستان میگشت.
در آثار توکلی استفاده از دیالوگ همواره جایش را به روایت تصویری میدهد، و اینجا فضاسازی و روایت داستانی متفاوت نشانگر توانمندی او در تجربه ژانری دیگر در کارنامه کاریاش است. روایت در فیلم واقعگرایانه و بدون شعار دادن تاثیرگذار و جذاب است و قصه زندگی عادی و واقعی و تلخ مردم متاثر از جنگ را بدون شعارزدگی و بدون تعارف و بیپرده بیان میکند. گویی مخاطب همزمان آنجا بوده و شخصا لحظات دردناک را حس کرده است. روال زندگی عادی در جنگ، آوارگی مردم، کودکان ترسیده از صدای بمب و خمپاره، قربانیان حملات شیمیایی و سربازانی که بین رفتن و بودن، ترسیدن و شجاعت ماندهاند. در سکانس پلان افتتاحیه فیلم معرفی فضای قصه و افراد به گونهای زیبا و موفق ارائه میشود. معرفی خلاصه ابتدای فیلم و ویژگیهای رفتاری و شخصیتی کاراکترها، حسابشده است تا مخاطب با دیدن آرامش سکانس پلان اول فیلم با آگاهی قبلی از شرایط موجود قصه، با دقت صحنه را جستوجو کند و همین تعلیق ایجادشده، ذهن پرسشگر مخاطب را قلقلک میدهد که در پی ماجرا باشد و همین نکتهسنجی باعث میشود با ریزبینی روی قصه و شخصیتها کندوکاو کند و بدون زحمت سوار بر سورتمه خیال و آگاهی و تعلیق، وارد فضای روایی اصلی قصه گردد. توکلی هوشمندانه عواملی در سکانس افتتاحیه قرار داده است تا مخاطب همزمان با مرور سکانس و آغاز قصه و رفتارشناسی و شخصیتشناسی فیلم، در ضمیر ناخودآگاهش عناصر روایی در پسزمینه سکانس و فیلم را مرور کند و متوجه شود که آتش زیر خاکستر همان شعلهور شدن حادثه ابوقریب است. یکی از مشخصههای فیلم آوردن نمادها در قصه است و اشارههای نمادین و ایماژی که در پس آن معنایی ژرف نهفته است و سبب همذاتپنداری مخاطب میشود. شهادت قهرمانانه شخصیتها در پایان فیلم با موسیقی حماسی حامد ثابت، شعاری نبودن دیالوگها، قهرمانی که قرار است به مرخصی برود، اما میماند و میجنگد و علی که نماد معصومیت و سادگی است و هست تا مخاطب زشتی و بدی جنگ را از زبان او بشنود. همچنین فیلمبرداری خضوعی ابیانه و تدوین و بازسازی حرفهای و فوقالعاده صحنه نبرد و میدان دفاع، جلوههای میدانی و بازیهای عالی (که البته میتوانست بهتر باشد، زیرا ظرفیت و توانمندی بازیگران فیلم بالاتر از این است)، نمونه بارز موفقیت فیلم به شمار میرود. تدوین فیلم به گونهای است که برشها، روال روایت قدرتمند را قطع نمیکند و روی ریتم فیلم تاثیر منفی ندارد.
نکته مهم در این فیلم این است که آنچه چشم از دریچه دوربین مشاهده میکند، اهمیت دارد و اصراری بر بیان مستندگونه و واقعگرایانه بودن موضوع نیست. در خط داستانی روایت درام قصه داستانکها و خردهروایتها همچون بادکنکهای رنگین دایره شکل به هم اتصال مییابند، باد میشوند و پس از تکمیل ظرفیت و پختگی حجم میترکند و محتوای آنها به حجم بعدی منتقل میشود. دوایر بههمپیوسته که چون زنجیر به استحکام درام کمک میکند. هدف اصلی خردهداستانها، علاوه بر پیشبرد روایت داستانی، در ساخت فضای قصه و عمل و عکسالعمل پرسوناژهای درام پررنگتر است. در «تنگه ابوقریب» فضاسازی بسیار اهمیت دارد؛ فضایی که با دقت و صبوری و خردمندانه ساخته شده است. تصاویری چون کودکان بیگناه خاکآلوده، مجروحان رنگ به رنگ خونین پشت جبهه، دست جداشده، تکه قوطی کنسرو… و همه خاکی و خونین… رنگ رنگ رنگ. در «تنگه ابوقریب» بیش از روایتی دراماتیک و عنصری کلاسیک و سینمایی تاکید بر ارائه نبرد فرزندان یک سرزمین برای خاک خود با دادن خون است.
در سکانس قرارگاه قبل از شروع حملات دفاعی، شخصیتها میآیند و میروند و در ذهن مخاطب شکل میگیرند و همین اشاره کوچک سبب میشود که هرکدام از این افراد آشنایانی عزیز شوند که بعدها در هیاهوی دفاع و شهادت به یادمان بیایند و اشک حسرت بر چشمان ما بنشانند که ای کاش بودید و میماندید و در خانه و شهر و فامیل و کوچه و خیابان به جای اسمتان، خودتان اشکهای جاری از چشمهای غمگین امروزمان را میستردید. حاشا که نیستید… شخصا بعد از تماشای فیلم در جشنواره فجر از پردیس ملت (کاخ جشنواره و سینمای رسانه) با بهتزدگی به کوچهای سرازیر شدم که نام همبازی کودکیام، پسرعمه شهیدم، مظلومانه بر آن نقش بسته بود، محله بازیهای کودکانه که صدای خندههای مصطفی اتمسفر کوچه را در هم ریخته بود. صدایش را میشنیدم که کودکانه از پشت پنجره خانه قدیمی، مرا مینگریست، اما هیچکس در آن کوچه دیگر او و خاطرهاش را به یاد نمیآورد… همه چیز نو شده، خالی از مصطفیها، عزیزها، خلیلها، حسنها و مجیدها… مجیدی که رمان «پیرمرد و دریا» میخواند. نگاه تهی و خالی علی پسر نوجوان فیلم، بیاحساس و بهتزده و خالی از قضاوت، در میان آتش و خون شما را مینگرد… ای کاش بودی عزیز مصطفی.
در فیلم نام مشاور نظامی نیامده و شاید به همین خاطر صدای بیسیم شهید حسن باقری (که در بهمن ۱۳۶۱ در فکه به شهادت رسید) در تنگه ابوقریب در سال ۱۳۶۷ به گوش میرسید، یا پختگی لازم در صحنههای تنگه و دشت وجود ندارد. البته کارگردانی که ملودرامهای روشنفکرانه و خلوت و ساکن میسازد و هشتمین اثرش فیلمی به سبک فیلمهای کالت جنگی دنیا و قصهگویی و روایتی به سبک بزرگترین فیلمهای جنگی تاریخ سینما و دنیا از آب درمیآید، جای تحسین دارد. حتی به اصول ژانر مورد نظر هم پایبند است.
منبع: ماهنامه هنروتجربه
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- ضرورت تمسک به فرهنگ دفاع مقدس در سینما!
- تقابل تجارت و واقعیت/ نگاهی به فیلم «روز صفر»
- «روز صفر»؛ مرز باریک صعود و سقوط
- بهرام توکلی سریال «مترجم» را میسازد
- داوران بخش مسابقه ملی جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند
- آغاز داوری/ یادداشت داوران جشنواره فجر خطاب به مخاطبان سینما
- داوران بخش «سودای سیمرغ» جشنواره فیلم فجر معرفی شدند
- بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران از نگاه نویسندگان سینماسینما (۳)/ شادی حاجی مشهدی، الناز راسخ
- تهیهکننده «نون خ» تکذیب کرد/ نویسندهای به عوامل تولید این سریال اضافه نشده است
- بهرام توکلی به نویسندگان«نون.خ۳» پیوست
- انتشار نخستین عکس از ساعد سهیلی در «روز صفر»
- بدون کانسپت/ نگاهی به فیلم «تختی»
- جزئیات آرای ۱۰ چهره موثر سینما در سال ۱۳۹۷ آکادمی سینماسینما/ رتبه نهم: بهرام توکلی
- سعید ملکان «روز صفر» را میسازد/ صدور سه مجوز ساخت
- قهرمانی متولد می شود/ نگاهی به فیلم «غلامرضا تختی»
نظر شما
پربازدیدترین ها
- یک پایان بد برای یک سریال قابل قبول/ یادداشت احمد میراحسان بر پایانبندی سریال «نجلا»
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
آخرین ها
- روایت اسکورسیزی از سرنوشت یکی از پروژههایش؛ چرا «کلئوپاترا» با بازی آنجلینا جولی ساخته نشد؟
- برندگان جوایز آسیا پاسیفیک ۲۰۲۶ معرفی شدند
- محمدرسول صادقی مدیرعامل هنروتجربه شد
- کوچ سینماگران ایرانی به اروپا و آمریکا/ چه اتفاقی در راه است؟
- برای محسن راستانی/ حیرت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «کارنامهی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ
- ایدفا۲۰۲۶؛ ایرانیها تریلر رسمی مهمترین جشنواره مستند جهان را ساختند
- «پاتریک استوارت» درگذشت
- جوایز ایدا؛ فهرست اولیه برترین مستندهای سال معرفی شد/ «روباه و ماه صورتی» در میان مدعیان
- همزمان با روز جهانی انیمیشن؛ رونمایی از نخستین انیمیشن «دستساز» جهان
- انتشار ۱۱ قطعه باکلام و بیکلام با ۱۶ نوازنده مطرح و ۴ خواننده
- مسیری تازه برای بازآفرینی حماسه ملی ایران؛ «شاهنامه» در راه است
- معرفی هیئت داوران بخشهای جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت
- تهیهکننده «امیرکبیر» معرفی شد
- «یک ساعت از آن روز»، روایتی از ایرانِ این روزها
- محکومیت جعفر پناهی به ۵ سال حبس و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور
- سینمای ایتالیا؛بازگشت مخاطب و جستوجوی هویت تازه
- خوانشی سینماتیک میان خاطره، هویت و زوال یک خیابان/ خیابانی که از حافظه آدمها عبور میکند
- «بُت»؛ طوفانی که به پا نشد
- یک فرش قرمز بارانی/ جشنواره فیلم توکیو ۲۰۲۶ آغاز به کار کرد
- جشنواره توکیو جایگاه جهانیاش را ارزیابی میکند
- پنج فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو





