سینماسینما، محمد حقیقت- ونیز؛ فیلم تازه علی عسگری، «کمی نور»، بازتابی کوچک از شرایط روحی و اجتماعی جامعه ایران پس از حوادث دیماه گذشته است؛ جامعهای خسته و مایوس که زخمی عمیق را پشت سر گذاشته و هنوز در تلاش است از فضای سنگین و گیجکننده آن عبور کند.
فیلمساز روایت یک روز از زندگی پزشکی را دنبال میکند که در جریان اتفاقات اخیر، مطبش محل مراجعه چند تن از آسیبدیدگان بوده و پس از آن، خود نیز با فشارها و دشواریهای زیادی روبهرو شده است. این تجربه، او را از نظر روحی به نقطهای بحرانی رسانده و باعث شده نسبت به ادامه زندگی دچار تردید شود.
در نخستین سکانس فیلم، مردی کمی آشفته و پریشان را میبینیم که در حال درست کردن قهوه است، اما ذهنش جای دیگری است. او سپس با کمک جوانی مشغول جمعآوری وسایلش، از جمله تعداد زیادی گلدان، در محل کارش میشود؛ گلدانهایی که قصد دارد آنها را میان آشنایانش تقسیم کند. بهتدریج مشخص میشود که او شخصیت اصلی فیلم، پزشکی به نام آرش است.
آرش که درگیر افسردگی و ناامیدی عمیقی شده، تصمیم گرفته به زندگی خود پایان دهد، اما پیش از آن میخواهد اعضای خانوادهاش را از تصمیم خود مطلع کند تا آنها با خبری ناگهانی روبهرو نشوند.
این موقعیت، یادآور «طعم گیلاس» عباس کیارستمی است؛ فیلمی که در آن نیز مردی در آستانه تصمیمی مشابه، در جستوجوی نوعی ارتباط با دیگران و یافتن راهی برای عبور از وضعیت روحی خود است. در هر دو فیلم، گفتوگو با دیگران به بخشی از مسیر شخصیت اصلی برای مواجهه با تصمیمش تبدیل میشود.
با این حال، «کمی نور» برخلاف «طعم گیلاس»، در فضای شهری شلوغ و پرهیاهو میگذرد. ترافیک، رفتوآمد و زندگی روزمره شهر در تضاد با حال درونی آرش قرار میگیرد؛ گویی جهان همچنان با سرعت خودش پیش میرود، در حالی که شخصیت اصلی درگیر بحرانی کاملاً شخصی است.
آرش ابتدا نزد خواهر کوچکترش میرود و درباره شرایط خود صحبت میکند. سپس به سراغ خواهر بزرگترش میرود که برای آرامش دیگران یوگا آموزش میدهد، اما در مواجهه با بحران برادرش چندان نمیتواند به او کمک کند. قرار میشود اعضای خانواده با هم نزد مادرشان بروند و شرایط آرش را با او در میان بگذارند.
در مسیر، فیلم با موقعیتهای مختلفی روبهرو میشود؛ از کمک آرش به نوجوانی که بهدلیل شرایط خاصش امکان مراجعه عادی به مراکز درمانی را ندارد تا حضور خانواده در یک اجرای تئاتری خانگی که درباره جوانانی است که به مهاجرت فکر میکنند. این موقعیتها هر کدام به شکلی با دغدغههای نسل جوان و فضای اجتماعی امروز ارتباط پیدا میکنند.
سرانجام خانواده برای شام به خانه مادر میرسند. صحنه شام، با چیدمانی که یادآور تابلوی «شام آخر» است، در سکوتی سنگین پیش میرود. همه میدانند که موضوع مهمی وجود دارد، اما هیچکس بهراحتی نمیتواند درباره آن صحبت کند. خود آرش نیز که قصد داشته با مادرش حرف بزند، در لحظه آخر دچار تردید میشود.
پس از شام، رابطه عاطفی مادر و فرزند بیش از پیش پررنگ میشود. آرش که تا آن لحظه چهرهای گرفته و خسته داشت، آرامتر میشود و مانند کودکی سر بر دامان مادر میگذارد؛ گویی برای لحظهای به نقطهای امن پناه برده است. شاید همین لحظه همان «کمی نور»ی باشد که عنوان فیلم به آن اشاره دارد؛ روزنهای کوچک در میان تاریکی و ناامیدی.
فیلم در ادامه با ایدهای ظریف و قابلتوجه، فضای پایانی را از تلخی مطلق دور میکند و امکان دیگری برای شخصیت اصلی و مخاطب به وجود میآورد.
سوژه «کمی نور» با توجه به فضای اجتماعی امروز، انتخابی قابل تأمل و بههنگام است. با این حال، فیلم در اجرا گاهی با ضعفهایی روبهرو میشود. انتخاب بازیگر نقش دکتر، که بار اصلی فیلم بر دوش اوست، میتوانست با دقت و وسواس بیشتری انجام شود. همچنین در میزانسن و برخی بخشهای فیلمنامه، جای پرداخت و انسجام بیشتری احساس میشود.
با این همه، «کمی نور» تلاشی است برای روایت حال انسانی که در میان خستگی، ناامیدی و فشارهای زندگی، همچنان به دنبال روزنهای برای ادامه دادن میشود.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه
- روایت «نفرین توقیف» از مالیخولیای توقیف در سینمای ایران
- «دیگِر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- کدام فیلمها اسکاری خواهند شد؟
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶؛ گزارشی از آرای منتقدان فیپرشی/ «مراقب» در صدر جدول افقها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- چگونه سینمای فرانسه در انتخاباتِ ریاست جمهوری۲۰۲۷ تاثیر میگذارد؟
- ۲ فیلم ایرانی در ایتالیا؛ آثار قرایی و عسگری در ونیز ۲۰۲۶ نمایش داده میشود
- در هشتاد و سومین دوره برگزاری؛ فیلمهای جشنواره ونیز با آثاری از سینماگران ایرانی اعلام شد
- «اودیسه»ی نولان خوب است اما نه بیشتر!
- «گرما»؛ فیلمی درباره اضطراب قتل غیرعمد
- عباس کیارستمی؛ برجستهترین سینماگران ایرانی در صحنه جهانی
- بحث بر سر فیلمی که نخل طلا گرفت
پربازدیدترین ها
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی
- نگاهی به فیلم «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی/ ماخولیای زنِ ستمکشِ ایرانی
آخرین ها
- محسن راستانی پرکنتراست بود/ خلاق، دقیق و جسور
- به یاد محسن راستانی؛ ممنونم برای عکسهای درجه یکتان
- تردید مخاطبان در تماشای فیلم چینی/ احساس خطر کمپانیهای هالیوود
- آنجا که اسطوره از حصار زمان رها میشود
- محسن راستانی درگذشت
- «بت»؛ روایتی پلی فونیک از انسان در وضعیت آیکونیکال
- ایران و جایزه نوبل ادبی
- این یک سفر جهنمی است؛ حمایت سازنده «تلماسه» از فیلم ایناریتو
- نگاهی به نمایشنامهخوانی «آرش»/ حماسهای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند
- نمایش «راشومون»؛ دوزخ قضاوت
- فقر تکراری نیست؛ روایتهای ما در سینما تکراریاند
- معرفی برگزیدگان چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران
- «نیرنگبازها» در تماشاخانه ایرانشهر/ پیشفروش بلیت نمایش «مسلوب» آغاز شد
- علی نصیریان به «ده پهلوان» پیوست
- داریوش عیاری؛ جریانساز سینمای آماتوری و مدافع سرسخت کلاسیسیزم
- «سرخپوست»؛ یک روایت مینیمال
- «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاریهای رفتاری شهروندان
- بازگشت «دیوانه خانه زری بوره» بدون هیچ تغییری در کارگاه تئاتر
- «روز چهلم»؛ بچهای روی پله آخر
- یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام
- دراماتورژی چیست و چه میکند؟
- اکران آثار کریم لکزاده و پگاه آهنگرانی در فرانسه
- روایت ایرانی «سرخ و سیاه» استاندال
- میراث گناه و اراده رستگاری؛ کلاژ اسطوره و فرم در بازآفرینی «شرق بهشت»
- نمایش کمدی «قبض روح» / گزارش تصویری
- پوستر «من میترسم» رونمایی شد
- یادداشتی بر پروژه «بیضاییخوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند
- نمایشنامهخوانی «آرش»؛ از خوانش متن تا آفرینش روایت
- در ۷ ماه؛ فروش گیشه سینماها به ۱۰۰۰میلیارد تومان رسید
- «نجات ما»؛ یکی از درخشانترین فیلمهای سال فرانسه





