سینماسینما، پویا نبی
چهل روز از جهان بدون نجف دریابندری می گذرد، مترجم و نویسنده شهیری که گستره تاثیر او صرفا معطوف به فعالیت های ادبی نمی شود. مترجمی که از همان سنین جوانی و در نخستین گام ها تغییرات شگرفی را در ترجمه آثار ادبی در سرزمین ما پدید آورد و بی راه نیست اگر ادعا کنیم عرصه ترجمه در سرزمین ما به قبل و بعد از دریابندری تقسیم می شود. کسی که اگر نگاه و سلیقه جستجو گرش نبود شاید پای ادبیات آمریکای شمالی به ایران ای بسا به مراتب دیرتر باز می شد. دریابندری را بی تردید باید واسطه آشنایی مخاطبین ایرانی با نویسندگانی چون همینگوی، فاکنر و اشتاین بک دانست. کسی که برای ترجمان آثار هرکدام از این غول های ادبی شیوه ای بدیع و منحصر به فرد را به کار بست تا ترجمه این آثار به لحن نویسنده اش هر چه بیشتر نزدیک شود. از استفاده اصطلاحات مردم جنوب ایران همچون بمبک (برای کوسه) در رمان سترگ پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی تا استفاده از نثر شکاریه دوره قاجار برای ترجمه گفتار قهرمان رمان (بازمانده روز) نوشته اییشی گورو.
شاید همین تسلط بی چون و چرای دریابندری به زبان فارسی و در مقابل شیوه داستانگویی نویسنده مورد اشاره اش باعث شده تا برگردان آثار بزرگانی چون ارنست همینگوی، برتراند راسل، ساموئل بکت، ویلیام فاکنر، مارک تواین و حتی جبران خلیل جبران توسط این مترجم فقید تفاوت های ماهوی با دیگر ترجمه های موجود در بازار نشر داشته باشد.
دریابندری بی تردید مترجمی صرف نبود و دارای ذوق و سلیقه ای والا در انتخاب کتب ترجمه ای اش بود گویی که قصد داشت مخاطبین را در عیشی که پیش تر در خلوت از خواندن آن کتاب برده شریک سازد و در این انتخاب سلیقه ای از هیچ حرکت رادیکالی ابا نداشت کما اینکه سالها قبل در پاسخ به عدم ترجمه دو فصل پایانی کتاب «قدرت» به صراحت گفت این دو فصل پایانی به هیچ عنوان در حد و اندازه کلیت کتاب نبوده و حتی می توانم بگویم بسیار هم چرت بوده است! نکته ای که توسط برخی از تحلیل گران ادبی به عنوان علاقه دریابندری به حزب توده و گرایشات سیاسی او پیش از کودتای ۲۸ مرداد تلقی شد. شاید به همین دلیل ساده و تنوع طلبی آشکارش بود که دامنه فعالیتش از ادبیات داستانی آمریکای شمالی تا کتاب های فلسفی و نهایتا آموزش آشپزی گسترش می یابد.
شهرت دیگر دریابندری در مقدمه های مفصلی است که در ابتدای آثار ترجمه شده اش می نوشت و خواندن آن مقدمه، جهان نویسنده آن کتاب را به طور کامل مقابل دیدگان خواننده قرار می دهد. نمونه مصداقی و درخشان این دست مقدمه ها را می توان به مقدمه پیرمرد و دریا با عنوان «همینگوی یک دور تمام» ارجاع داد که چه شیرین دنیای نویسندگی ارنست همینگوی را برای ما کالبد شکافی می کند.
وقتی از سلیقه مرحوم دریابندری سخن به میان می آوریم لاجرم باید نگاهی به فعالیت های سیاسی او در حزب توده هم بیندازیم، شاید یکی از علل علاقه او به نویسندگانی مانند فاکنر و همینگوی همانا عقبه چپ آن بزرگان بود و یا ترجمه کتاب هایی مانند «قدرت» را باید به حساب نگاه سیاسی او حداقل در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد که چند سالی هم به خاطرش زندانی شد بدانیم.
میزان دخل و تصرف او در این آثار حتی در برخی مواقع بدل به یک معمای ادبی شده است که تا همین امروز کسی پاسخ روشنی برای آن ندارد . نمونه مثال زدنی آن ترجمه کتابی با نام «چنین کنند بزرگان» نوشته ویل کاپی است که تا همین امروز بین اهالی ادبیات مناقشه جدی است که آیا این کتاب واقعا ترجمه است و اساسا نویسنده ای به اسم ویل کاپی وجود خارجی دارد؟ و یا یک تالیف شخصی برای فرار از دست سانسور است. مناقشه ای که در هر دو طرف طیف آدمهای جدی همچون عباس معروفی و اسدالله امرایی به بهانه های مختلف در مورد این کار دریابندری سخن به میان آورده اند، ولی هر چه باشد کتاب سترگ چنین کنند بزرگان قطعا جزو گنجینه های طنز ادبیات این سرزمین است و برای نگارنده در کنار رمان بزرگ «دایی جان ناپلئون» نوشته ایرج پزشکزاد جزو طنازانه ترین متون این سرزمین به شمار می آید.
هر چه هست باید دریابندری را از سرمایه های ادبی این کشور بدانیم و او را جراح واژه ها قلمداد کنیم، ادیبی خود ساخته که با انتخاب درست واژه ها سبب شد تا محصول نهایی به اثری شیرین، گیرا و البته ماندگار در ذهن مخاطبین ایرانی بدل شود. مترجم و نویسنده ای که مانندش به این زودی ها یافت نمی شود و باید سالها با حسرت به صندلی خالی این پیرمرد خوش لبخند نگاه کنیم.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- از ساعدی تا همینگوی؛ ناصر تقوایی و رویای ترجمهی ادبیات به تصویر
- «قیصر»؛ خندقی در گذر زمان
- مراسم یادبود مجازی نجف دریابندری برگزار شد/ نوشتههایش بوی زندگی میداد
- مراسم یادبود نجف دریابندری به صورت مجازی برگزار میشود
- مراسم خاکسپاری نجف دریابندری برگزار شد
- ویدئوی کامل مستند «پیرمرد و دریا»/ به بهانه درگذشت نجف دریابندری
- نجف دریابندری در کنار همسرش آرام میگیرد/ خاکسپاری در بهشت سکینه کرج کنار مزار فهیمه راستکار
- نجف دریابندری درگذشت
- آنچه درباره نجف دریابندری نمیدانیم
- نجف دریابندری: «سینما» معلمِ زبان انگلیسیام بود / ابراهیم گلستان دروغ میگوید
نظر شما
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- نمایش و بررسی «جیببر» در سینماتوگراف اهواز؛ رستگاری یک دزد!
- درنگی در فرم، فرهنگ و زیباییشناسیِ سینمای ایرانی/ در باغِ شیداییِ علی حاتمی
- جشنواره لوکارنو ۲۰۲۶ در ایستگاه پایانی؛ پلنگ طلایی به فیلم فلورین شربان رسید
- دفاع امیریوسفی از سینمای زیرزمینی/ پاسخ نایب رییس خانه سینما به مدیرعامل
- «رُز» نماینده اتریش در اسکار شد
- مارک رایدل درگذشت
- بدرقه پهلوان آواز ایران به خانه ابدی؛ «ایرج» عاشق ایران بود
- تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟
- نود و نهمین دوره جوایز اسکار؛ پنج کشور نمایندگان خود را به آکادمی معرفی کردند
- ایرج درگذشت
- برای شرکت در پنجاه و یکمین جشنواره تورنتو؛ «یک روز شیرین» راهی کانادا شد
- جادوی تدوین در «اودیسه» نولان
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- شهاب حسینی؛ بازیگر مؤلف و قائم به اراده
- نمایش نسخه مرمتشده «دلشدگان» در موزه سینمای ایران
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ نمایش فیلم بهمن قبادی همراه با ۳ اثر ایرانی دیگر در کانادا
- ۲ رکورد مهم در گیشه؛ «اودیسه» پرفروشترین فیلم نولان و اکران آیمکس شد
- پروانه ساخت حذف میشود؟/ نامهنگاری برای تعویق جشنواره جهانی فجر
- «استاکر»؛ آستانهای بیپایان برای مواجهه با خویشتن
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- نشست خبری رئیس سازمان سینمایی / گزارش تصویری
- نگرانی مدیر عامل خانه سینما/ اسعدیان: باید سینمای زیرزمینی را روی زمین بیاوریم تا قابل کنترل باشد
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- فیلم مهرداد اسکویی بهترین مستند جشنواره دوربان شد
- نمایش فیلم «پاتر پانچالی» در سینماتوگراف اهواز؛ تو با یک فیلم بومی روبرو هستی
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربهی زیسته تا معماری تصویر
- مراسم افتتاحیه بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران / گزارش تصویری
- پنجاه و یکمین جشنواره فیلم تورنتو؛ مستند افسانه سالاری به کانادا میرود
- مورگان فریمن: اگر دستمزد خوب باشد، از ضعفهای فیلمنامه میگذرم





