سینماسینما، مجید برزگر؛ در تقویم، ماهها تفاوت چندانی با هم ندارند. هر کدام سی روزی میآیند و میروند و سهم خود را از گرما و سرما بر زمین میگذارند. اما در حافظه فرهنگی یک ملت، گاهی یک ماه، وزنِ دیگری پیدا میکند؛ نه به دلیل حادثهای تاریخی، بلکه به سبب حضوری که در طول زمان، معنایی فراتر از یک تاریخ یافته است.
تیر برای سینمای ایران، از همین جنس است. ماهی که تولد چهار فیلمساز را در خود جای داده که هر یک، بیآنکه شبیه دیگری باشد، نسبت تازهای میان انسان، واقعیت و تصویر برقرار کردهاند: عباس کیارستمی، سهراب شهیدثالث، ناصر تقوایی و جعفر پناهی. این همزمانی البته چیزی را ثابت نمیکند. تاریخ، گاه با تصادفهای شاعرانه بازی میکند. اما بعضی تصادفها ما را به فکر وامیدارند. اینکه چهار نگاهِ تا این اندازه اثرگذار، در یک ماه از سال به دنیا آمده باشند، دستکم بهانه خوبی است تا از خود بپرسیم سینمای ایران، در بهترین لحظههایش، جهان را چگونه دیده است.
اگر بخواهیم میان این چهار جهان، رشتهای مشترک پیدا کنیم، شاید بیش از هر چیز باید از «اعتماد» سخن گفت؛ اعتماد به واقعیت. در روزگاری که سینما در بسیاری از نقاط جهان هر چه بیشتر به نمایش، اغراق و شتاب تکیه میکرد، بهترین فیلمسازان ایران، برعکس، به واقعیت اعتماد کردند. به مکث، به سکوت، به جزییات و به زندگی، آنگونه که هست؛ بیآنکه آن را با پیرایههای نمایشی بپوشانند.
کیارستمی شاید روشنترین نمونه این اعتماد باشد. در سینمای او، دوربین کمتر چیزی را تحمیل میکند. بیشتر گوش میدهد تا سخن بگوید. جادههایش مقصد را از اهمیت میاندازند و خودِ راه را به تجربهای انسانی بدل میکنند. کودکی که در پی یافتن خانهای است، مردی که زیر درختی درباره مرگ و زیستن میاندیشد یا شاخههای زیتونی که با باد گفتوگو میکنند، هرگز صرفا عناصر یک روایت نیستند؛ آنها شیوهای برای اندیشیدنند. کیارستمی، جهان را ساده نمیکرد؛ پیچیدگی را در دل سادگی کشف میکرد. او با تفسیرش از جهان، بازی، امکان، شعر و گشودگی را پیش چشم ما میگذاشت.
شهیدثالث، از همین اعتماد، نتیجهای دیگر گرفت. او واقعیت را نه در حرکت که در ماندن جستوجو کرد. کمتر فیلمسازی به اندازه او جرات کرده است زمان را همانگونه که بر زندگی میگذرد، بر پرده جاری کند. در جهانِ او، حادثه اغلب بیرون قاب اتفاق میافتد و آنچه باقی میماند، وزنِ بودن است. ایستگاهی که سالهاست تغییری نکرده، مردی که کار هر روزش تکرار همان دیروز است، کودکی که زندگی را بیآنکه بشناسد از سر میگذراند؛ اینها در ظاهر کوچکند، اما در نگاه او به تاملی عمیق درباره وضعیت انسان بدل میشوند. شهیدثالث به ما آموخت که سکوت، اگر درست شنیده شود، از بسیاری گفتوگوها پرمعناتر است. او با تفسیرش از جهان، انسداد، سکون و فرسایش را پیش چشم ما میگذاشت.
در سینمای ناصر تقوایی، واقعیت چهره دیگری پیدا میکند. او به جغرافیا اعتماد دارد. کمتر فیلمسازی در ایران توانسته است اقلیم را تا این اندازه به سرنوشت انسان پیوند بزند. جنوب، در آثار او، پسزمینه نیست؛ نیرویی است که بر اخلاق، زبان، مناسبات و حتی تقدیر شخصیتها اثر میگذارد. دریا فقط منظره نیست، آزمون است. گرما فقط وضعیت آبوهوا نیست، کیفیت زیستن است. از همین رو است که اقتباسهای او هرگز بوی ترجمه نمیدهند؛ ادبیات، وقتی به جهان تقوایی وارد میشود، رنگ خاک و نمک و آفتاب میگیرد و دوباره متولد میشود. او یکی از معدود فیلمسازانی بود که نشان داد جهانی شدن، از وفاداری به مکان آغاز میشود، نه از گریز از آن. او با تفسیرش از جهان، روایت، شخصیسازی تجربههای بشری، آزاداندیشی و روشنگری را پیش چشم ما میگذاشت.
جعفر پناهی نیز به واقعیت اعتماد میکند، اما واقعیتی که همواره در کشاکش با قدرت، قانون و محدودیت است. اگر در آثار کیارستمی، جاده افق را میگشاید، در آثار پناهی، خیابان پرسش را. او دوربین را به جایی برد که زندگی بیواسطه جریان دارد؛ در تاکسی، در آپارتمان، در پیادهرو، در گفتوگوهای ظاهرا روزمره. سینمای او هرگز از زندگی فاصله نمیگیرد، حتی زمانی که امکان فیلم ساختن از او گرفته میشود. شاید مهمترین ویژگی آثارش همین باشد که شکل تولید فیلم را نیز به بخشی از معنای فیلم تبدیل میکند. گویی هر محدودیت تازه، زبان تازهای برای سینما میآفریند او با تفسیرش از جهان، امید، مقاومت و تابآوری را پیش چشم ما میگذاشت.
این چهار نفر، اگرچه از نسلها و تجربههای متفاوت آمدهاند، در یک نقطه به هم میرسند: هیچ یک به تصویر بیاعتماد نیست. آنان پیش از آنکه بخواهند جهان را تفسیر کنند، آن را مشاهده میکنند. شاید به همین دلیل، آثارشان هنوز زندهاند.تفسیرها پیر میشوند، اما مشاهده، اگر دقیق باشد، عمر درازتری دارد. سالهاست که درباره موفقیت جهانی سینمای ایران سخن گفته میشود. گاه آن را به شرایط اجتماعی نسبت دادهاند، گاه به اقتصاد سینما و گاه به نگاه جشنوارهها. همه اینها ممکن است بخشی از حقیقت باشد، اما حقیقت کامل نیست. آنچه این سینما را متمایز کرد، بیش از هر چیز، اخلاق نگاه بود؛ اینکه دوربین، به جای سلطه بر جهان، در کنار آن بایستد. اینکه شخصیتها، موضوع ترحم یا قهرمانسازی نباشند، بلکه انسانهایی باشند با همه ابهامها و تناقضهایشان. این میراثی است که از شهیدثالث تا کیارستمی، از تقوایی تا پناهی، با بیانهایی متفاوت ادامه یافته است. در روزگاری که تصویر هر روز پرسرعتتر، پرصداتر و مصرفیتر میشود، بازگشت به سینمای این چهار نفر، فقط رجوع به گذشته نیست؛ یادآوری امکانی دیگر برای دیدن است. امکانی که در آن، باد هنوز شنیده میشود، انتظار هنوز معنا دارد، دریا هنوز شخصیت است و گفتوگویی کوتاه در صندلی عقب یک تاکسی، میتواند به اندازه یک رمان، چیزی از زمانه ما را آشکار کند. شاید از همین رو، تیر برای سینمای ایران صرفا ماه چند تولد نیست. یادآور چهار امکان برای دیدنِ جهان است؛ چهار امکانی که هنوز نیز با همه تفاوتهایشان، ما را به یک فضیلت مشترک فرامیخوانند: اینکه پیش از داوری، نگاه کنیم.
منبع: روزنامه اعتماد
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- بهترین سریالهای ایران بر مبنای مفهوم ابرکاراکتر
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- «در محاصره» به آفریقا جنوبی میرود
- اولین نمایش نسخه مرمتشده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران
- «مثل باران، مثل دریا» بهترین مستند بلند جشنواره آمریکایی شد
- برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده
- آکادمی داوری اعلام کرد؛ فهرست نامزدهای اولیه جوایز اسکار ۲۰۲۶/ نامزدی فیلمسازان ایرانی در دو بخش
- با رای منتقدان مجله IndieWire؛ آخرین ساخته جعفر پناهی در میان بهترینهای ۲۰۲۵
- مقایسه فیلمنامه «کوچک جنگلی» تقوایی با سریال افخمی/ از پژوهشِ روایتمحور تا روایتِ موردپسند صداوسیما
- این بار نامی از فیلم پناهی نیست؛ منتقدان هالیوود ریپورتر ده فیلم برتر ۲۰۲۵ را انتخاب کردند
- چهار نامزدی برای «یک تصادف ساده»؛ نامزدهای گلدن گلوب ۲۰۲۶ معرفی شدند
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- در ژرفای اندیشهها و آرمانهای ناصرتقوایی/ برای رسم عاشقکشی و مرگ خاموشِ بزرگان
- سیر تحول قهرمان و جبر محیط در سینمای ناصر تقوایی: از «صادق کرده» تا «ناخدا خورشید»
پربازدیدترین ها
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- درباره شیدا ساخته کمال تبریزی به بهانه نمایش آن از تلویزیون
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
آخرین ها
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- اکران خصوصی فیلم «کافه سلطان»/ گزارش تصویری
- اپرای عروسکی «عشق»/ گزارش تصویری
- درباره مستند «فراموشخانه»/ یادم تو را فراموش
- بلیت تئاتر، اقتصاد و فرهنگ
- نگاهی به اجرای «کارنامهی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت
- مستند NAZA؛ وقتی انسان به عدد و خانه به هدف تبدیل میشود
- معرفی برگزیدگان شانزدهمین جوایز ایسفا
- فیلم مجید مجیدی راهی اسکار ۲۰۲۷ شد
- نمایش فیلم «نفرین توقیف» در غیاب کارگردان
- بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را میسازد
- یک جایزه برای فیلمکوتاه ایرانی؛ جشنواره بوسان ۲۰۲۶ برگزیدگانش را شناخت
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی





